اهداف: از آنجائی که بخش عمدهای از درمان دیابت در منزل انجام میشود، خانواده نقش مهمی در مراقبت از این بیماران دارند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط حمایت خانواده و کنترل قندخون در سالمندان مبتلا به دیابت نوع ۲ بود.
مواد و روشها: این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود و تعداد ۱۵۰ نفر از سالمندان مبتلا به دیابت نوع۲ مراجعه کننده به انستیتو غدد درونریز و متابولیسم وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران جامعه این پژوهش را تشکیل دادند. نمونهگیری به صورت غیرتصادفی و در دسترس بود. پرسشنامه مورد استفاده شامل سه بخش مشخصات دموگرافیکی نمونهها، تعیین میزان هموگلوبینگلیکوزیله و تعیین میزان حمایت دریافتی و درک شده بیماران از جانب خانواده با استفاده از ابزار استاندارد "حمایت اجتماعی از بیماران دیابتی-مختص خانواده"بود. دادهها با استفاده از آزمون آماری کایدو و پیرسون از طریق نرم افزار SPSS version-۱۵ تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج ارتباط آماری معنیداری را بین حمایت خانواده و کنترل قندخون نشان داد (r=-۰/۵۶, P<۰/۰۰۰۱). همچنین یافتهها نشاندهنده وجود ارتباط معنیدار بین حمایت خانواده و متغیرهای جنس و وضعیت تأهل (P<۰/۰۰۰۱) بود. کنترل قند خون نیز با وضعیت تأهل (P=۰/۰۲)، وضعیت اقتصادی (P=۰/۰۴) و سطح تحصیلات (P=۰/۰۵) ارتباط معنیداری داشت.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش تاکید مجددی بر نقش حمایت خانواده در بهبود سطح سلامت سالمندان بود. براساس یافتههای این پژوهش طرح مداخلات پرستاری خانواده محور و مشارکت تمامی اعضاء خانواده در مراقبت از سالمندان مبتلا به دیابت پیشنهاد میشود.
اهداف: با کاهش میزان باروری و بهبود شرایط بهداشتی، اجتماعی در ایران، آمار جمعیت زنان سالمند نیز به تبعیت از کل جمعیت سالمندان افزایشیافته است به طوریکه در طی دو دهه نسبت جمعیت زنان سالمند به کل جمعیت زنان از ۳درصد به ۱/۴درصد و در سرشماری اخیر در سال۱۳۸۵ به ۷درصد افزایش یافته است و پیشبینی میشود که در طی دهه های آینده نیز این روند افزایشی ادامه یابد. آمارهای جهانی نشان میدهد که نسبت زنان سالمند در اکثر کشورهای جهان، پیشرفته و در حال پیشرفت، بهطور قابل ملاحظهای بیشتر از مردان سالمند است، اما بر اساس آمار سالهای ۱۳۵۵-۱۳۸۵ مرکز آمار ایران نشان می دهد که در هر دهه به دلیل پیشرفت خدمات بهداشتی، درمانی، اجتماعی و اقتصادی تعداد زنان سالمند در ایران افزایش یافته ولی از نسبت جمعیت زنان سالمند به مردان سالمند کاسته شده است. این وضعیت در حالی اتفاق افتاده که معمولا امید به زندگی در مردان کمتر از زنان می باشد. بنابراین در این مقاله سعی شد است با مطالعه وضعیت جمعیت، سلامت، سواد، وضعیت خانوادگی، اشتغال، کیفیت زندگی، انزوای زنان سالمند در ایران دلایل متفاوت بودن نسبت جنسیتی زنان سالمند نسبت به مردان سالمند را بررسی نمائیم.
مواد و روشها: این مطالعه یک مطالعه توصیفی–تحلیلی و کتابخانهای است که در آن از آمارهای مرکز آمار ایران که به عنوان مستندترین سرشماری کشور میباشد استفاده شد. علاوه بر آن database های مرتبط انگلیسی و فارسی شامل pubmed ،medline ،ISI و سایت سازمان بهداشت جهانی و پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی را جهت بهدست آوردن اطلاعات دموگرافیک و اجتماعی درباره جمعیت سالمندان ایران جستجو کردیم. همچنین در تحلیل یافتهها از دیدگاههای متخصصین سالمندشناسی، اپیدمیولوژی و جامعهشناسی درباره تفاوت جنسیتی در جمعیت سالمندان ایران بهره گرفتیم.
یافتهها: با نگاهی عمیق به وضعیت سالمندان زن از ابعاد مختلف از جمله سلامت جسمی، روحی-روانی، خانوادگی، اجتماعی و ... در مییابیم که علیرغم تلاشها و پیشرفتهایی در وضعیت بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی زنان ایرانی، وجود تفاوت در شاخصهای بهداشتی–اجتماعی و جمعیتی زنان سالمند نسبت به مردان سالمند ایرانی میتواند به دلیل وضعیت نابرابر وضعیت بهداشتی درمانی و اجتماعی زنان نسبت به مردان باشد برخی از این تفاوتها شامل: با وجود امید به زندگی بیشتر برای زنان نسبت به مردان (۷۳ سال در برابر ۶۸ سال)، درصد مردان سالمند از زنان سالمند بیشتر است (۵۱/۸۴درصد در برابر ۴۸/۱۶درصد) شیوع بیماری قلبی و فشار خون در زنان سالمند از مردان سالمند بیشتر است (۲۵ و ۴۲/۶ در برابر ۱۷ و ۴۲درصد) شیوع افزایش چربی نوع تریگلیسیرید در خون در زنان سالمند از مردان بیشتر است (۶۳/۶ در برابر ۴۲/۶درصد) شیوع پوکی استخوان در زنان سالمند از مردان بیشتر است (۵۶/۳ در برابر ۱۶/۷درصد) میزان مصرف دارو در زنان سالمند از مردان بیشتر است (۳۴/۹ دربرابر ۲۵/۴درصد) میزان بیسوادی در زنان سالمند از مردان بیشتر است (۸۰/۱۵ در برابر ۵۶درصد) میزان مشکلات عاطفی و روانی در زنان سالمند از مردان بیشتر است (۲۵/۳ در برابر ۱۷/۸درصد) میزان کیفیت زندگی در زنان سالمند از مردان کمتر است (۳۱/۶ در برابر ۳۴/۲۶درصد) میزان سپردن زنان سالمند به آسایشگاه از مردان سالمند بیشتر است (۶۰/۶ در برابر ۳۹/۴درصد) میزان تنهایی در زنان سالمند بیشتر از مردان سالمند است (۱۲/۸ در برابر ۲/۵درصد).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج فوق اینگونه به نظر میرسد که سالمندان زن نه تنها به لحاظ جنسیتی در معرض آسیب قرار دارند بلکه در دوران سالمندی نیز از جهات مختلفی که در بالا ذکر شد ممکن است آنان را در معرض آسیب قرار دهد. و همین قضیه این قشر را به صورت مضاعف چه به لحاظ کمیت و چه به لحاظ کیفیت زندگی مورد تحدید قرار دهد. لذا به نظر میرسد در آینده انجام مطالعات ملی دقیقی در این زمینه به منظور شناخت بهتر جمعیتی سالمندی به خصوص زنان و سایر گروههای آسیبپذیر و همچنین طراحی مداخلات پیشگیری و درمان، انجام شود. با توجه به آسیبپذیر بودن زنان نسبت به معلولیت و عدم امنیت مالی، توجه ویژه به زنان قبل و بعد از رسیدن به سن سالمندی احساس میشود.
اهداف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به نارسایی مزمن کلیه با بیماران جوان و میانسال انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی، ۲۰۲ بیمار مبتلا به نارسایی مزمن کلیه در سه گروه جوان (۴۰≥)، میانسال (۴۱ تا ۵۹) و سالمند (۶۰≤) قرار گرفتند. اطلاعات به روش سرشماری و با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی فرنس و پوورس نسخه دیالیز جمعآوری شد. دادهها با بهکارگیری نرمافزار spss و با استفاده از آزمون آنالیز واریانس و شفه تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: ۴۳/۶درصد از شرکتکنندگان را سالمندان، ۴۰/۱درصد را افراد میانسال و ۱۶/۳درصد را جوانان تشکیل دادند. کیفیت زندگی کلی بیماران در سه گروه (سالمند، میانسال و جوان) تفاوت معنیدار آماری نداشت (۰/۰۵P> و ۱/۵۱F=). این در حالی است که بُعد اقتصادی و اجتماعی و خانوادگی کیفیت زندگی در سه گروه با یکدیگر تفاوت معنیدار آماری داشت (۰/۰۵P<). اما بُعد روانیمعنوی و سلامتی و عملکرد در بین سه گروه تفاوت معنیدار آماری نداشت (۰/۰۵P>).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاکی از پایینبودن بُعد اقتصادی و اجتماعی و خانوادگی کیفیت زندگی جوانان نسبت به افراد سالمند و میانسال بود. بنابراین ارائه بیمه تکمیلی و ارجاع بیماران جوان به انجمن حمایت از بیماران پیوند و کلیه به منظور بهبود کیفیت زندگی این بیماران به خصوص در بُعد اقتصادی و اجتماعی پیشنهاد میشود.
اهداف: کوتاهی اندام تحتانی (LLD)، از مشکلاتی است که تغییراتی در پارامترهای مختلف ازجمله توزیع فشار کف پایی حین گامبرداری به وجود میآورد. هدف این تحقیق، بررسی تقارن در پارامترهای منتخب توزیع فشار کف پایی سالمندان دارای کوتاهی پا (LLD) بود.
مواد و روشها: در این تحقیق، ۲۱ سالمند دارای کوتاهی اندام (۱,۵تا۳ سانتیمتر) از شهرستان اصفهان بهصورت نمونه مشارکت کردند. فشار کف پایی و پارامترهای مرتبط با آن با استفاده از پلتفرم emed، مدل emed ۲، در ۵ گام اندازهگیری شد. از گامهای یادشده، برای هر پا میانگینسه گام گرفته شد. پس از تقسیم کف پا به ۱۱ ناحیه، حداکثر فشار، نیرو، سطح تماس، زمان تماس، انتگرال فشار-زمان و انتگرال نیرو-زمان در هر ناحیه محاسبه شد. از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) برای گزارش رکوردها، از آزمون تی وابسته برای مقایسۀ پارامترهای پای کوتاه و بلند (P<۰/۰۵) و از شاخص تقارن (%SI) برای بررسی وضعیت تقارن در پارامترهای منتخب فشار کف پایی استفاده شد.
یافتهها: نتایج آزمون تی وابسته، بهجز سطح تماس در ناحیۀ جلوی پا و انگشتان ۳و۴و۵ (۰/۰۵>P) هیچگونه اختلاف معناداری را بین دو سمت کوتاه و بلند نشان نداد. شاخص تقارن (%SI) نیز نشان داد که در ناحیۀ پاشنۀ سمت کوتاه زمان تماس کمتر، در ناحیۀ وسط پای سمت کوتاه، نیرو و فشار کمتر و در ناحیۀ جلوی پای کوتاه، فشار بیشتر بوده است.
نتیجهگیری: براساس نتایج این تحقیق، زمان تماس اولیه و پذیرش وزن در پای کوتاه کاهش مییابد. این فرایند، موجب افزایش فشار ناحیۀ جلوی پا در مرحلۀ قبل از پوشآف شده و متاتارسالها را در معرض خطر استرس فرکچر قرار میدهد. برای حل این مشکل و اصلاح الگوی گامبرداری پای کوتاه، استفاده از کفیهایی پیشنهاد میشود که ارتفاع معقولانهای به پاشنه داده، درنتیجه زمان تماس میدهند.
اهداف: مراکز توانبخشی تلاش میکنند تا با ارائۀ خدمات مراقبتی روزانه به سالمندان و بهبود تواناییهای عملکردی آنها، از ورود غیرضروری به مراکز اقامتی شبانهروزی جلوگیری کنند. هدف کلی از این مطالعه، بررسی اثربخشی خدمات مراقبتی روزانۀ مرکز جامع توانبخشی کهریزک کرج بر «فعالیتهای روزمرۀ زندگی» سالمندانی بود که از سال ۱۳۸۹ بهمدت شش ماه از خدمات گفتهشده استفاده کرده بودند.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع پیشآزمون و پسآزمون بود که براساس اطلاعات موجود در پروندههای ۷۱ نفر از سالمندان مراجعهکننده به مرکز انجام شد. روش نمونهگیری تمامشماری بود و از شاخص بارتل و مقیاس لاوتون بهعنوان ابزارهای مطالعه استفاده شد. سپس، نمرۀ ارزیابیهای «فعالیتهای روزمرۀ زندگی پایه» و «فعالیتهای روزمرۀ زندگی با ابزار» آنان پیش و پس از ارائۀ خدمات مراقبتی روزانۀ مرکز، با یکدیگر مقایسه شد. برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی، تیتست و تحلیل پراکنش و تحلیل همپراکنش استفاده شد. در تمامی موارد، مقدار (P<۰/۰۰۵) معنادار درنظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین نمرههای ارزیابی فعالیتهای روزمرۀ زندگی پایۀ سالمندان مطالعهشده، پس از دریافت خدمات مراقبتی روزانه با پیش از آن، اختلاف معناداری نشان نداد (۰/۰۹۵=P)؛ درحالیکه میانگین نمرههای ارزیابی فعالیتهای روزمرۀ زندگی با ابزارشان، پس از دریافت خدمات مراقبتی روزانه با پیش از آن، اختلاف معناداری نشان داد (۰/۰۰۱>P). از دیگر یافتههای پژوهش، میتوان به اینها اشاره کرد: بالابودن نمرۀ ارزیابی فعالیتهای روزمرۀ زندگی پایۀ سالمندان موضوع مطالعه که براساس آن، ۷۰درصد از افراد بررسیشده دارای حداقل وابستگی بودند و بقیه نیز تنها وابستگی در سطح خفیف داشتند؛ جوانتربودن سالمندان مطالعهشده در مقایسه با جمعیت سالمندی کشور؛ مراجعۀ بیشتر زنان در مقایسه با مردان (سهبرابر)؛ استفادۀ محدود از وسایل کمکتوانبخشی حرکتی (کمتر از ۱۰درصد) و نبود تفاوت معنادار در نمرههای ارزیابی فعالیتهای روزمرۀ زندگی پایه در گروههای سنی گوناگون.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که خدمات مراقبتی روزانه، موجب بهبود فعالیتهای روزمرۀ زندگی سالمندان میشود؛ هرچند باتوجه به یافتهها، میتوان گفت ازسویی امکان دسترسی به خدمات روزانۀ در سالمندان با سطح ADL پایینتر، کمتر بوده است و ازسوی دیگر، علت اصلی مراجعۀ ایشان، استفاده از خدمات توانبخشی روانی، خدمات اجتماعی یا بهبود اوقاتفراغت بوده است.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به نشريه سالمند: مجله سالمندي ايران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Ageing
Designed & Developed by : Yektaweb