مقدمه
جمعیت جهان بهسرعت درحال سالمند شدن است [1]. پیشبینی میشود بین سالهای 2000 تا 2050، جمعیت افراد 60 ساله و بالاتر جهان 2 برابر شود و از 11 به 22 درصد خواهد رسید [2]. سرعت رشد این قشر از جامعه در کشورهای درحالتوسعه بیش از کشورهای توسعهیافته است [3]، بهطوریکه بیش از نیمی از جمعیت سالمندان جهان در کشورهای درحالتوسعه زندگی میکنند [4]. روند سالمندی جمعیت در ایران نیز آغاز شده [5] و با نرخی بیش از 3 درصد در حال افزایش است [6]. براساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن در سال 2016، 9/3 درصد جمعیت کشور را سالمندان 60 سال و بالاتر تشکیل میدهند [7]. رشد سریع جمعیت سالمندان، چالشهای متعدد و قابلتوجهی را بهویژه در حوزه این قشر از جامعه ایجاد میکند [8].
همهگیری خاموش بیماریهای مزمن، که یکی از بزرگترین چالشهای بهداشت عمومی در سراسر جهان است، بهتدریج درحال گسترش به تمام کشورها است. براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، بیماریهای مزمن در سال 2020 عامل 73 درصد از کل مرگومیرها و 60 درصد از بار جهانی بیماریها بودهاند که 79 درصد از این مرگومیرها در کشورهای درحالتوسعه رخ داده است [9]. یکی از شایعترین بیماریهای مزمن، بیماری عروق کرونری قلب است که بهعنوان عامل اصلی و اول مرگومیر در اغلب مناطق جهان شناخته میشود [10]. در ایران نیز بیماریهای قلبیعروقی شایعترین علت مرگ محسوب شده و حدود 41 درصد از کل علل مرگومیرها را به خود اختصاص دادهاند [11]. سالمندان به دلیل تغییرات متعدد مرتبط با افزایش سن، بیشترین آسیبپذیری را در مواجهه با بیماریهای قلبیعروقی دارند. بیش از 80 درصد از افراد بستریشده در بیمارستان به دلیل بیماریهای قلبی، بالای 65 سال هستند و 24 درصد از این افراد 85 ساله یا مسنتر هستند [12، 13].
خودمراقبتی یکی از عناصر کلیدی در مدیریت جامع بیماران مبتلا به بیماریهای قلبیعروقی، بهویژه بیماری عروق کرونری قلب، محسوب میشود [14]. خودمراقبتی به مجموعهای از فعالیتها اطلاق میشود که افراد بهمنظور ارتقای سلامت، پیشگیری از بیماری، کنترل و محدود کردن پیشرفت بیماری و بهبود کیفیت زندگی انجام میدهند [15]. پایبندی به رفتارهای خودمراقبتی علاوه بر پیشگیری از تشدید علائم و نشانهها، در کاهش تعداد دفعات بستری، کاهش مرگومیر و کاهش هزینههای درمانی نقش بسزایی دارد [16]. خودمراقبتی بهعنوان یک استراتژی کلیدی در مدیریت بیماریهای مزمن شناخته میشود و میتواند تأثیرات متفاوتی بر وضعیت روانی افراد داشته باشد. این تأثیرات میتوانند هم مثبت و هم منفی باشند. ازجمله آثار مثبت خودمراقبتی میتوان به کاهش اضطراب، افزایش احساس کنترل بر بیماری و بهبود کیفیت زندگی اشاره کرد [17]. ازسویدیگر، در صورتی که فرد نتواند بهدرستی خودمراقبتی را انجام دهد یا احساس بیشازحد مسئولیت و فشار را تجربه کند، ممکن است اثرات منفی مانند افزایش استرس و افسردگی رخ دهد [18]. با وجود اینکه، خودمراقبتی بهعنوان یکی از ارکان اساسی سلامتی و مدیریت بیماریهای مزمن شناخته میشود [19]، اجرای مؤثر و توسعه مهارتهای خودمراقبتی در بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن با چالشها و موانع متعددی همراه است. به نظر میرسد یکی از این چالشها که با خودمراقبتی در ارتباط است، اضطراب مرگ باشد [20].
اضطراب مرگ، بهویژه در افراد مبتلا به بیماریهای قلبیعروقی، یکی از شایعترین انواع اضطراب تجربهشده است [21]. اضطراب بهعنوان حالتی از وحشت، هراس یا نگرانی شدید تعریف میشود که زمانی رخ میدهد که فرد به فرایند مرگ، قطع ارتباط با دنیای فعلی یا رویدادهای پس از مرگ فکر میکند. مرگ بهعنوان یک پدیده اجتنابناپذیر، همواره همراه با ترس و هیجانات عمیق است و تفکر درباره آن میتواند منجر به ایجاد اضطراب شود [20]. این اضطراب نهتنها بهعنوان یک پدیده فردی، بلکه بهعنوان یک مسئله روانیاجتماعی نیز شناخته میشود که میتواند برای بیماران، خانوادههای آنها و حتی ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی، منبعی از استرس و نگرانی باشد [22، 23]. مطالعات انجامشده درزمینه این متغیر نشان میدهد اضطراب مرگ در سالمندان با عواملی همچون حمایت اجتماعی درکشده، سلامت معنوی [24]، احساس تنهایی و راهبردهای مقابلهای مسئلهمدار [25] در ارتباط است. اگرچه در برخی مطالعات رابطه بین اضطراب مرگ و خودمراقبتی در سالمندان بهصورت معنادار گزارش شده است [20، 26]، اما جهت این رابطه در مطالعات مختلف متفاوت بوده است؛ بهطوریکه در برخی موارد رابطه مستقیم و در برخی دیگر رابطه معکوس گزارش شده است. این عدم همسویی در یافتهها، خود نشاندهنده کمبود مطالعات جامع و هماهنگ در این حوزه است. علاوهبراین در خصوص نحوه ارتباط بین خودمراقبتی و اضطراب مرگ نیز با کمبود پژوهشهای دقیق و گسترده مواجه هستیم. بااینحال، یافتههای اخیر نشان میدهد خودشفقتورزی یکی از عوامل مؤثر در کاهش اضطراب مرگ است [27].
خودشفقتورزی یکی از مفاهیم کلیدی در حوزه روانشناسی است که بهعنوان عاملی انعطافپذیر در سازگاری با مشکلات زندگی و فشارهای روانی عمل میکند [28]. این مفهوم به تجربه پذیرش و تحت تأثیر قرار گرفتن از رنج دیگران اشاره دارد، به گونهای که فرد مشکلات و رنجهای خود را قابلتحملتر میبیند. همچنین خودشفقتورزی شامل صبور و مهربان بودن نسبت به دیگران و داشتن درک غیرقضاوتگرانه در رابطه با آنهاست [29، 30]. خودشفقتورزی، نقش مهمی در کاهش اختلالات روانی، بهویژه اضطراب، ایفا کند [29]. این مفهوم با متغیرهایی مختلفی مانند توانمندی شناختی [31]، شاخصهای سلامت جسمانی [32]، رضایت از زندگی، اضطراب، افسردگی [33] و بهطورکلی با پیامدهای روانی مرتبط است [34]. براساس تئوری خودشفقتورزی نف، این مفهوم شامل 3 مؤلفه دوقطبی، مهربانی با خود در مقابل قضاوت نسبت به خود، انسانیت مشترک در مقابل انزوا و ذهنآگاهی در مقابل همانندسازی افراطی است [35]. این تئوری بیان میکند که خودشفقتورزی میتواند به افراد کمک کند تا با کاهش انتقاد از خود و افزایش پذیرش شرایط دشوار، سازگاری بهتری با استرس و بیماری داشته باشند [36]. بسیاری از مطالعات انجامشده نیز خودشفقتورزی را بهعنوان یک پیشبینیکننده قوی برای ارتقای سلامت روانی شناسایی کردهاند.
باتوجهبه افزایش جمعیت سالمندان و شیوع بالای بیماریهای قلبیعروقی، نیاز به راهکارهای مؤثر برای مدیریت این بیماریها و بهبود کیفیت زندگی این گروه آسیبپذیر از جامعه، بیشتر از همیشه احساس میشود. اضطراب مرگ، بهعنوان یکی از چالشهای روانشناختی مهم در این گروه سنی، میتواند تأثیرات منفی عمیقی بر سلامت روان و وضعیت جسمانی آنان داشته باشد. این اضطراب نهتنها کیفیت زندگی را کاهش میدهد، بلکه منجر به افزایش هزینههای درمانی نیز میشود. در این راستا، بررسی نقش خودشفقتورزی بهعنوان یک عامل میانجیگر میتواند به درک بهتر ارتباط پیچیده بین خودمراقبتی و اضطراب مرگ کمک کند. این رویکرد میتواند زمینهساز توسعه برنامههای مداخلهای کارآمد برای کاهش اضطراب مرگ و ارتقای خودمراقبتی در این گروه آسیبپذیر باشد. به همین منظور، مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین خودمراقبتی و اضطراب مرگ، با در نظر گرفتن نقش میانجیگر خودشفقتورزی (
تصویر شماره 1)، بر روی سالمندان مبتلا به بیماریهای عروق کرونری قلب شهر قزوین انجام گرفت.
روش مطالعه
این پژوهش، یک مطالعه توصیفیتحلیلی است که بهصورت مقطعی بر روی سالمندان مبتلا به بیماریهای کرونری مراجعهکننده به کلینیک قلب بیمارستانهای بوعلی، ولایت و محمدزاده شهر قزوین در سال 1403، اجرا شد. معیارهای ورود به مطالعه شامل سن 60 سال و بالاتر، سابقه ابتلا به بیماریهای کرونری قلب، داشتن توانایی لازم برای پاسخگویی به سؤالات و داشتن رضایت آگاهانه و تمایل به شرکت در مطالعه حاضر بود. معیارهای خروج از مطالعه شامل وجود مشکلات جسمی، شناختی و روانی شدید بود که مانع برقراری ارتباط و پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه میشد. از روش نمونهگیری دردسترس برای انتخاب افراد واجد شرایط استفاده شد.
با در نظر گرفتن تعداد 3 متغیر نهفته (خودمراقبتی، اضطراب مرگ و خودشفقتورزی)، 64 متغیر مشاهدهای (باتوجهبه ابزارهای مورداستفاده)، اندازه اثر (روابط بین پارامترها) 0/3، احتمال خطای نوع اول 5 درصد و توان آزمون 80 درصد، حداقل تعداد حجم نمونه مطالعه 305 نفر برآورد شد.
ابزار مطالعه
برای گردآوری دادهها از پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه خودشفقتورزی نِف، پرسشنامه خودمراقبتی وِگان و پرسشنامه اضطراب مرگ تِمپلر استفاده شد.
چکلیست اطلاعات جمعیتشناختی شامل اطلاعاتی دررابطهبا سن، جنس، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، وضعیت اشتغال، وضعیت اقتصادی، نحوه زندگی و نیز دادههای بالینی، شامل سن ابتلا به بیماری کرونری قلب، سابقه بیماری قلبی در خانواده و سابقه بیماری زمینهای است.
پرسشنامه خودشفقتورزی نِف
پرسشنامه خودشفقتورزی نِف شامل 26 سؤال است که برای اندازهگیری 3 مؤلفه مهربانی به خود (5 ماده) در برابر قضاوت کردن خود (5 ماده)، اشتراک انسانی (4 ماده) در برابر انزوا (4 ماده) و ذهنآگاهی (4 ماده) در برابر همانندسازی افراطی (4 ماده). طراحی شده است. سؤالات براساس مقیاس لیکرت 5 رتبهای از «تقریباً هرگز» (1) تا «تقریباً همیشه» (5) ارزیابی میشوند. سؤالات شماره ۱1، 4، 8، 9، 11 و 12 بهصورت معکوس نمرهگذاری میشوند. دامنه نمرات این پرسشنامه از 12 تا 60 است که نمره بالاتر نشاندهنده سطح خودشفقتورزی بیشتر است [37]. شهبازی و همکاران (1394) ضریب آلفای کلی این ابزار را 0/91 گزارش کردند [38]. در این مطالعه، مقدار آلفای کرونباخ برای تمامی 12 سؤال برابر با 0/749 محاسبه شد.
پرسشنامه خودمراقبتی بیماری کرونری قلب
خودمراقبتی در سالمندان مبتلا به بیماری کرونری قلب با استفاده از پرسشنامه خودمراقبتی بیماریهای عروق کرونری قلب بررسی شد. این پرسشنامه توسط واگان و همکاران [39]براساس تئوری خودمراقبتی بیماری مزمن طراحی و روانسنجی شد. این پرسشنامه دارای 23 آیتم در 3 حیطه حفظ خودمراقبتی، پایش خودمراقبتی و اتکای به خود است و پاسخدهندگان دفعات انجام رفتارهای قیدشده را براساس مقیاس 5 درجهای لیکرت از هرگز (1) تا همیشه (5) مشخص میکنند. هر حیطه جداگانه نمرهگذاری میشود و نمره کل از مجموع نمره 3 حیطه به دست میآید. نمره بالاتر نشاندهنده خودمراقبتی بهتر است و بالعکس. کرامتکار و همکاران (1400) این پرسشنامه را ترجمه و بازترجمه کرده و روایی و پایی آن را بررسی و تأیید کردند. پایایی این ابزار را با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 0/82 گزارش کردند [40]. در این مطالعه، مقدار آلفای کرونباخ برای تمامی 23 سؤال برابر با 0/897 محاسبه شد.
پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر
پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر (1970) دارای 15 سؤال دو گزینهای (بلی یا خیر) است. دامنه نمرات پرسشنامه از (0 تا 15) است که نمرات بالاتر نشاندهنده میزان بالای اضطراب مرگ در افراد است. سؤالات 2، 3، 5، 6، 7، 15 بهصورت معکوس نمرهگذاری میشوند. در ایران، رجبی و همکاران (2002) اعتبار تصنیف این پرسشنامه را 0/62 و آلفای کرونباخ آن (همسانی درونی) را برای کل پرسشنامه 0/73 محاسبه و گزارش کردند [41]. در این مطالعه، مقدار آلفای کرونباخ برای تمامی 15 سؤال برابر با 0/696 محاسبه شد.
پرسشنامهها توسط نویسنده اول با روش پرسش مستقیم از بیماران سالمند تکمیل شدند. نمونهگیری از فروردین تا خرداد 1403 به طول انجامید.
تجزیهوتحلیل دادهها
برای آنالیز دادهها، از نرمافزارهای SPSS نسخه 25 و STATA نسخه 14 استفاده شد. برای توصیف متغیرهای کمی از شاخصهای میانگین و انحرافمعیار و برای توصیف متغیرهای کیفی / اسمی از شاخصهای فراوانی و درصد استفاده شد. جهت بررسی نقش میانجیگری خودشفقتورزی در رابطه بین اضطراب مرگ و خودمراقبتی از روش مدلیابی مسیر (تحلیل مسیر) استفاده شد. سطح معنیداری مساوی یا کمتر از 0/05 در نظر گرفته شد.
قبل از اجرای تحلیل معادلات ساختاری، پیشفرضهای این روش شامل نرمال بودن توزیع دادهها، استقلال خطاها، عدم وجود همخطی چندگانه و برقراری رابطه خطی مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیرهای پژوهش، از شاخصهای چولگی و کشیدگی استفاده شد. نتایج نشان داد توزیع نمرات همه متغیرها نرمال است و مقادیر چولگی و کشیدگی در بازه بین 1- تا 1 قرار داشتند. استقلال خطاها با استفاده از آزمون دوربین ـ واتسون بررسی شد. نتایج نشان داد بین خطاها همبستگی وجود ندارد (W.D=1/70)، این مقدار در دامنه قابلقبول (1/5 تا 2/5) قرار دارد. برای بررسی همخطی چندگانه بین متغیرهای پیشبین، از شاخصهای عامل تورم واریانس (VIF) و تحمل استفاده شد. نتایج نشان داد که همخطی چندگانه بین متغیرها وجود ندارد. مقادیر واریانس کمتر از 10 و مقادیر تحمل بالاتر از 0/1به دست آمد. پیشفرض دیگر، برقراری رابطه خطی بین متغیرهای برونزا با متغیر میانجی و همچنین بین متغیر میانجی با متغیر وابسته است. این فرضیه با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد رابطه خطی بین متغیرها برقرار است.
یافتهها
در مطالعه حاضر 310 سالمند با میانگین سنی 67/64 با انحرافمعیار 7/48 در محدوده سنی 60 الی 97 سال مشارکت داشتند. میانگین سن ابتلا به بیماری کرونری قلب در سالمندان 59/51 با انحرافمعیار 9/07 بود. اکثر شرکتکنندگان در این مطالعه، زن (166 نفر، 53/5 درصد) و متٔهل (229 نفر، 73/9 درصد) بودند. مشخصات جمعیتشناختی و بالینی نمونههای پژوهش در
جدول شماره 1 درج شده است.
میانگین نمره اضطراب مرگ نمونههای پژوهش 2/83±8/07 بود که نشاندهنده میزان اضطراب مرگ بالاتر از متوسط است. میانگین خودمراقبتی بیماران 17/42±66/53 بود که در سطح پایین قرار داشت. میانگین نمره خودشفقتورزی 6/46±38/88 به دست آمد که نشاندهنده میزان خودشفقتورزی بالاتر از متوسط در سالمندان است (
جدول شماره 2).
از روش تحلیل مسیر جهت تعیین نقش میانجیگری خودشفقتورزی در رابطه بین خودمراقبتی و اضطراب مرگ استفاده شد. رابطه معنادار و مثبت بین خودمراقبتی و اضطراب مرگ مشاهده شد. بدینصورت که در سالمندان به دنبال افزایش خودمراقبتی، اضطراب مرگ نیز افزایش مییافت (0/001>p و 0/20=B). همچنین مشاهده شد بین اضطراب مرگ و خودشفقتورزی ارتباط معنادار و معکوس وجود دارد. بهطوریکه با افزایش میزان خودشفقتورزی، میزان اضطراب مرگ کاهش مییافت (0/001>p و 0/25-=B). علاوهبراین، بین خودمراقبتی و خودشفقتورزی رابطه معنادار و مثبت به دست آمد. بدین صورت که با افزایش میزان خودشفقتورزی در سالمندان، میزان خودمراقبتی نیز افزایش مییافت (0/001>p و 0/28=B). درنهایت نقش خودشفقتورزی بهعنوان یک عامل میانجیگر در رابطه بین خودمراقبتی و اضطراب مرگ هم از مسیر مستقیم و هم از مسیر غیرمستقیم با میانجیگری خودشفقتورزی تأیید شد (0/001=p و 0/07-=B) (
جدول شماره 3 و
تصویر شماره 2).
بحث
مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین خودمراقبتی با اضطراب مرگ با نقش میانجیگر خودشفقتورزی در سالمندان مبتلا به بیماریهای کرونری قلب شهر قزوین انجام شد. نتایج این مطالعه نشان داد سطح اضطراب مرگ سالمندان، در سطح بالاتر از متوسط است. مطالعات پیشین در این زمینه نتایج متفاوتی گزارش کردهاند. بهعنوان مثال، سلیمانی و همکاران در پژوهش خود سطح اضطراب مرگ بیماران قلبی را بالاتر از حد متوسط گزارش کردند [42]. درحالیکه، رحیمی و همکاران نشان دادند بیشتر بیماران مبتلا به سکته قلبی اضطراب مرگی در حد متوسط دارند [43]. حسنخانی و همکاراننیز اضطراب مرگ بیماران مبتلا به بیماری کرونری قلب را در سطح بالا گزارش کردند [44]. همچنین والیخانی و یارمحمدی واصل دریافتند 41/7 درصد بیماران قلبی از اضطراب مرگ شدید رنج میبرند [45]. این نتایج متفاوت میتواند به علل مختلفی همچون جامعه موردپژوهش، زمان نمونهگیری و نوع ابزار مورداستفاده باشد.
در این مطالعه، نتایج نشان داد خودمراقبتی سالمندان در سطح پایینی بود. نتایج این مطالعه همراستا با یافتههای مطالعات پیشین است. بهعنوان مثال، مجیدی و همکاران نیز سطح خودمراقبتی را در سالمندان مبتلا به بیماریهای مزمن پایین گزارش کردند [20]. همچنین منصوری و همکاران در مطالعه خود نشان دادند سطح خودمراقبتی اکثر سالمندان مبتلا به نارسایی قلبی نامطلوب و پایین است [46]. علل احتمالی این نتیجه میتواند محدودیتهای حرکتی، عدم استقلال مالی، کمبود آگاهی کافی درباره بیماری و روشهای کنترل آن، اضطراب ناشی از عدم کنترل بیماری و ترس از مرگ ناشی از آن از باشد. در این ارتباط، فرقدانی و همکاران [47] و اشکتراب و همکاران [48] سطح خودمراقبتی سالمندان را در حد متوسط گزارش کردند. علل احتمالی این مغایرت میتواند بهشدت و مرحله بیماری و نوع ابزار مورداستفاده برای سنجش خودمراقبتی باشد.
در این مطالعه، خوددشفقتی سالمندان بالاتر از حد متوسط بود. نتایج مشابهی نیز توسط صالحی و همکاران به دست آمد که سطح خودشفقتورزی در سالمندان مبتلا به بیماریهای قلبیعروقی را بالاتر از متوسط گزارش کردند [34]. همچنین نریمانی و همکاران در مطالعه خود نشان دادند سطح خودشفقتورزی در سالمندان مبتلا به سرطان نیز در حد بالایی قرار دارد [49]. شواهد موجود حاکی از آن است که خودشفقتورزی بهعنوان یک ویژگی روانشناختی مهم، نقش کلیدی در مدیریت استرس و مسائل مرتبط با رفتارهای سلامتمحور در بیماریهای مزمن ایفا میکند [50، 51]. اتخاذ رویکردی دلسوزانه به افراد کمک میکند تا با چالشها و عوامل استرسزا به شیوهای سازنده مقابله کنند. این رویکرد شامل مراقبت و مهربانی با خود، پذیرش شرایط فعلی بهعنوان بخشی از تجربیات انسانی و جلوگیری از غرق شدن در احساسات منفی است [30].
نتایج مطالعه حاضر نشان داد ارتباط معنادار و مستقیمی بین خودمراقبتی و اضطراب مرگ وجود دارد. مشابه با نتایج مطالعه حاضر، بوش و همکاران نیز ارتباط معناداری بین اضطراب مرگ و رفتارهای مرتبط با سلامتی را گزارش کردند [52]. در همین راستا، یوسفی افراشته و همکاران ارتباط مستقیم و معناداری بین رفتارهای خودمراقبتی و اضطراب مرگ در سالمندان ساکن در سرای سالمندان را گزارش کردند [26]. بتی و همکاران نیز به این نتیجه رسیدند که افزایش خودمراقبتی در سالمندان باعث افزایش اضطراب مرگ در آنان میشود [53]. در تبین این یافته میتوان گفت مطابق با الگوی فرایند دوگانه، سیستم دفاعی افراد بهصورت خودآگاه، در برابر عواملی که باعث ایجاد اضطراب مرگ میشوند، فعال میشود [54، 18]. رفتارهای ارتقادهنده سلامت نیز بخشی از این مکانیسمهای دفاعی محسوب میشوند [18]. به نظر میرسد سالمندان شرکتکننده در این مطالعه، بهدلیل درک بالا از وضعیت بیماری و اضطراب مرگ، تمایل بیشتری به انجام خودمراقبتی نشان دادهاند. این اضطراب مرگ بالا میتواند بهعنوان یک محرک، خودمراقبتی را در این گروه افزایش دهد. از سوی دیگر، خودمراقبتی بیشازحد نیز میتواند به دلایلی مانند تمرکز بیشازحد بر وضعیت سلامت و افزایش آگاهی از خطرات بیماری، منجر به تشدید اضطراب مرگ شود. نظریه مدیریت وحشت نیز بیان میکند تواناییهای شناختی انسان و توانایی تأمل درمورد آینده، او را از مرگ اجتنابناپذیرش آگاه میکند. این آگاهی میتواند وحشت زیادی ایجاد کند و انسان برای مقابله با این وحشت یا محافظت از خود در برابر آن، ساختارهای روانشناختی خاصی را توسعه میدهد [55-57]؛ بنابراین میتوان اظهار کرد که خودمراقبتی میتواند بخشی از سیستم محافظتی افراد و یک پاسخ به اضطراب مرگ آنها باشد. این موضوع نتایج مطالعه حاضر را قابلتوجیه میکند و نشان میدهد رابطه بین خودمراقبتی و اضطراب مرگ میتواند دوطرفه و تحت تأثیر عوامل مختلفی باشد.
براساس نتایج مطالعه حاضر، ارتباط منفی و معنادار بین خودشفقتورزی و اضطراب مرگ وجود داشت. بهطوریکه بیماران سالمندی که خودشفقتورزی بیشتری داشتند، اضطراب مرگ کمتری را گزارش کردند. همراستا با مطالعه حاضر، ورعی و همکاران [58] نشان دادند خودشفقتورزی میتواند به کاهش اضطراب مرگ در سالمندان کمک کند. همچنین نف و همکاران [59] دریافتند خودشفقتورزی با کاهش اضطراب مرگ و افزایش بهزیستی روانشناختی همراه است. بهطوریکه افرادی که سطح بالاتری از خودشفقتورزی داشتند، کمتر به اضطراب مرگ دچار میشدند و بهتر توانستند با استرسها و چالشهای زندگی مقابله کنند. همچنین نتایج مطالعه ابوطالبی و همکاران حاکی از آن است که درمان متمرکز بر خودشفقتورزی میتواند اضطراب مرگ زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس را کاهش و کیفیت زندگی آنان را افزایش دهد [60]. کاواکلی و همکاران نیز دریافتند خودشفقتورزی عامل مهم برای تطابق با مشکلات مرتبط با تهدید بیماری و اضطراب مرگ است [61]. در این رابطه میتوان اظهار کرد افرادی که خودشفقتورزی بیشتری دارند، ممکن است از راهبردهای تنظیم هیجان بهتری استفاده کنند [62]، بهطوریکه آنان را قادر کند تا با یک موقعیت اضطرابآور بهطور مؤثرتری برخورد کنند. خودشفقتورزی برای اولینبار توسط نف در سال 2003 مطرح شد [63]. این سازه به نحوه برخورد افراد با شکست، کمبودها و رنجهای زندگی اشاره دارد [63] و بهعنوان یکی از سازههای مهم و قدرتمند در پیشبینی سلامت روان افراد شناخته میشود [64]. برای درک کارکرد خودشفقتورزی، لازم است به مفهومسازی این سازه نیز پرداخته شود. خودشفقتورزی، بهعنوان یک سیستم انگیزشی برای تنظیم عواطف منفی عمل میکند که افراد در مواجهه با موانع و احساسات منفی، آن را نسبت به خود بروز میدهند [65]. به نظر میرسد خودشفقتورزی با معنا و مفهوم گستردهاش، میتواند بهعنوان یک عامل محافظتی در برابر اضطراب مرگ عمل کند و یا به کاهش این مشکل در افراد سالمند کمک کند.
یکی از نتایج مهم این مطالعه، نقش میانجیگری خودشفقتورزی در رابطه بین خودمراقبتی و اضطراب مرگ در بیماران سالمند مبتلا به بیماریهای عروق کرونری قلب بود. منبعی پیدا نشد که به بررسی نقش میانجیگری خودشفقتورزی در رابطه بین این دو متغیر پرداخته باشد؛ بنابراین امکان انجام بحث مقایسهای وجود ندارد، اما این یافته نشان میدهد خودشفقتورزی میتواند بهعنوان یک مکانیسم انطباقی، به بیماران کمک کند تا با اضطرابهای ناشی از مرگ و بیماری مقابله کنند. خودشفقتورزی استراتژی تنظیم عاطفی محسوب میشود که از تجارب تحریککننده و ناخوشایند جلوگیری نمیکند، بااینحال اثرات ناخوشایند، مهربانانه توسط بیمار پذیرفته میشود و از افراد در برابر پیامدهای منفی ناشی از اضطراب تجربهشده محافظت میکند [66]. مطالعات متعددی نشان دادهاند خودشفقتورزی با کاهش اضطراب و استرس در بیماران مرتبط است. بهعنوان مثال، در یک مطالعه توسط مک بت و گوملی [67]، مشخص شد افرادی که سطح بالاتری از خودشفقتورزی دارند، کمتر تحت تأثیر اضطراب و افسردگی قرار میگیرند. در یک مطالعه مروری [68]، نیز مشخص شد خودشفقتورزی با بهبود مدیریت استرس و کاهش اضطراب و افزایش رفتارهای ارتقادهنده سلامت مرتبط است. درواقع، خودشفقتورزی به افراد کمک میکند تا شرایط خود را بهعنوان بخشی از تجربیات انسانی بزرگ ببینند و از این طریق، از غرق شدن در احساسات منفی جلوگیری کنند. این رویکرد به بیماران کمک میکند تا با ترس از مرگ و نگرانیهای مرتبط با بیماری، به شیوهای سازندهتر و کمتر احساسی مقابله کنند [69].
نتیجهگیری نهایی
براساس نتایج مطالعه حاضر، بین خودمراقبتی و اضطراب مرگ رابطه مثبت و معناداری وجود داشت و نقش میانجیگری خودشفقتورزی در این ارتباط تأیید شد؛ بنابراین توصیه میشود متخصصان بهداشت و درمان و پرستاران، برنامههای آموزشی و مداخلهای برای تقویت خودشفقتورزی در سالمندان مبتلا به بیماریهای عروق کرونری قلب را اجرا کنند. این اقدامات میتوانند به کاهش اضطراب مرگ و افزایش سطح خودمراقبتی در این گروه از بیماران منجر شوند و درنهایت کیفیت زندگی آنها را بهبود بخشد.
محدودیتها
روش خودگزارشدهی در پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه یکی از محدودیتهای این مطالعه بود که با توضیح اهداف مطالعه و کاربرد نتایج آن، تا حدودی از اثر سوگیری اجتماعی شرکتکنندگان جلوگیری شد. مطالعه حاضر بر روی سالمندان مبتلا به بیماریهای عروق کرونر ساکن جامعه انجام شده است، بنابراین یافتهها قابلتعمیم به سالمندان مبتلا به سایر بیماریهای مزمن یا سالمندان ساکن مراکز شبانهروزی نیست.
نتایج این مطالعه، اهمیت طراحی و اجرای برنامههای آموزشی و مداخلهای جهت تقویت خودشفقتورزی در سالمندان مبتلا به بیماریهای عروق کرونری قلب را نشان میدهد که میتواند به کاهش اضطراب مرگ و بهبود خودمراقبتی آنان منجر شود. همچنین، نتایج این مطالعه میتوانند به متخصصان بهداشت و درمان در تدوین پروتکلهای درمانی و مراقبتی بهتر برای سالمندان مبتلا به بیماریهای قلبی کمک کنند که درنهایت منجر به بهبود کیفیت زندگی و کاهش هزینههای درمانی در این گروه از بیماران خواهد شد.
براساس نتایج مطالعه حاضر، انجام مطالعات زیر برای پژوهشهای آینده پیشنهاد میشود:
- انجام مطالعات طولی برای بررسی تغییرات در سطح خودمراقبتی، اضطراب مرگ و خودشفقتورزی در طول زمان و در مراحل مختلف بیماریهای قلبی؛
- بررسی اثر مداخلات روانشناختی، مانند تمرینات مبتنی بر ذهنآگاهی یا برنامههای مشاورهای، بر کاهش اضطراب مرگ و افزایش خودشفقتورزی و خودمراقبتی در سالمندان؛
- ارتباط بین خودمراقبتی، اضطراب مرگ و خودشفقتورزی در بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن دیگر.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
پژوهش حاضر در کمیته اخلاق دانشگاه علومپزشکی قزوین مطرح و با کد (IR.QUMS.REC.1402.398) مورد تأیید قرار گرفت. از تمام سالمندان شرکتکننده در مطالعه، پس از بیان اهداف پژوهش و اطمینان دادن از محرمانه ماندن اطلاعات شخصی، رضایتنامه کتبی برای شرکت در پژوهش گرفته شد.
حامی مالی
این پژوهش بخشی از پایاننامه فاطمه محمدی درگاه مقطع کارشناسی ارشد رشته پرستاری گرایش سالمندی، دانشکده پرستاری مامایی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین میباشد و هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی، روششناسی، تحقیق و بررسی، نگارش پیشنویس، ویراستاری و نهاییسازی و منابع: فاطمه محمدی درگاه، مجتبی سنمار و سیده آمنه مطلبی؛ تجزیهوتحلیل: زهرا حسین خانی؛ مدیریت پروژه: سیده آمنه مطلبی.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
پژوهشگران از شرکتکنندگان تشکر و قدردانی میکنند.