P) (جدول شماره 3).
نتایج آزمون لون برای بررسی همگنی واریانسها و آنالیز کوواریانس در جدول شماره 4 آورده شده است. این نتایج نشان میدهد اختلاف بین دو گروه در غلظتهای سرمی BDNF 0/05
بحث
این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه اثر یک جلسه تمرین دایرهای بر سطوح سرمی BDNF و IGF-1 مردان و زنان سالمند خرمآباد انجام شد. برای این منظور 10 نفر از زنان و مردان سالمند جنوب شهر خرمآباد در یک جلسه 60 دقیقهای تمرین دایرهای با وزن بدن شرکت کردند. نتایج مهم این مطالعه عبارتند از: تمرین دایرهای با وزن بدن به مدت 60 دقیقه در زنان سالمند به طور معناداری سطوح BDNF سرمی را افزایش و سطوح سرمی IGF-1را کاهش میدهد؛ تمرین دایرهای با وزن بدن به مدت 60 دقیقه در مردان سالمند به طور غیرمعناداری سطوح BDNF سرمی را افزایش و به طور معناداری سطوح سرمی IGF-1 را کاهش میدهد؛ تفاوت معناداری در سطوح پایه BDNF و IGF-1 سرمی و در پاسخ آنها به ورزش بین زنان و مردان سالمند وجود ندارد.
BDNF و IGF-1 هماهنگکنندههای مثبت سازگاریهای عصبیزیستشناختی هستند که از طریق تمرین ورزشی و شناختی به دست میآیند [9 ،6]. نشان داده شده است که سطوح گردش خونی BDNF به وسیله عوامل بسیاری شامل جنس، سن، وزن بدن و وضعیت تغذیهای تحت تأثیر قرار میگیرد.
غلظتهای BDNF با افزایش سن تغییر مییابد و مشخص شده که کاهش نرونی در افراد سالمند با سطوح پایین BDNF محیطی مرتبط است. برخی مطالعات، غلظت بیشتر BDNF در زنان در مقایسه با مردان را گزارش کردهاند، در حالی که دیگر مطالعات چنین تفاوتی را نشان ندادهاند [17]. نتایج این مطالعه نیز تفاوت معناداری را بین زنان و مردان سالمند نشان نداد (جدول شماره 3)؛ اگرچه بهتنهایی در زنان به طور معنادار و در مردان به طور غیرمعناداری افزایش یافت. درواقع، درصد افزایش در زنان بیشتر از مردان بود.
گزارش شده که غلظت BDNF در سطوح سلولی و خارج سلولی، با افزایش سن کاهش مییابد که با کاهش نرونی مرتبط است [17 ،7]. علاوه بر سطوح کاهشیافته، گیرندههای آن نیز با افزایش سن در سالمندان سالم و آنهایی که بیماری آلزایمر دارند، کاهش مییابد [7] که درنتیجه، از اثرات سودمند BDNF به مقدار زیادی کاسته میشود. مداخله در BDNF یا گیرندههای آن میتواند شکلپذیری سیناپسی و نرونزایی در هیپوکمپ را کاهش دهد. تصور میشود که شکلپذیری سیناپسی و نرونزایی فرایندهای نرونی هستند که زمینه یادگیری و حافظه وابسته به هیپوکمپ را شکل میدهند [18]؛ بنابراین، با توجه به کاهش سطوح سرمی BDNF و گیرندههای آن در افراد سالمند [7]، این
اثرات مخرب سالمندی بر حافظه و یادگیری را میتوان تا حدودی بهوسیله تمرین ورزشی از بین برد.
در مطالعهای دیگر نشان داده شده که یک جلسه تمرین هوازی سطوح پلاسمایی BDNF را در سالمندان سالم و کسانی که بیماری آلزایمر دارند، افزایش میدهد و ارتباط مثبت معناداری بین سطوح BDNF و سطح فعالیت جسمانی نشان داده شد [7]. در مطالعهای دیگر، ورزش با شدت متوسط تا شدید برای 3 ماه نتوانست غلظتهای سرمی BDNF و IGF-1 را در سالمندان سالم افزایش دهد [4]. علاوه بر این، به نظر میرسد تغییرات ناشی از ورزش در سطوح گردش خونی BDNF در افراد سالمند ممکن است بر طبق نوع ورزش جسمانی (ورزش هوازی یا تمرین مقاومتی) متفاوت باشد [19]. این موضوع میتواند اختلافات در میزان افزایش سطوح BDNF در مطالعات را شرح دهد؛ زیرا در مطالعه والش و همکاران از تمرین مقاومتی و در این مطالعه از تمرین دایرهای (ترکیبی از تمرین مقاومتی با وزن بدن و ورزش هوازی) استفاده شده است.
سطح آمادگی جسمانی پیشبین زنان و مردان سالمند این مطالعه میتواند اختلاف در پاسخ BDNF سرمی به تمرین دایرهای را توجیه کند، زیرا با توجه به سبک زندگی افراد این مطالعه، به نظر میرسد مردان سطح فعالیت جسمانی بیشتری از زنان داشته باشند؛ بنابراین، همین سبک زندگی فعالتر مردان موجب افزایش آمادگی جسمانی در آنها شده است. درنتیجه در این رابطه نشان داده شده که آمادگی جسمانی، اما نه فعالیت جسمانی، یکپارچگی عملکردی شبکههای مغزی مرتبط با پیری را بهبود میدهد [16]. همین افزایش یکپارچگی، احتمالاً نیاز به افزایش بیشتر BDNF در پاسخ به یک جلسه تمرین ورزشی در افراد آمادهتر را کاهش میدهد.
فرایند سالمندی طبیعی به کاهش عملکرد جسمانی و سطوح گردش خونی چندین هورمون آنابولیک از جمله IGF-1 منجر میشود که میتواند به عنوان یک سازوکار احتمالی برای تغییرات ترکیب بدن با افزایش سن پیشنهاد شود. کاهش در غلظت این هورمونها و عوامل رشد ممکن است یکی از دلایل توسعه سارکوپنیا باشد [22-20]. سطوح IGF-1 به طور مثبت با میزان سنتز پروتئین عضله، بهویژه پروتئین تارچهای (فیلامانهای اکتین و میوزین) در ارتباط است. کاهش مداوم در این هورمونها و عوامل رشد با کاهش در توده عضله و افزایش چربی بدن مرتبط است [22].
تغییرات در ترکیب بدن میتواند بر سطوح پایه IGF-1 و BDNF اثرگذار باشد، زیرا نشان داده شده است که در افراد سالمند و چاق سطوح BDNF و IGF-1 کاهش مییابد [23 ،19 ،4]. در این رابطه، نشان داده شده که برداشت زیاد انرژی با افزایش در گونههای واکنشی اکسیژن، کاهش در بیان BDNF و اختلال در شکلپذیری سیناپسی و شناخت مرتبط است [23]؛ بنابراین، یکی از دلایل کاهش عوامل رشد در افراد سالمند احتمالاً تغییرات در ترکیب بدن و کاهش سطح فعالیت جسمانی آنهاست.
IGF-1 به عنوان وساطتکننده اثرات ورزش عمل میکند و عامل رشدی است که در نقش یک عامل بقای نیرومند برای نرونها و الیگودندروسیتها ظاهر شده است. همچنین، در رشد و تمایز نرونی در مغز شرکت میکند. علاوه بر این، IGF-1 ممکن است یک واسطه بالادست برای بیان ژن BDNF، نرونزایی و توانایی ورزش برای حمایت از مغز در برابر آسیب باشد [24 ،23 ،8]. نشان داده شده که IGF-1 تشکیل رگهای خونی جدید در مغز را از طریق تنظیم عامل رشد اندوتلیال عروقی القا میکند که عمدتاً در تشکیل و تکامل رگ خونی درگیر است. ورزش هوازی تولید و رهایش IGF-1 و VEGF در جوندگان جوان را افزایش میدهد که به تشکیل رگهای خونی جدید منجر میشود [25].
در این مطالعه سطوح سرمی IGF-1 پس از ورزش کاهش داشته است که ممکن است بافتهای دیگر از جمله مغز، از آن برداشت کرده باشد، زیرا نشان داده شده است که ورزش برداشت مغزی IGF-1 را افزایش میدهد؛ عاملی که تمایز نرونی سلولهای اجدادی را افزایش میدهد و بیان ژن BDNF در هیپوکمپ را بالا میبرد [26 ،24]. مطالعات حیوانی نشان دادهاند که ورزش از طریق افزایش برداشت IGF-1 گردش خونی به وسیله مغز از آسیب مغزی جلوگیری و محافظت میکند [26].
کاهش در غلظتهای سرمی IGF-1 ممکن است به دلیل نیاز بیشتر سلولهای مغزی و حتی سلولهای عضلانی در افراد سالمند باشد. به هر حال، در این مطالعه سطوح سرمی IGF-1 اندازهگیری شده است و برای بررسی دقیقتر پاسخ IGF-1 به تمرین دایرهای در زنان و مردان سالمند، باید بیان ژن آن در بخشهای مختلف مغز، از جمله هیپوکمپ، هیپوتالاموس و قشر مغزی و نیز در عضله اسکلتی بررسی شود. با این حال، نشان داده شده که IGF-1 میتواند با اثر بر تولید BDNF، اثرات محافظتکننده عصبی و شکلپذیری عصبی داشته باشد و به اثرات سودمند ورزش بر سلامت مغز کمک کند.
مشابه BDNF، افزایش در سطوح گردش خونی IGF-1 در پاسخ به ورزش حاد، گذرا است و احتمالاً وابسته به زمان است، همچنانکه با تمرین مزمن مرتبط است (افزایش مشاهدهشده پس از 12 هفته تمرین) [15 ،4]. همچنین، در خلال ورزش جسمانی، سطوح IGF-1 در عضله اسکلتی به طور سریع، به شکل افزایشی تنظیم میشود و به طور گذرا در 5 تا 10 دقیقه تمرین به اوج میرسد؛ بنابراین، ممکن است نمونهگیری سرمی پیش و پس از مداخله ورزشی، دوره زمانی پویای تنطیم افزایشی این عامل رشد را از دست بدهد [4] یا اینکه به علت اثر آن بر ترشح BDNF سطوح آن سریعتر کاهش یابد، زیرا سطوح BDNF به طور معناداری در این مطالعه افزایش یافته است.
ورزش، نرونزایی در هیپوکمپ را به احتمال زیاد از طریق تحریک تولید محیطی IGF-1 افزایش میدهد. همچنین IGF-1 برای رگزایی ناشی از ورزش در مغز ضروری است. IGF-1 ممکن است تشکیل رگهای خونی جدید را به طور غیرمستقیم از طریق سنتز VEGF القا کند. علاوه بر این، گزارش شده است که IGF-1 و VEGF پس از ورزش هوازی افزایش مییابند که به تشکیل رگهای خونی جدید در کودکان و سالمندان منجر میشود. درنهایت، ممکن است IGF-1 اثرات BDNF را وساطت کند [8]. بنابراین، افزایش جریان خون مغزی در حین ورزش و در دوره کوتاه پس از ورزش میتواند برداشت IGF-1 از طرف مغز را افزایش دهد که به طور موقت چند دقیقه پس از ورزش باعث کاهش سطوح سرمی آن میشود.
سیستم رگی مغز در سرتاسر عمر بسیار شکلپذیر است. هرگونه دستکاری که رگزایی مغزی و جریان خون مغزی را افزایش دهد، ممکن است استراتژی مؤثری برای کاهشدادن یا بهتأخیرانداختن کاهش شناختی مرتبط با سالمندی باشد. همچنین، شواهد نشان میدهد دستکاری جریان خون به مغز، اجرای رفتاری را تغییر میدهد. فعالیت جسمانی رفتاری است که جریان خون به مغز را در حین اجرا و برای یک دوره کوتاه پس از آن افزایش میدهد؛ بنابراین، استفاده از فعالیت جسمانی میتواند با تغییر جریان خون مغز برای مدتی کوتاه در حین و پس از آن و سپس تکرار فعالیت جسمانی برای دورههای طولانیمدت، اثرات مثبتی بر بهبود اجرای شناختی داشته باشد [8].
نتیجهگیری نهایی
تمرین دایرهای (تمرین مقاومتی با وزن بدن و پیادهروی سریع) تقریباً به مدت یک ساعت در زنان سالمند غلظت سرمی BDNF را افزایش و IGF-1 را کاهش میدهد، اما در مردان غلظتIGF-1 کاهش معنادار و غلظت BDNF به طور غیرمعناداری افزایش یافت. همچنین، تفاوت غیرمعناداری بین غلظتهای سرمی پایه و پاسخ آنها به ورزش در مردان و زنان وجود دارد. نشان داده شده که شرکت در فعالیت جسمانی با کاهش در تعدادی از اختلالات جسمانی (برای مثال بیماری قلبیعروقی، سرطان راست روده و سینه و چاقی) و ذهنی (برای مثال اضطراب و افسردگی) در سرتاسر طول عمر بالغان مرتبط است.
پژوهشها نشان دادهاند که ورزش هوازی و مقاومتی از عوامل مهم سبک زندگی هستند که عملکرد شناختی را در سراسر طول عمر تحت تأثیر قرار میدهند [25 ،9]؛ بنابراین، با توجه به نتایج این مطالعه و دیگر مطالعات، پیشنهاد میشود افراد سالمند برای تقویت قوای جسمانی و ذهنیشان از تمرینات ورزشی (فعالیت هوازی، تمرینات تقویتکننده عضله، تمرین انعطافپذیری و حرکات تعادلی) [27] و بهویژه تمرین دایرهای ترکیبی با وزن بدن مانند مطالعه پیشرو استفاده کنند. به هر حال، با توجه به سطح آمادگی قبلی، شدت تمرین باید دستکاری شود؛ یعنی هر چقدر سطح آمادگی بیشتر باشد، شدت تمرین نیز برای ایجاد اثرات مثبت و معنادار باید بیشتر باشد.
یکی از محدودیتهای این مطالعه استفادهنکردن از طرح تصادفی متقاطع برای بررسی و مقایسه اثر یک روش تمرینی دیگر بر پاسخ BDNF و IGF-1است؛ اگرچه این مورد جزء اهداف این مطالعه نبوده است. محدودیت دیگر شاید تعداد نمونه باشد. اگرچه تعداد 10 نفر نمونه در مطالعات نیمهتجربی بسیار گزارش شده است، اما در این دامنه سنی و برای انجام 60 دقیقه ورزش، یافتن نمونه بسیار سخت است.
با توجه به اینکه این مطالعه برای اولینبار این عوامل را بررسی کرده و نتایج بسیار خوبی نیز گرفته است، پیشنهاد میشود مطالعات آینده بر روی تعداد نمونه بیشتری انجام شود و به صورت طرح متقاطع، این روش تمرینی با روشهای تمرینی دیگر از جمله ورزش قلبیعروقی، تمرین مقاومتی یا تمرین تناوبی با شدت بالا مقایسه شود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
کمیته اخلاق دانشگاه لرستان این پژوهش را تأیید کرده است.
حامی مالی
این پژوهش از طرح دروندانشگاهی دانشگاه لرستان گرفته شده و دانشگاه لرستان از آن حمایت مالی کرده است.
مشارکت نویسندگان
تمام نویسندگان در آمادهسازی این مقاله مشارکت داشتهاند.مدیریت پروژه پژوهشی با وحید ولیپور دهنو بوده است.
تعارض منافع
بنا بر اظهار نویسندگان این مقاله تعارض منافع ندارد.
بازنشر اطلاعات | |
![]() |
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |