دوره 12، شماره 4 - ( زمستان 1396 )                   جلد 12 شماره 4 صفحات 494-505 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Tajvidi M, Dalvandi A, Sahaf R, Rahgozar M. Relationship Between General Health and Demographic Characteristics of Family Caregivers of Stroke Survivors. sija. 2018; 12 (4) :494-505
URL: http://salmandj.uswr.ac.ir/article-1-1334-fa.html
تجویدی محبوبه، دالوندی اصغر، صحاف رباب، رهگذر مهدی. ارتباط سلامت عمومی با مشخصات جمعیت شناختی مراقبین خانوادگی بازماندگان سکته مغزی . مجله سالمندی ایران. 1396; 12 (4) :494-505

URL: http://salmandj.uswr.ac.ir/article-1-1334-fa.html


1- گروه پرستاری، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران، ایران.
2- دکتر، گروه پرستاری، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران، ایران. ، as.dalvandi@uswr.ac.ir
3- مرکز تحقیقات سالمندی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران، ایران.
4- گروه آمار زیستی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران، ایران.
متن کامل [PDF 4814 kb]   (462 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1378 مشاهده)
متن کامل:   (393 مشاهده)
مقدمه
سکته مغزی یکی از اختلالات نورولوژیک حاد است که به دنبال کاهش جریان خون مغزی در بخش‌های خاصی از مغز به علت صدمات عروقی، اتفاق می‌افتد. سکته مغزی دومین علت مرگ‌و‌میر در جهان [1] و چهارمین علت مرگ‌و‌میر در ایران است [2]. این بیماری علت اصلی ناتوانی طولانی‌مدت است؛ به‌طوری که معمولاً بازماندگان سکته مغزی ۱ تا ۸ سال پس از سکته زندگی می‌کنند [3] و اکثراً درجات مختلفی از ناتوانی‌های مزمنی را تجربه می‌کنند که بر توانایی‌های شناختی و کارکردی و فعالیت‌های زندگی روزانه آن‌ها تأثیرگذار است [5 ،4].
بر اساس میزان صدمه حاصل از بیماری، بیماران مبتلا نیازمند مراقبت طولانی‌مدت هستند، به‌ همین دلیل نقش مراقبان حرفه‌ای یا خانوادگی پررنگ می‌شود [6]. در بیشتر مواقع، پس از ترخیص این بیماران از بیمارستان، مراقبت از آن‌ها بر عهده مراقبان خانوادگی است. یافته‌های مطالعه مک کولاگ و همکاران نشان داد 70درصد از مراقبان بازماندگان سکته مغزی، همسران و 8/2درصد فرزندان بازماندگان هستند [7]. در ایران نیز مسئولیت مراقبت از این بیماران، پس از ترخیص از بیمارستان، معمولاً بر عهده مراقبان خانوادگی است [2]
در این دوره، بیماران و مراقبان آن‌ها سعی می‌کنند از عهده مشکلات متعددی مثل کاهش عملکرد سیستم اسکلتی عضلانی، تغییرات تغذیه‌ای، فقدان حس و نارسایی در دفع برآیند و با تغییرات زندگی روزانه خود سازگار شوند [1]؛ به همین دلیل برای مراقبان خانوادگی مشکلات پیچیده‌ای ایجاد می‌شود [8]. مراقبت، فرایند بر‌عهده‌گرفتن فعالیت‌ها و مسئولیت‌های مراقبتی است و فقط شامل تأمین نیازهای جسمی بیماران نیست، بلکه نیازمند ارائه حمایت‌های عاطفی و اجتماعی و مالی هم می‌شود [9 ،1]. از این رو، اختلالات کارکردی متعدد و چندبعدی بازماندگان سکته مغزی نیازمند مراقبت گسترده و طولانی‌مدت از آن‌هاست  [11 ،10]. این وضعیت، مراقبان خانوادگی را در مواجه با تغییرات و نیازهای مراقبتی بازمانده سکته مغزی در منزل آسیب‌پذیر می‌کند و طبق تئوری استرس، زمانی که مراقبان نیازهای مراقبتی را بیشتر از توانایی‌های خود و منابع حمایتی ارزیابی کنند، نه‌تنها این موقعیت ایجادشده را استرس‌زا تلقی می‌کنند، بلکه این حالت می‌تواند سلامت جسمی و عاطفی و زندگی کاری و ارتباطات اجتماعی آن‌ها را به‌خطر بیندازد [10 ،8].
 مراقبان بازماندگان سکته مغزی، در مقایسه با جمعیت عمومی و افراد میان‌سال و سالمندان یا مراقبان بیمارانی با اختلالات نورولوژیک، عملکرد عاطفی ضعیف‌تری را تجربه می‌کنند [13 ،12]. همچنین مراقبان بازماندگان سکته مغزی، در هر دو مرحله حاد و مزمن بهبودی از سکته مغزی، علائم افسردگی را تجربه می‌کنند [14]. این علائم نه‌تنها به‌مدت طولانی باقی می‌مانند، بلکه بین 1 تا ۳ سال پس از سکته مغزی افزایش می‌یابند [15]. یافته‌های مطالعه‌ای دیگر نیز نشان داد تقریباً 50درصد از مراقبان بازماندگان سکته مغزی، احساس اضطراب را تجربه می‌کنند [16]
یافته‌های مطالعه مولاگلو و همکاران نیز مشخص کرد بین میزان وابستگی بیماران و فشار مراقبتی مراقبان ارتباط مثبت و معنی‌داری وجود دارد [9]. مشکلات متعدد حاصل از مراقبت طولانی‌مدت مراقبان خانوادگی از بازماندگان سکته مغزی، موجب بروز مشکلاتی برای مراقبان، ازجمله اختصاص‌ندادن زمان کافی برای مراقبت از خود، تغییر در وزن بدن، اختلالات خواب، خستگی جسمی و ناتوانی در تمرکز می‌شود که همگی بر تندرستی جسمی و روان‌شناختی مراقبان تأثیر درخور توجهی می‌گذارد [9]. درمجموع، برخلاف دیگر مشکلات سلامتی، سکته مغزی به‌ طور ناگهانی اتفاق می‌افتد و بازماندگان در طولانی‌مدت با عوارض حاصل از آن مواجه می‌شوند [12]، به‌گونه‌ای‌که نقطه پایان قطعی برای مراقبان بازماندگان وجود ندارد. بنابراین بررسی مشکلات مراقبان و وضعیت سلامت عمومی آنان، نه‌تنها به‌ منظور بهبود خدمات ارائه‌شده به بازماندگان سکته مغزی و مراقبان آن‌ها و کاهش نیاز به مراجعه به مؤسسات مراقبتی طولانی‌مدت، بلکه با هدف کاهش مشکلات جسمی و روانی ایجاد‌شده برای مراقبان، کاری ضروری است. از‌آنجاکه سکته مغزی موجب بروز مشکلات متعددی ازجمله تغییر در ایفای نقش، افزایش صرف زمان برای مراقبت و درمان، افزایش هزینه‌های زندگی، کاهش درآمد و کاهش فعالیت‌های اجتماعی مراقبان خانوادگی می‌شود و نظر به اینکه مسئولیت اصلی درمان و مراقبت بیشتر بر عهده خانواده است، این موضوع می‌تواند سلامت عمومی مراقبان خانوادگی را به درجات متفاوتی تحت‌تأثیر خود قرار دهد. مسلماً مراقبانی که سلامت عمومی خوبی نداشته نباشند، قادر نخواهند بود به‌خوبی از بازماندگان سکته مغزی مراقبت کنند. این مسئله در کیفیت مراقبتی که ارائه‌ می‌کنند تأثیرگذار و عامل تهدید‌کننده سلامت آنان خواهد بود [17]
بدون شک، سلامت عمومی مراقبان خانوادگی بازماندگان سکته مغزی تحت‌تأثیر درجات مختلف وابستگی و مشخصات فردی و طول مدت فرایند مراقبت قرار می‌گیرد. برای مثال، نتایج مطالعه‌ای نشان داد بین جنسیت مؤنث و بروز مشکلات جسمی و روانی و اجتماعی ارتباط معنی‌داری وجود دارد [18]. همچنین، یافته‌های مطالعه‌ای دیگر نیز حاکی از آن بود که وضعیت سلامت مراقبان بازماندگان سکته مغزی که کمتر از 65 سال داشتند، در ابعاد اجتماعی و عاطفی و ذهنی، بهتر از مراقبان دیگر بود [19].  به همین دلیل، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط وضعیت سلامت عمومی مراقبان بازماندگان سکته مغزی با مشخصات جمعیت‌شناختی انجام شده است. 
روش مطالعه 
این مطالعه از نوع توصیفی‌تحلیلی است که به روش دردسترس، روی 60 نفر از مراقبان خانوادگی بازماندگان سکته مغزی انجام شد که به درمانگاه‌های سرپایی دو مرکز درمانی سینا و فیروزگر تهران در سال 1394 مراجعه‌ کرده بودند. حجم نمونه ذکرشده با درنظرگرفتن میزان معنی‌داری آلفا 05/0، ضریب همبستگی چندگانه 09/0=R2 و R2xxj=0/21و P تعداد متغیرهای مستقل مدل و توان 80/0 و براساس فرمول آماری، ۴۸ نفر محاسبه شد. 
با توجه به احتمال ریزش نمونه‌ها، تعداد قطعی حجم نمونه 60 نفر تعیین شد. شرکت‌کنندگان مطالعه، مراقبان خانوادگی حداقل 15ساله بودند که از بازماندگان سکته مغزی 50 ساله و بیشتر که شش ماه از سکته آن‌ها گذشته بود و به‌جز بیمار سکته مغزی، بیماری دیگری نداشت، مراقبت می‌کردند. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه، پرسش‌نامه دوقسمتی بود که بخش اول آن اطلاعات جمعیت‌شناختی مراقبان و بخش دوم آن پرسش‌نامه 28سؤالی سلامت عمومی (GHQ) بود. پرسش‌نامه مشخصات فردی شامل سن، جنس، وضعیت تحصیلی، نسبت فامیلی با بازمانده، مدت‌زمان مراقبت، وضعیت تأهل، وضعیت شغلی و وضعیت مراقبتی بود. اولین‌بار گولدبرگ در سال 1978 مقیاس 28بخشی سلامت عمومی را ساخت [20]. این پرسش‌نامه از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای غربال‌گری در روان‌پزشکی است که برای بررسی اختلالات روانی غیرسایکوتیک در جمعیت عمومی استفاده می‌شود. به‌علاوه حیطه‌های سلامت فرد را می‌سنجد و افراد سالم را از افرادی که خود را سالم می‌پندارند، ولی اختلالات روانی دارند، متمایز می‌کند [17]. فرم 28‌سؤالی پرسش‌نامه، چهار مقیاس ۷سؤالی است که به ترتیب، سؤالات 1 تا ۷ نشانه‌های جسمی، 8 تا ۱۴ اختلال اضطراب، 15 تا ۲۱ اختلال کارکرد اجتماعی و 22 تا ۲۸ آن، افسردگی را ارزیابی می‌کند. نمره‌گذاری ابزار براساس مقیاس لیکرت از صفر تا 3 انجام می‌شود. حداقل نمره صفر و حداکثر آن 84 است. در این ابزار افزایش نمره با بدترشدن سلامت فرد همراه است. در هر مقیاس نمره 6 و بیشتر و درمجموع نمره ۲۳ و بیشتر بیانگر علائم اختلال است [20]. این پرسش‌نامه در ایران، در مواقع مختلفی برای ارزیابی سلامت عمومی استفاده شده است [21 ،17].
روایی این پرسش‌نامه در مطالعات قبلی بررسی و تأیید شده است. پایایی این آزمون در پژوهشی در ایران با استفاده از ضریب آلفا 89/0درصد بوده است [22]. در مطالعه‌ای دیگر با عنوان «بررسی شیوع اختلالات ذهنی در مناطق شهری نطنز اصفهان»، امیدی و همکاران ضریب آلفا برای چهار خرده‌مقیاس این ابزار را به‌ ترتیب 86/0، 85/0، 82/0 و 72/0 به دست آورده‌اند [23]
پس از تأیید کمیته اخلاق و ارائه معرفی‌نامه رسمی از معاونت پژوهشی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران به ریاست بیمارستان سینا و فیروزگر تهران، پژوهشگر با حضور در واحد مدارک پزشکی بیمارستان، به تلفن و آدرس مراقبان دسترسی پیدا کرد. سپس به‌ منظور افزایش نرخ مشارکت مراقبان در مطالعه، ضمن هماهنگی با مراقبان، در روزها و ساعات مختلف هفته با آن‌ها به صورت حضوری یا تلفنی گفت‌وگو کرد. پس از ارائه توضیحات لازم، اطمینان‌دادن درباره محرمانه‌ماندن اطلاعات شخصی شرکت‌کنندگان و أخذ رضایت‌نامه آگاهانه کتبی، تمام پرسش‌نامه‌ها از طریق مصاحبه توسط محقق تکمیل شد. گفتنی است متوسط زمان پرکردن پرسش‌نامه برای هر بیمار 15 دقیقه طول کشید. 
برای تجزیه‌و‌تحلیل آماری از نرم‌افزار spss نسخه 15 و شاخص‌های آمار توصیفی و استنباطی شامل میانگین و انحراف معیار و آزمون کای‌دو و یو‌من‌ویتنی استفاده شد. همچنین برای بررسی و تأیید عادی‌بودن توزیع داده‌های مراقبان، با‌توجه‌به حجم نمونه (کمتر از 100 نمونه) از آزمون شاپیروویلک استفاده شد. سطح معنی‌داری تمام آزمون‌ها کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد. 
یافته‌ها
درمجموع 60 شرکت‌کننده در این مطالعه بررسی شدند که میانگین سنی مراقبان 3/17±5/46 سال بود و 3/43درصد در محدوده سنی 31 تا ۵۹، 3/33درصد دارای مدرک تحصیلی دیپلم، 65درصد زن، 7/46درصد دارای نسبت همسری، 7/71درصد متأهل و 75درصد بیکار بودند. در 90درصد مراقبان مدت‌زمان مراقبت از بازماندگان سکته مغزی بیشتر از 6 ماه بود و 7/51درصد نیاز به مراقبت شبانه‌روزی داشتند. 
میانگین نمره کلی سلامت عمومی مراقبان 9/14±41/61 بود که در زنان 09/16±07/63 بالاتر از مردان 28/12±33/58 به‌دست آمد که به‌ معنای داشتن مشکلاتی در رابطه با سلامت عمومی آن‌هاست. میانگین نمره زیرمقیاس‌های سلامت عمومی، به تفکیک جنسیت در جدول شماره 1 ارائه شده است. 
نتیجه آزمون یومن‌ویتنی و کای‌دو نشان داد به‌طور‌کلی بین نمره کلی سلامت عمومی با وضعیت شغلی و طبقه سنی و وضعیت مراقبتی رابطه معنی‌داری وجود دارد (01/0=P). همچنین بین مقیاس جسمانی سلامت با طبقه سنی و وضعیت مراقبتی رابطه معنی‌داری برقرار است (01/0=P). بین مقیاس اجتماعی سلامت با وضعیت شغلی (01/0=P)، طبقه سنی (03/0=P)، وضعیت تحصیلی (01/0=P) و وضعیتی مراقبتی مراقبان (01/0=P) رابطه معنی‌دار مشاهده شد. بین مقیاس افسردگی سلامت با وضعیت مراقبت مراقبان (01/0=P) نیز رابطه معنی‌داری وجود دارد (جدول شماره 2). 
بحث
مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه سلامت عمومی در مراقبان بازماندگان سکته مغزی با برخی عوامل جامعه‌شناختی انجام شد. بدین منظور 60 نفر مراقب خانوادگی بازماندگان سکته مغزی وارد مطالعه شدند. براساس یافته‌های این مطالعه، افزایش سن و مراقبت شبانه‌روزی از بازمانده سکته مغزی و وضعیت شغلی بیکار، به‌ طور معنی‌داری با کاهش میزان سلامت عمومی ارتباط دارد. همچنین با وجود کاهش میزان سلامت عمومی در مراقبان مؤنث با میزان تحصیلات کم که نقش همسر یا مادری را نیز بر عهده داشتند، این ارتباط به لحاظ آماری معنی‌دار نبود. 
با درنظرگرفتن نقطه برش ۲۳برای پرسش‌نامه سلامت عمومی [17]، میانگین نمره سلامت عمومی کلی و تمامی ابعاد آن برای مراقبان خانوادگی بیشتر از نقطه برش بود که نشان‌دهنده وجود علائم مریضی در مراقبان خانوادگی بود. همسو با یافته فوق، رحمانی انارکی و همکاران گزارش کردند اغلب مراقبان بیماران نورولوژیک نمره سلامت عمومی بیشتر از ۲۳ داشتند [17]. نتایج پژوهش کوهستانی و باغچی نیز حاکی از آن بود که مراقبان بازماندگان سکته مغزی، حس فرسودگی و مشکلات جسمی و روانی و اجتماعی را تجربه کرده‌اند [18]. در واقع، مراقبان خانوادگی به عنوان افراد در معرض خطر و بیماری، فشار زیادی را متحمل می‌شوند. مطالعات انجام‌شده در دیگر کشورها نیز حاکی از آن بوده که اکثر مراقبت‌کنندگان از بازماندگان سکته مغزی دچار احساس افسردگی و کاهش سلامت جسمی و روانی و اضطراب می‌شوند [25 ،24 ،18] که همگی از خرده‌مقیاس‌های سلامت عمومی هستند. تصور می‌شود این عارضه به علت کاهش تماس اجتماعی و برقرارنکردن ارتباطات مناسب با بازماندگان سکته مغزی اتفاق می‌افتد [27 ،26].
ازجمله دلایل همسویی یافته‌های مطالعه حاضر با مطالعات انجام‌شده می‌تواند استفاده از ابزار مشابه برای اندازه‌گیری سلامت عمومی و جامعه پژوهشی مشابه باشد. در پژوهش حاضر، بیشترین علائم مرضی در بعد اضطراب برای هر دو جنس مشاهده شد و زنان بیشتر از مردان با کاهش سلامت عمومی، به‌ویژه در خرده‌‌قیاس اضطراب مواجهه بودند. هم‌راستا با این یافته، آندرسون گزارش کرد تقریباً 50درصد از مراقبان بازماندگان سکته مغزی احساس اضطراب را تجربه می‌کنند [28]. درمجموع، با‌توجه‌به نیاز به مراقبت طولانی‌مدت از بازماندگان، مراقبان خانوادگی با مشکلاتی ازجمله اطمینان‌نکردن به  نیازهای مراقبتی، بار سنگین مسئولیت‌پذیری، نگرانی دائمی و این احساس که فرد مبتلا برای مراقبت به طور مطلق به آن‌ها وابسته است، مواجه می‌شوند و این مسائل به ایجاد اضطراب در مراقبان منجر می‌شود [29]. همچنین، همسو با این یافته، نتایج پژوهش کوهستانی و باغچی نشان داد بین جنسیت مؤنث و بروز مشکلات جسمی و روانی و اجتماعی ارتباط معنی‌داری وجود دارد [18]. در این راستا نتایج پژوهش نظام‌مند ریگبی نیز حاکی از آن بود که بین جنسیت مؤنث مراقبان بازماندگان سکته مغزی با علائم سلامت عمومی و خرده‌مقیاس‌های آن ارتباط معنی‌داری حاکم است [30]. یافته‌های مطالعه رحمانی انارکی و همکاران نیز حاکی از آن است که میانگین نمره سلامت عمومی در زنان مراقب بیشتر از مردان مراقب بود و بعد اضطراب در هر دو جنس شدیدتر از دیگر ابعاد بود و البته در زنان بیشتر از مردان بود [17]
ازجمله دلایل همسویی یافته‌های مطالعه حاضر با مطالعات انجام‌شده می‌تواند پذیرش نقش مراقب اولیه توسط زنان در ایران و کشورهای اروپایی باشد. این نقش می‌تواند در کنار دیگر نقش‌های زنان، ازجمله فرزندآوری و خانه‌داری و فشارها و استرس‌های خاص جنس مؤنث و دوچندان‌شدن نقش‌های همسری، موجب بیشتربودن میزان اضطراب و علائم مرضی در زنان در مقایسه با مردان باشد. یافته‌های این مطالعه نشان داد با افزایش سن، شاخص‌های سلامت عمومی و خرده‌مقیاس اجتماعی و جسمانی افزایش می‌یابد. در تأیید یافته مذکور، سلامی گزارش کرد با افزایش سن مراقبان بیماران مزمن، فشار مراقبتی افزایش می‌یابد و مراقبان مسن‌تر، در خرده‌مقیاس جسمی و اجتماعی، فشار مراقبت بیشتری در مقایسه با مراقبان جوان‌تر تجربه می‌کنند [31].
نتایج این پژوهش با مطالعه حاضر مشابهت دارد و این موضوع می‌تواند به‌دلیل یکسان‌بودن محیط زندگی آنان باشد. یافته‌های مطالعه فرارای نیز حاکی از آن بود که وضعیت سلامتی مراقبان بازماندگان سکته مغزی که کمتر از 65 سال داشتند، در ابعاد اجتماعی و عاطفی و ذهنی بهتر از دیگر مراقبان بود [19]. احتمالاً به خاطر اینکه مراقبان مسن‌تر فعالیت جسمی خود را کاهش می‌دهند و ازنظر روانی نیز بیشتر از مراقبان جوان آسیب‌پذیرند. علت این مسئله می‌تواند آن باشد که مراقبان مسن بیشتر از مراقبان جوان ایزولاسیون اجتماعی را تجربه می‌کنند. یافته‌های این مطالعه نشان داد با ارتقای درجه تحصیلی، شاخص خرده‌مقیاس اجتماعی کاهش می‌یابد. هم‌راستا با این یافته، فرارای گزارش کرد وضعیت سلامتی مراقبان بازماندگان سکته مغزی که میزان تحصیلات 10 تا ۱۲ سال داشتند، در ابعاد اجتماعی و عاطفی و ذهنی، بهتر از دیگر مراقبان بود [19]. یافته‌های مطالعه گیبری در ارتباط با مراقبان خانگی مراقبت‌کننده از بازماندگان سکته مغزی نیز همسو با یافته مذکور بود [32]. به‌نظر می‌رسد مراقبانی که تحصیلات بیشتری داشتند، به طرق مختلف درزمینه تبعیت از الگوی خودمراقبتی اطلاعات دریافت می‌کنند که خود موجب بهتر‌بودن وضعیت اجتماعی سلامت می‌شود. همچنین در این مطالعه، شاخص خرده‌مقیاس اجتماعی در همسر و مادر بازمانده سکته مغزی بالاتر از دیگر افراد بود. در تأیید یافته مذکور، یافته‌های مطالعه سلامی مشخص کرد بیشترین میزان فشار مراقبتی در مراقبانی که همسر یا مادر بیمار بودند، وجود دارد  [31]
به نظر می‌رسد همسران یا مادران مراقب به علت نداشتن وقت کافی برای انجام کارهای شخصی و برعهده‌داشتن مسئولیت‌های مختلف، اغلب از حمایت کافی برخوردار نیستند و در اکثر موارد فرصت استراحت کافی نیز برای آن‌ها فراهم نیست؛ به‌گونه‌ای که امکان حضور در دعوت‌های بیرونی را ندارند و به دنبال دوری از دوستانشان، دچار ایزولاسیون اجتماعی می‌شوند، لذا فعالیت اجتماعی مراقبان کاهش می‌یابد [33]. شاخص‌های سلامت عمومی و خرده‌مقیاس جسمانی و اجتماعی و افسردگی در وضعیت مراقبت شبانه‌روزی بالاتر است. در تأیید یافته مذکور، هانراتی گزارش کرد که اغلب مراقبان خانگی به خاطر مراقبت تمام‌وقت از بیمارانشان، شغل خود را ترک می‌کنند و این قضیه بار مالی آن‌ها را زیاد می‌کند. عده‌ای دیگر از مراقبان نیز ممکن است برای تأمین هزینه‌های مراقبت از بیمارشان مجبور شوند چند شغل اختیار کنند تا بتوانند نیازهای مالی ناشی از مراقبت شبانه‌روزی از بیمارشان را برآورده کنند. به دنبال مسائل یادشده، مراقبان به مشکلات روانی و جسمانی مبتلا می‌شوند [34]
نتیجه‌گیری نهایی
یافته‌های این مطالعه نشان داد افرادی که از بازماندگان سکته مغزی مراقبت می‌کنند، کاهش درخور توجهی در ابعاد مختلف سلامت عمومی‌شان نشان می‌دهند. براساس یافته‌های این مطالعه، افزایش سن و مراقبت شبانه‌روزی از بازمانده سکته مغزی و وضعیت شغلی بیکار به طور معنی‌داری با کاهش میزان سلامت عمومی ارتباط دارد. همچنین با وجود کاهش میزان سلامت عمومی در مراقبان مؤنث با تحصیلات کم که نقش همسر یا مادری را نیز بر عهده داشتند، این ارتباط به لحاظ آماری معنی‌دار نبود. با‌توجه‌به کاهش سلامت عمومی در مراقبان مسن‌تر، توصیه می‌شود برنامه‌ریزی برای حمایت اجتماعی لازم از مراقبان خانوادگی از طریق سیاست‌گذاران حوزه سلامت و درمان انجام شود. همچنین پیشنهاد می‌شود در نظام خانواده، مراقبت خانوادگی به عنوان وظیفه اجباری همسر یا مادر لحاظ نشود و دیگر اعضای خانواده نیز در این کار مشارکت لازم را داشته باشند. 
این موضوع به فراهم‌کردن آموزش‌های مربوط و فرهنگ‌سازی درزمینه مراقبت خانوادگی گروهی از طریق پرستاران و پزشکان و متخصصان سالمندشناسی در زمان ترخیص بازماندگان نیاز دارد. یافته‌های این مطالعه اهمیت ارتباط بین برخی متغیرهای جمعیت‌شناختی با سلامت عمومی مراقبان خانوادگی را نشان می‌دهد و می‌تواند به فراهم‌کردن اطلاعاتی برای توسعه راهبردهایی به منظور بهبود سلامت عمومی مراقبان خانوادگی منجر شود. تفسیر نتایج این مطالعه با درنظرگرفتن مقطعی‌بودن مطالعه و مکان و روش نمونه‌گیری و نبود ارتباط معنی‌دار در برخی متغیرهای جمعیت‌شناختی، باید محتاطانه باشد، زیرا ممکن است قابل تعمیم به دیگر مراقبان خانوادگی نباشد. پیشنهاد می‌شود در این زمینه مطالعاتی با حجم نمونه بیشتر در مکان‌های دیگر صورت پذیرد و ارتباط بین متغیرهایی همچون جنسیت و نسبت فامیلی با بیمار با میزان سلامت عمومی مجدداً بررسی شود.
تشکر و قدردانی
این مقاله، حاصل طرح تحقیقاتی پایان‌نامه کارشناسی ارشد نویسنده اول این مقاله در گروه پرستاری سالمندی به شماره 11355/2/آ/801/95 مصوب دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی است که با حمایت مالی معاونت پژوهشی صورت گرفته است. بدین وسیله محققان مراتب قدردانی و سپاس خود را از معاونت محترم پژوهشی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و مراقبان خانوادگی بازماندگان سکته مغزی که در اجرای این پژوهش به آن‌ها یاری رساندند، اعلام می‌کنند.
References
  1. Gorgulu U, Polat U, Kahraman BB, Ozen S, Arslan E. Factors affecting the burden on caregivers of stroke survivors in Turkey. Medical Science and Discovery. 2016; 3(4):159-65. doi: 10.17546/msd.18253
  2. Azam Zeinali AD. [Estimation relationship uncertainty with coping strategy and functional independence in patients stroke who were reffered to Sina and Firouzgar hospitals (Persian)] [MSc. thesis]. Tehran: University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences; 2016.
  3. Costa TFd, Gomes TM, Viana LRdC, Martins KP, Costa KNdFM. [Stroke: patient characteristics and quality of life of caregivers (Portuguese)]. Revista Brasileira de Enfermagem. 2016; 69(5):933-9. doi: 10.1590/0034-7167-2015-0064.
  4. Hesamzadeh A, Dalvandi A, Maddah SB, Khoshknab MF, Ahmadi F. Family adaptation to stroke: a metasynthesis of qualitative research based on double ABCX model. Asian Nursing Research. 2015; 9(3):177-84. doi: 10.1016/j.anr.2015.03.005
  5. Dalvandi A, Heikkilä K, Maddah S, Khankeh H, Ekman SL. Life experiences after stroke among Iranian stroke survivors. International Nursing Review. 2010; 57(2):247-53. doi: 10.1111/j.1466-7657.2009.00786.x
  6. Araújo JS, Da SILVA SED, De Santana ME, Dos Santos LS, Sousa RF, Vasconcelos EV, et al. [The parallel side of caring revealed by the representations of caregivers of people suffering from stroke (Portuguese)]. Revista Brasileira de Ciências da Saúde. 2015; 18(2):109-14. doi: 10.4034/rbcs.2014.18.02.03
  7. McCullagh E, Brigstocke G, Donaldson N, Kalra L. Determinants of caregiving burden and quality of life in caregivers of stroke patients. Stroke. 2005; 36(10):2181-6. doi: 10.1161/01.str.0000181755.23914.53
  8. Rahmani AH, Mahmoudi GR, Roohi G, Asayesh H, Nasiri H, Rakhshani H. [General health status of neurologic patients’caregivers and the related factors (Persian)]. Journal of Research Development in Nursing And Midwifery. 2013; 9(2):49-55.
  9. Mollaoğlu M, Özkan Tuncay F, Kars Fertellİ T. The Burden of caregivers of stroke patients and the factors affecting the burden. Archives of Neuropsychiatry. 2011; 49(1):169-74.
  10. Opara JA, Jaracz K. Quality of life of post-stroke patients and their caregivers. Journal of Medicine and Life. 2010; 3(3):216-20. PMCID: PMC3018998
  11. Tuna HM, Olgun N. The Role of perceived social support in burnout in patients with stroke care. Journal of Hacettepe University Nursing of Faculty. 2010;17(1):041-52.
  12. Simon C, Kumar S, Kendrick T. Cohort study of informal carers of first-time stroke survivors: Profile of health and social changes in the first year of caregiving. Social science & medicine. 2009; 69(3):404-10. doi: 10.1016/j.socscimed.2009.04.007
  13. Chow SK, Wong FK, Poon CY. Coping and caring: support for family caregivers of stroke survivors. Journal of Clinical Nursing. 2007; 16(7b):133-43. doi: 10.1111/j.1365-2702.2006.01711.x
  14. Han B, Haley WE. Family caregiving for patients with stroke review and analysis. Stroke. 1999; 30(7):1478-85. doi: 10.1161/01.str.30.7.1478
  15. Visser-Meily JA, Rhebergen ML, Rinkel GJ, van Zandvoort MJ, Post MW. Long-term health-related quality of life after aneurysmal subarachnoid hemorrhage relationship with psychological symptoms and personality characteristics. Stroke. 2009; 40(4):1526-9. doi: 10.1161/strokeaha.108.531277
  16. Anderson JA, Willson P. Clinical decision support systems in nursing: Synthesis of the science for evidence-based practice. Computers Informatics Nursing. 2008; 26(3):151-8. doi: 10.1097/01.ncn.0000304783.72811.8e
  17. Rahmani Anaraki H, Mahmoodi G R, Rouhi G, Asayesh H, Nasiri H, Rakhshani H. [General health status of neurologic patients’ caregivers and the related factors (Persian)]. Journal of Research Development in Nursing and Midwifery. 2013;9(2):49-55.
  18. Koohestani H, Baghcheghi N. [Burn out in caregivers of patients with stroke and its related factors (Persian)]. Hakim Health System Research Journal. 2012;14(4):242-8.
  19. Ferreira CG, Alexandre TdS, Lemos ND. [Factors associated with the quality of life of caregivers of elderly individuals in home care (Portuguese)]. Saúde e Sociedade. 2011; 20(2):398-409. doi: 10.1590/S0104-12902011000200012
  20. Goldberg DP, Hillier VF. A scaled version of the General Health Questionnaire. Psychological Medicine. 1979; 9(01):139-45. doi: 1017/s0033291700021644
  21. Navidian A, Masoudi G, Mousavi S. [Work-related stress and the general health of nursing staffs in zahedans’ hospitals emergency wards (Persian)]. Journal of Kermanshah University of Medical Sciences. 2005; 9(3):22-8.
  22. Kaviani H, Mohit A. [Interviews and psychological tests (Persian)]. Tehran: Sana Publisher; 2002.
  23. Omidi A, Sazvar SA, Akashe G. [Epidemiology of Mental Disorders in Urbanized Areas of Natanz (Persian)]. Iraninan Psychiatry and Clinical Psychology. 2004; 8(4):32-8.
  24. Baumann M, Lurbe-Puerto K, Alzahouri K, Aïach P. Increased residual disability among poststroke survivors and the repercussions for the lives of informal caregivers. Topics in Stroke Rehabilitation. 2011; 18(2):162-71. doi: 10.1310/tsr1802-162
  25. Salter K, Zettler L, Foley N, Teasell R. Impact of caring for individuals with stroke on perceived physical health of informal caregivers. Disability and Rehabilitation. 2010; 32(4):273-81. doi: 10.3109/09638280903114394
  26. Parag V, Hackett ML, Yapa CM, Kerse N, McNaughton H, Feigin VL, et al. The impact of stroke on unpaid caregivers: Results from The Auckland Regional Community Stroke study, 2002–2003. Cerebrovascular Diseases. 2008; 25(6):548-54. doi: 10.1159/000131673
  27. Jönsson A-C, Lindgren I, Hallström B, Norrving B, Lindgren A. Determinants of quality of life in stroke survivors and their informal caregivers. Stroke. 2005; 36(4):803-8. doi: 10.1161/01.str.0000160873.32791.20
  28. Anderson CS, Linto J, Stewart-Wynne EG. A population-based assessment of the impact and burden of caregiving for long-term stroke survivors. Stroke. 1995;26(5):843-9.
  29. Kausar R. Cognitive appraisal, coping and psychological distress in carers of physically disabled people in Pakistan. Journal of Behavioural Sciences. 2001;12(1-2):47-68.
  30. Rigby H, Gubitz G, Phillips S. A systematic review of caregiver burden following stroke. International Journal of Stroke. 2009;4(4):285-92. doi: 10.1111/j.1747-4949.2009.00289.x
  31. Salmani A, Ashketorab T, Hasanvand SH. [The Burden of Caregiverand Related Factorsof Oncology Patients of Shah Vali Hospital (Persian)]. Advances in Nursing & Midwifery. 2015; 24(2):11-7.
  32. Gbiri CA, Olawale OA, Isaac SO. Stroke management: Informal caregivers’ burdens and strians of caring for stroke survivors. Annals of Physical and Rehabilitation Medicine. 2015; 58(2):98-103. doi: 10.1016/j.rehab.2014.09.017
  33. Scannell AU. The longterm psychosocial impacts of caregiving on the caregivers of persons with stroke [PhD thesis]. Portland: Portland State University; 1989.
  34. Hanratty B, Holland P, Jacoby A, Whitehead M. Review article: financial stress and strain associated with terminal cancer—a review of the evidence. Palliative Medicine. 2007; 21(7):595-607. doi: 10.1177/0269216307082476
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: طب سالمندی
دریافت: ۱۳۹۶/۵/۴ | پذیرش: ۱۳۹۶/۷/۲۳ | انتشار: ۱۳۹۶/۱۰/۱۱

فهرست منابع
1. Gorgulu U, Polat U, Kahraman BB, Ozen S, Arslan E. Factors affecting the burden on caregivers of stroke survivors in Turkey. Medical Science and Dis-covery. 2016; 3(4):159-65. doi: 10.17546/msd.18253 [DOI:10.17546/msd.18253]
2. Azam Zeinali AD. [Estimation relationship uncertainty with coping strategy and functional independence in patients stroke who were reffered to Sina and Firouzgar hospitals (Persian)] [MSc. thesis]. Tehran: University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences; 2016.
3. Costa TFd, Gomes TM, Viana LRdC, Martins KP, Costa KNdFM. [Stroke: patient characteristics and quality of life of caregivers (Portuguese)]. Revista Brasileira de Enfermagem. 2016; 69(5):933-9. doi: 10.1590/0034-7167-2015-0064. [DOI:10.1590/0034-7167-2015-0064]
4. Hesamzadeh A, Dalvandi A, Maddah SB, Khoshknab MF, Ahmadi F. Family adaptation to stroke: a metasynthesis of qualitative research based on dou-ble ABCX model. Asian Nursing Research. 2015; 9(3):177-84. doi: 10.1016/j.anr.2015.03.005 [DOI:10.1016/j.anr.2015.03.005]
5. Dalvandi A, Heikkilä K, Maddah S, Khankeh H, Ekman SL. Life experiences after stroke among Iranian stroke survivors. International Nursing Review. 2010; 57(2):247-53. doi: 10.1111/j.1466-7657.2009.00786.x [DOI:10.1111/j.1466-7657.2009.00786.x]
6. Araújo JS, Da SILVA SED, De Santana ME, Dos Santos LS, Sousa RF, Vasconcelos EV, et al. [The parallel side of caring revealed by the representations of caregivers of people suffering from stroke (Portuguese)]. Revista Brasileira de Ciências da Saúde. 2015; 18(2):109-14. doi: 10.4034/rbcs.2014.18.02.03 [DOI:10.4034/RBCS.2014.18.02.03]
7. McCullagh E, Brigstocke G, Donaldson N, Kalra L. Determinants of caregiving burden and quality of life in caregivers of stroke patients. Stroke. 2005; 36(10):2181-6. doi: 10.1161/01.str.0000181755.23914.53 [DOI:10.1161/01.STR.0000181755.23914.53]
8. Rahmani AH, Mahmoudi GR, Roohi G, Asayesh H, Nasiri H, Rakhshani H. [General health status of neurologic patients'caregivers and the related factors (Persian)]. Journal of Research Development in Nursing And Midwifery. 2013; 9(2):49-55.
9. Mollaoğlu M, Özkan Tuncay F, Kars Fertellİ T. The Burden of caregivers of stroke patients and the factors affecting the burden. Archives of Neuropsychia-try. 2011; 49(1):169-74.
10. Opara JA, Jaracz K. Quality of life of post-stroke patients and their caregivers. Journal of Medicine and Life. 2010; 3(3):216-20. PMCID: PMC3018998 [PMID] [PMCID]
11. Tuna HM, Olgun N. The Role of perceived social support in burnout in patients with stroke care. Journal of Hacettepe University Nursing of Faculty. 2010;17(1):041-52.
12. Simon C, Kumar S, Kendrick T. Cohort study of informal carers of first-time stroke survivors: Profile of health and social changes in the first year of caregiv-ing. Social science & medicine. 2009; 69(3):404-10. doi: 10.1016/j.socscimed.2009.04.007 [DOI:10.1016/j.socscimed.2009.04.007]
13. Chow SK, Wong FK, Poon CY. Coping and caring: support for family caregivers of stroke survivors. Journal of Clinical Nursing. 2007; 16(7b):133-43. doi: 10.1111/j.1365-2702.2006.01711.x [DOI:10.1111/j.1365-2702.2006.01711.x]
14. Han B, Haley WE. Family caregiving for patients with stroke review and analysis. Stroke. 1999; 30(7):1478-85. doi: 10.1161/01.str.30.7.1478 [DOI:10.1161/01.STR.30.7.1478]
15. Visser-Meily JA, Rhebergen ML, Rinkel GJ, van Zandvoort MJ, Post MW. Long-term health-related quality of life after aneurysmal subarachnoid hemorrhage relationship with psychological symptoms and personality characteristics. Stroke. 2009; 40(4):1526-9. doi: 10.1161/strokeaha.108.531277 [DOI:10.1161/STROKEAHA.108.531277]
16. Anderson JA, Willson P. Clinical decision support systems in nursing: Synthesis of the science for evidence-based practice. Computers Informatics Nursing. 2008; 26(3):151-8. doi: 10.1097/01.ncn.0000304783.72811.8e [DOI:10.1097/01.NCN.0000304783.72811.8e]
17. Rahmani Anaraki H, Mahmoodi G R, Rouhi G, Asayesh H, Nasiri H, Rakhshani H. [General health status of neurologic patients' caregivers and the relat-ed factors (Persian)]. Journal of Research Development in Nursing and Midwifery. 2013;9(2):49-55.
18. Koohestani H, Baghcheghi N. [Burn out in caregivers of patients with stroke and its related factors (Persian)]. Hakim Health System Research Journal. 2012;14(4):242-8.
19. Ferreira CG, Alexandre TdS, Lemos ND. [Factors associated with the quality of life of caregivers of elderly individuals in home care (Portuguese)]. Saúde e Sociedade. 2011; 20(2):398-409. doi: 10.1590/S0104-12902011000200012 [DOI:10.1590/S0104-12902011000200012]
20. Goldberg DP, Hillier VF. A scaled version of the General Health Questionnaire. Psychological Medicine. 1979; 9(01):139-45. doi: 1017/s0033291700021644
21. Navidian A, Masoudi G, Mousavi S. [Work-related stress and the general health of nursing staffs in zahedans' hospitals emergency wards (Persian)]. Jour-nal of Kermanshah University of Medical Sciences. 2005; 9(3):22-8.
22. Kaviani H, Mohit A. [Interviews and psychological tests (Persian)]. Tehran: Sana Publisher; 2002.
23. Omidi A, Sazvar SA, Akashe G. [Epidemiology of Mental Disorders in Urbanized Areas of Natanz (Persian)]. Iraninan Psychiatry and Clinical Psycholo-gy. 2004; 8(4):32-8.
24. Baumann M, Lurbe-Puerto K, Alzahouri K, Aïach P. Increased residual disability among poststroke survivors and the repercussions for the lives of infor-mal caregivers. Topics in Stroke Rehabilitation. 2011; 18(2):162-71. doi: 10.1310/tsr1802-162 [DOI:10.1310/tsr1802-162]
25. Salter K, Zettler L, Foley N, Teasell R. Impact of caring for individuals with stroke on perceived physical health of informal caregivers. Disability and Re-habilitation. 2010; 32(4):273-81. doi: 10.3109/09638280903114394 [DOI:10.3109/09638280903114394]
26. Parag V, Hackett ML, Yapa CM, Kerse N, McNaughton H, Feigin VL, et al. The impact of stroke on unpaid caregivers: Results from The Auckland Re-gional Community Stroke study, 2002–2003. Cerebrovascular Diseases. 2008; 25(6):548-54. doi: 10.1159/000131673 [DOI:10.1159/000131673]
27. Jönsson A-C, Lindgren I, Hallström B, Norrving B, Lindgren A. Determinants of quality of life in stroke survivors and their informal caregivers. Stroke. 2005; 36(4):803-8. doi: 10.1161/01.str.0000160873.32791.20 [DOI:10.1161/01.STR.0000160873.32791.20]
28. Anderson CS, Linto J, Stewart-Wynne EG. A population-based assessment of the impact and burden of caregiving for long-term stroke survivors. Stroke. 1995;26(5):843-9. [DOI:10.1161/01.STR.26.5.843] [PMID]
29. Kausar R. Cognitive appraisal, coping and psychological distress in carers of physically disabled people in Pakistan. Journal of Behavioural Sciences. 2001;12(1-2):47-68.
30. Rigby H, Gubitz G, Phillips S. A systematic review of caregiver burden following stroke. International Journal of Stroke. 2009;4(4):285-92. doi: 10.1111/j.1747-4949.2009.00289.x [DOI:10.1111/j.1747-4949.2009.00289.x]
31. Salmani A, Ashketorab T, Hasanvand SH. [The Burden of Caregiverand Related Factorsof Oncology Patients of Shah Vali Hospital (Persian)]. Advances in Nursing & Midwifery. 2015; 24(2):11-7.
32. Gbiri CA, Olawale OA, Isaac SO. Stroke management: Informal caregivers' burdens and strians of caring for stroke survivors. Annals of Physical and Re-habilitation Medicine. 2015; 58(2):98-103. doi: 10.1016/j.rehab.2014.09.017 [DOI:10.1016/j.rehab.2014.09.017]
33. Scannell AU. The longterm psychosocial impacts of caregiving on the caregivers of persons with stroke [PhD thesis]. Portland: Portland State University; 1989.
34. Hanratty B, Holland P, Jacoby A, Whitehead M. Review article: financial stress and strain associated with terminal cancer—a review of the evidence. Palli-ative Medicine. 2007; 21(7):595-607. doi: 10.1177/0269216307082476 [DOI:10.1177/0269216307082476]

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA code

ارسال پیام به نویسنده مسئول


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به نشریه علمی پژوهشی سالمند می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved | Iranian Journal of Ageing

Designed & Developed by : Yektaweb