مقدمه
سالمند شدن جمعیت یک فرایند طبیعی و اجتنابناپذیر است که بهدلیل افزایش امید به زندگی و کاهش نرخ باروری، با سرعت بیشتری درحال وقوع است. سازمان بهداشت جهانی افراد بالای 60 سال را سالمند در نظر گرفته و پیشبینی میکند که تعداد سالمندان در جهان تا سال 2050 به 22 درصد جمعیت کل جهان برسد [1-5].
طبق تعریف سازمان ملل متحد، کشوری که بیش از 7 درصد جمعیت آن را سالمندان تشکیل دهد، بهعنوان یک کشور سالخورده شناخته میشود. باتوجهبه افزایش تعداد افراد 65 ساله و بالاتر، جهان به سمت سالمند شدن پیش میرود و سازمان جهانی بهداشت قرن 21 را «قرن سالمندان» نامیده است [6، 7]. در ایران نیز روند سالمندی بهدلیل کاهش نرخ زادوولد شتاب گرفته و پیشبینیها نشان میدهند این کشور به سوی یک جامعه سالمند پیش میرود، بهطوریکه پس از امارات و بحرین، سومین کشور جهان ازنظر سرعت پیری جمعیت به شمار میآید [8-11].
با افزایش سن، مشکلات بهداشتی و اجتماعی سالمندان نیز افزایش مییابد و بیماریهای مزمن، افت عملکرد جسمی و مشکلات روانی در این گروه بیشتر میشود [12]. طبق گزارشهای سازمان بهداشت جهانی، سالانه هزاران حادثه ناشی از سقوط در سالمندان رخ میدهد که تأثیر قابلتوجهی بر کیفیت زندگی آنها دارد و همچنین 23 درصد از کل بار جهانی بیماریها مربوط به افراد 60 سال به بالا است که این روند، سالمندی را به چالشی جدی در جهان تبدیل کرده است [13، 14]. در بسیاری از کشورها، راهکارهایی مانند بهرهگیری از فناوریهای نوین، بهبود زیرساختهای بهداشتی و ارتقای خدمات مراقبتی برای مواجهه با این چالشها در نظر گرفته شده است [15].
در ایران، نظام سلامت طی دهههای گذشته تمرکز اصلی خود را بر مراقبت از کودکان و مادران باردار قرار داده و کمتر به نیازهای سالمندان پرداخته است [16-18]. این در حالی است که افزایش جمعیت سالمند، بدون برنامهریزی مناسب، میتواند مشکلات عمدهای در تأمین خدمات بهداشتی و مراقبتی ایجاد کند و همچنین موجب ناکارآمدی نظام سلامت و مشکلات اساسی اجتماعیاقتصادی در کل جامعه شود [19، 20].
مطالعات در ایران نشان میدهد نظام مراقبت سالمندی با چالشهای متعددی روبهرو است. یکی از مشکلات اساسی، دسترسی ناکافی به مراقبتهای بهداشتی است که شامل دشواری در دریافت نوبت، حمایت ناکافی خانوادگی، حملونقل ضعیف و ساعات محدود خدمات است که منجر به برآورده نشدن نیازهای مراقبتی، تأخیر در ارائه خدمات و مدیریت ضعیف بیماریهای مزمن شده است [21، 22]. ناهماهنگی بین سازمانهای مختلف موجب از دست دادن فرصتهای مهم برای بهبود خدمات و سردرگمی سالمندان و خانوادههای آنان شده است. نبود زیرساختهای مناسب مانند مسکن، مراکز بهداشتی و درمانی مخصوص سالمندان و تسهیلات ورزشی و تفریحی مناسب، کیفیت زندگی سالمندان را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد. علاوهبراین کمبود منابع مالی، کافی نبودن مراکز مخصوص مراقبت از سالمندان با تجهیزات مناسب، فقدان نیروی متخصص و آموزشدیده درزمینه مراقبت از سالمندان از دیگر مشکلات اساسی است که کیفیت خدمات را تحت تأثیر قرار داده است [23-25].
در راستای چالشهای ذکرشده نتایج مطالعات کشورهای مختلف بر اهمیت این موارد تأکید دارند: پوشش عمومی بیمههای اجتماعی و درمانی، بهرهگیری از داوطلبان و ظرفیت بخش خصوصی، ارائه مراقبتهای یکپارچه با همکاری بینرشتهای، استفاده از فناوریهای نوین، مانند آلارمهای هوشمند و نرمافزارهای مرتبط، نیازسنجی و آموزش نیروی انسانی، حمایتهای مالی و غیرمالی از خانوادههای مراقب سالمندان. این رویکردها میتوانند به تدوین برنامههای مؤثر برای خدمات سالمندی کمک کنند [26، 27].
در مطالعهای دیگر نیز راهحلهای خلاقانه بهمنظور دریافت خدمات مراقبت سالمندی شامل برنامههای مدیریت موارد مکمل، هدفگذاری افراد سالمند در معرض خطر، همکاری با خانوادهها، استفاده بهینه از پزشکی از راه دور و فناوریهای کمکی و ترویج پیری سالم میشوند [28].
باتوجهبه افزایش سالمندی و نیازهای رو به رشد این گروه و همچنین چالشهای ذکرشده در این حوزه، لازم است مطالعات جامعی برای شناخت موانع موجود و بهبود خدمات مراقبتی انجام شود. این پژوهش با هدف بررسی چالشهای سالمندان در دریافت خدمات از مراکز تحت پوشش دانشکده علومپزشکی مراغه انجام شده است تا راهکارهای مناسبی برای بهبود دسترسی و کیفیت خدمات ارائه شود.
روش مطالعه
مطالعه حاضر از نوع تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قراردادی است که در سال 1403 انجام شد. جامعه پژوهش شامل 35 نفر بود که به شیوه هدفمند انتخاب شدهاند. 20 نفر از افراد پژوهش شامل سالمندان مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت شهرستان مراغه و 15 نفر شامل مراقبین سلامت، کارشناسان ستادی معاونت بهداشتی و افراد کلیدی و مطلع در حوزه سلامت سالمندی بودند. برای انتخاب هدفمند افراد شرط حداکثر تنوع رعایت شد. معیارهای ورود به مطالعه در سالمندان، شامل تمایل به شرکت افراد در پژوهش و نداشتن دمانس بود و همچنین در افراد صاحبنظر و کلیدی داشتن حداقل 2 سال سابقه کاری درزمینه سالمندی بود. معیارهای خروج از مطالعه شامل عدم مشارکت و تمایل افراد به شرکت در مطالعه تعیین شد.
برای جمعآوری دادهها و هدایت فرایند مصاحبه از راهنمای مصاحبه نیمهساختاریافته به زبان غالب افراد که ترکی بود سؤال شد و بهمنظور امکان بیان آزاد نگرشها و تجارب افراد، از سؤالهای با رویکرد نیمهباز استفاده شد. راهنمای مصاحبه با استفاده از مرور متون و نظرات متخصصین این حیطه و با تمرکز بر هدف اصلی مطالعه (شناسایی و تبیین چالشهای سالمندان در دریافت خدمات) طراحی شده بود. مرحله مقدماتی با اجرای سه مصاحبه آزمایشی آغاز شد. پس از تحلیل مصاحبههای آزمایشی، فقط اصلاحات جزئی در یک سؤال ایجاد شد.
سؤالات مصاحبه در خصوص مشکلات اصلی خدمات ارائهشده از جنبههای مختلف، علل ایجادکننده این مشکلات و اولویتبندی آنها از دیدگاه 2 گروه ذکر شده بود و همچنین درباره راهکارهای در نظر گرفتهشده برای مقابله با این چالشها نیز سؤال شد.
دادههای مطالعه ازطریق مصاحبههای حضوری و بهصورت فردی جمعآوری شد. به این صورت که پس از اخذ کد اخلاق و معرفینامه از معاونت پژوهشی با افراد مصاحبهشونده هماهنگیهای لازم انجام و در مکان و زمانی که مورد تأیید هر دو طرف بود، مصاحبهها انجام شد. قبل از شروع مصاحبه هدف از مطالعه برای افراد تشریح میشد و با کسب اجازه و رضایت شفاهی صدای افراد ضبط میشد و همزمان یادداشتبرداری نیز در طول مصاحبه صورت میگرفت. همچنین به همه مصاحبهشوندگان اطمینان داده شد هر موقع که بخواهند میتوانند پژوهش را ترک کنند. متن مصاحبهها بلافاصله بعد از پایان هر مصاحبه توسط محققین چندین بار گوش داده شده و در نرمافزار Word تایپ شد. یادداشتهای میدانی در حین و بعد از هر مصاحبه، انجام شد و پس از تایپ تمامی مصاحبهها به مصاحبهشوندگان جهت تأیید ارسال شد.
تعداد حجم نمونه براساس نقطه اشباع دادهها تعیین شد. نقطه اشباع دادهها زمانی حاصل شد که از آخرین مصاحبهها هیچ کد جدیدی به دست نیامد و درنهایت با 35 نفر مصاحبه صورت گرفت. میانگین زمانی مصاحبهها 50 دقیقه بود که از 35دقیقه تا 65 دقیقه متغیر بود.
برای تحلیل دادهها از تحلیل محتوای قراردادی استفاده شد. این روش به شناسایی، تحلیل و گزارش الگوهای (تمها) موجود در متن میپردازد و در تحلیل دادههای کیفی کاربرد فراوانی دارد. این نوع تحلیل زمانی به کار میرود که نظریههای موجود درزمینه موضوع تحقیق محدود باشد. هدف از این تحلیل، فراهم کردن دانش و درک عمیقتری از پدیده موردمطالعه است [29].
مراحل تحلیل و کدبندی دادهها به شرح زیر است:
در ابتدا، آشنایی با متن دادهها صورت میگیرد که شامل خواندن چندباره متنهای پیادهشده و غوطهور شدن در دادهها است. سپس کدهای اولیه شناسایی و استخراج میشوند و دادههایی که ارتباط بیشتری با این کدها دارند، مشخص میشوند. در مرحله بعد، کدهای اولیه استخراجشده در تمهای مرتبط گروهبندی میشوند. پس از آن، تمهای شناساییشده مورد بازبینی و تکمیل قرار میگیرند. درنهایت، برای اطمینان از پایایی کدها و تمهای استخراجشده، توافق بین 2 کدگذار ازطریق بحث و حل اختلافات کسب میشود. در این قسمت برای مدیریت دادهها از نرمافزار MAXQDA نسخه 10 استفاده شد.
جهت افزایش اعتبار مطالعه از 4 معیار مقبولیت و تأییدپذیری، بازبینی شرکتکنندگان، قابلیت وابستگی و قابلیت انتقال، شفافیت که توسط گوبا و لینکن پیشنهاد شده است استفاده شد [30].
بهمنظور تأیید مقبولیت یافتهها، از یک متخصص باتجربه درزمینه تحقیق کیفی برای بررسی دادهها استفاده شد تا در فرایند کدگذاری و تحلیل نتایج، توافق حاصل شود. برای تضمین اعتبار یافتهها، مصاحبهها پس از پیادهسازی به تأیید مصاحبهشوندگان رسید و نظرهای اصلاحی آنها در صورت وجود، در نظر گرفته شد. نمونهها برای انتقالپذیری با حداکثر تنوع انتخاب شدند تا امکان تعمیم یافتهها به دیگران فراهم شود. درنهایت برای تأییدپذیری نتایج، تمامی جزئیات پژوهش به دقت ثبت و مستندسازی شد و مراحل کدگذاری و فهرست کدها بهگونهای انجام شد که امکان بررسی یافتهها توسط پژوهشگران دیگر نیز وجود داشته باشد.
یافتهها
درمجموع 35 نفر در مطالعه شرکت کردند که 20 نفر از شرکتکنندگان سالمندان دریافتکننده خدمات بهداشتی و 15 نفر کادر بهداشتی ارائهدهنده خدمات سلامت بود (
جدول شماره 1)، نتایح تحلیل دادههای حاصل از مصاحبهها پس از حذف کدهای تکراری در 65 کد نهایی، 4 مضمون اصلی و 11 مضمون فرعی به شرح زیر دستهبندی شد (
جدول شماره 2) (
تصویر شماره 1):