مقدمه
جرم و جنایت سابقه تاریخی به قدمت بشریت دارد و مسائل مربوط به مجرمان و زندانیان بهویژه ارتباط آن با مشکلات و مسائل روانپزشکی یکی از چالشبرانگیزترین و پرکاربردترین زمینههای پژوهش است. به نظر میرسد اساس مشکلات اجتماعی که افراد را به سمت ارتکاب جرم سوق میدهد، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با شخصیت فرد ارتباط تنگاتنگی داشته باشد. امروزه مهمترین هدف مسئولان قضایی و زندانها، اصلاح و بازپروری زندانیان بهمنظور کاهش تکرار جرم و بازگشت به زندان است. برخی از مطالعات انجامشده در زندانهای ایران نشان میدهد که تقریباً 87/5 درصد از زندانیها مشکوک به اختلالات روانی هستند [1]. شیوع مشکلات روانی در جمعیت زندانی در مقایسه با جمعیت عادی از میزان بالاتری برخوردار بوده و دراینبین نزدیک به 87 درصد از آن مربوط به یکی از انواع اختلالات شخصیت است [2].
در مطالعهای در کشور انگلستان بیش از نیمی از سالمندان دارای اختلالات روانی تشخیص داده شدند. میزان اختلالات شخصیتی در این افراد 30 درصد گزارش شد که شامل شخصیت ضداجتماعی 8/3 درصد، اجتنابی یا دوریگزین 8/3 درصد، وسواسی–اجباری 7/9 درصد، مختلط 6/9 درصد، اسکیزوئید 6/4 درصد و پارانوئید 3/4 درصد بودند [3].
نتایج مطالعهای دیگر حاکی از آن بود که فراوانی اختلالهای شخصیت 55/2 درصد است. اختلال شخصیت ضداجتماعی با 18/2 درصد شایعترین و اختلال شخصیت اسکیزوئید و وابسته با 8/4 درصد، اختلال شخصیت مرزی با 7/4 درصد، اختلال شخصیت مختلط یا ترکیبی با 3/4 درصد، اختلال شخصیت وسواسی و نمایشی هرکدام با 3 درصددر ردههای بعدی قرار داشتند [4].
از طرفی باتوجهبه اینکه در تحقیقات انجامگرفته بر روی زندانیان، بیشتر بر روی جوانترها بوده تا سالمندان، لذا اطلاعات ناچیزی درخصوص نیازها و خدمات موردنیاز این قشر آسیبپذیر وجود دارد [5]. تخمین زده میشود از هر 7 نفر زندانی 1 نفر از مشکلات روانی رنج میبرد که دراینمیان افراد مسن آسیبپذیرتر از سایر گروههای سنی هستند [6]. زندانیان معمولاً پیرتر از سن تقویمی خود نشان میدهند که بیشتر به خاطر سبک زندگی آنها، عدم دسترسی به خدمات سلامت اولیه و تجربه ناخوشایند زندانی بودن است [5].
باتوجهبه افزایش جمعیت سالمندان در دنیا و ایران بهخصوص در زندانهای کشور لازم است تحقیقات بیشتری درخصوص مشکلات این گروه سنی خصوصاً مشکلات روانی آنها انجام شود. درحالحاضر مطالعه مستقلی در کشور درخصوص ارزیابی اختلالات شخصیتی در زندانیان سالمند انجام نشده است و میزان شیوع اختلالات شخصیتی در این گروه سنی در مقایسه با گروه جوانتر نامعلوم است؛ بنابراین ضرورت توجه ویژه به مشکلات روانشناختی زندانیان سالمند بر پایه اصول و شواهد علمی در جهت شناسایی نیازهای سلامتی آنها و همچنین پیشگیری و کاهش جرم این قشر کاملاً آشکار به نظر میرسد.
همچنین این مطالعه سعی کرده است تا با انجام مطالعات میانرشتهای و برقراری تعامل بین آموزههای سالمندشناسی، روانشناسی و جرمشناسی، اهمیت نگرش به سازوکارهای حمایتی برای سالمندان خصوصاً سالمندان مجرم را تبیین کند. درمجموع با اتخاذ نگرشی جامع به مسئله سالمندی و بزهکاری انتظار میرود که با تلفیق این دو حوزه مطالعاتی، تدابیر پیشگیرانه و حمایتی برای سالمندان مورد بازاندیشی قرار گرفته تا از این رهگذر در نظام عدالت کیفری نیز سالمندان از منزلتی که شایسته آنان است بهرهمند گردند. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی مقایسهای اختلالات شخصیتی بزهکاران سالمند زندانهای شهر تهران بر اساس نوع جرم در سال 1402 بوده است.
روش مطالعه
مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفیتحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش را بزهکاران سالمند زندانی در زندانهای شهر تهران تشکیل دادند. از نتایج مطالعه فاضل و همکاران [3] در تعیین حجم نمونه استفاده شد. در مطالعه ذکرشده، میزان اختلال شخصیت در سالمندان برابر 30 درصد بوده است. باهدف کسب سطح اطمینان 95 درصد، دقت 0/04 و با استفاده از فرمول برآورد حجم نمونه برای جامعه معین (تعداد جامعه پژوهش برابر با 600 نفر است)، تعداد نمونه موردنیاز برابر 274 نفر برآورد شده است. مطالعه حاضر موردتأیید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی مازندران و شورای آموزش و پژوهش اداره کل زندانهای استان تهران است.
نمونهگیری بدینصورت بود که لیست نمونههای واجد معیار ورود از اداره زندانها اخذ گردید (600 نفر). سهم نمونههای هر دو زندان مردان فشافویه و زنان شهر ری، متناسب با تعداد جامعه پژوهش آن زندان مشخص شد. در ادامه با مشخص شدن چارچوب نمونهگیری، فاصله نمونهگیری با تقسیم تعداد جامعه پژوهش آن زندان بر تعداد نمونه موردنیاز همان زندان، مشخص شد.
معیارهای ورود در مطالعه شامل سن 60 سال و بالاتر، توانایی در خواندن و نوشتن و یا توانایی در صحبت کردن، تمایل و رضایت به شرکت در مطالعه و نداشتن اختلال با استفاده از پرسش نامه اختلال شناختی (AMTs) (کسب نمره بالای 7)شرکتکنندگان موردبررسی قرار گرفت.
معیار خروج نیز شامل انصراف شرکتکننده و تکمیل ناقص و نادرست پرسش نامه بوده است. تکمیل پرسشنامهها بهصورت حضوری، جداگانه و در دو نوبت برای سالمندانی که معیار ورود به مطالعه را داشتند انجام شد. در مورد سالمندانی که از سواد کافی برخـوردار نبودند، پرسش نامه توسط کارکنان آموزشدیده و همکاری روانشناس زندان (به روش مصـاحبه ) تکمیل شد. پرسشنامه مورداستفاده در ایـن مطالعه شامل پرسشنامه ویژگیهای جمعیتشناختی و میلون 3 (MCMI-III) بودند.
پرسشنامه ویژگیهای جمعیتشناختی شامل سن، جنس (مرد، زن)، نوع جرم (قاتل/کلاهبردار/مالی(بدهکاری) سارق/متجاوز/قاچاقچی)، تحصیلات (بیسواد/ دیپلم و زیردیپلم/فوقدیپلم/لیسانس به بالا) وضعیت تأهل (متأهل-مجرد-جداشده از همسر-فوت همسر) وضعیت درآمد (دخل برابر با خرج-دخل کمتر از خرج-دخل بیشتر از خرج) و اعتیاد بود.
آزمون بالینی چندمحوری میلون 3 دارای 175 سؤال با طیف (بلی/خیر) است. اجرای آن بین 20 تا 30 دقیقه زمان میبرد. این مقیاس 14 الگوی بالینی شخصیت را میسنجد و برای بزرگسالان 18 سال به بالا استفاده میشود. الگوهای بالینی شخصیت در آزمون بالینی چندمحوری میلون 3 شامل 14 مقیاس اختلال شخصیت اسکیزوئید، اجتنابی، افسرده، وابسته، ضداجتماعی، مرزی، خودشیفته، آزارگر (سادیستیک)، خود ناکام ساز، اجباری، نمایشی، اسکیزو تایپی، منفعل-پرخاشگر (منفیگرا) و پارانویایی است.
نسخه اصلی این آزمون در سال 1977(میلون، 1977) تدوین شد و از آن زمان تاکنون دو بار تجدیدنظر شده است (MCMI-II؛ میلون، 1987؛ MCMI-III؛ میلون، 1994).، نسخه سوم MCMI-III توسط شریفی (1381) در اصفهان هنجاریابی شده است. براساس این مطالعه مقیاسهای MCMI-3 توان پیشبینی مثبت، منفی و کل بالایی دارند. توان پیشبینی مثبت مقیاسها در دامنه 0/92 تا 0/98، توان پیشبینی منفی مقیاسها از 0/93 تا 0/99 است. همچنین توان تشخیص کل مقیاسها در دامنه 0/58 تا 0/83 قرار دارد. بنابراین MCMI-3، یک آزمون معتبر است. برای به دست آوردن ضریب پایایی مقیاسهای MCMI-3، از روش باز آزمایی استفادهشده است که همبستگی نمرات خام اولین اجرا و باز آزمایی در دامنه 82 درصد (اختلال هذیانی) تا 98 درصد (اختلال شخصیت اسکیزوئید) گزارش شده است [7].
از آمارهای توصیفی مثل میانگین، انحرافمعیار و تعداد و درصد برای توصیف ویژگیهای جمعیتشناختی شرکتکنندگان و متغیرهای پژوهش استفاده شد. جهت بررسی نرمال بودن توزیع متغیرهای پژوهش از آزمون کولموگروف اسمیرنوف استفاده گردید. مقایسه بین متغیرهای کیفی با آزمون کایاسکوئر یا آزمون دقیق فیشر انجام گرفت.
یافتهها
در این مطالعه 274 سالمند مشارکت کردند. میانگین و انحرافمعیار سن زنان مردان و کل افراد موردبررسی به ترتیب بدین قرار است: 4/928±62/67، 5/113±65/39 و 5/163±65/03 است. اکثریت سالمندان شرکتکننده در مطالعه 57/3 درصد در گروه سنی 60-64 سال، 86/9 درصد مرد و 76/6 درصد متأهل بودند. بیشتر سالمندان شرکتکننده در مطالعه، 33/6 درصد از سطح تحصیلات در مقطع دانشگاهی، 41/6 درصد شغل آزاد و 65 درصد وضعیت درآمد کمتر از مخارج زندگی داشتند و اکثراً (62/8 درصد) اعتیاد نداشتند. در ضمن تفاوت مشاهدهشده در میانگین سن برحسب جنسیت معنیدار بود (0/003=P و 272=df و 2/988=t) اما تفاوت مشاهده در میانگین سن برحسب تحصیلات معنیدار نبود (0/078=P و 269 و 4=df و 2/128=F). همچنین توزیع نمرات سن در هر دو گروه نرمال بود (
جدول شماره 1).

شیوع کلی اختلال شخصیت: از 274 نفر موردبررسی 199 نفر (72/6 درصد) مبتلابه حداقل یکی از اختلالات شخصیتی بودند؛ شیوع انواع اختلال شخصیت از 0/4 درصد (اختلال شخصیت دگرآزار الی 31 درصد (اختلال شخصیت نمایشی) متغیر بوده است. همچنین بیشترین تا کمترین فراوانی به اختلال شخصیت نمایشی (31 درصد)، اختلال شخصیت افسرده (27 درصد)، اختلال شخصیت وسواسی (25/5 درصد) و اختلال شخصیت خودشیفته (14/6 درصد) مربوط میشود. بنابراین ازآنجاکه مقایسه و تحلیل آماری اختلالاتی که دارای شیوع کم و اندک هستند ارزش آماری ندارد، بنابراین آن دسته از اختلالات شخصیت مورد تحلیل آماری قرار میگیرند که دارای فراوانی و شیوع بیش از 10 درصد دارند (
جدول شماره 2).

جهت مقایسه فراوانی شیوع اختلال شخصیت نمایشی براساس نوع جرم از آزمون کایاسکوئر بهدلیل مقایسه فراوانیها استفاده شد. مقایسه تحلیلی نتایج نشان میدهد تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت نمایشی در افراد موردبررسی براساس نوع جرم ازنظر آماری در سطح کمتر از یکهزارم معنیدار است (001/P=0 و 7=df و 43/565=χ2). همچنین میزان درصد اختلال شخصیت نمایشی در مجرمین بدهکار و کلاهبرداری بیشتر از سایر مجرمین است (
جدول شماره 3).

جهت مقایسه فراوانی شیوع اختلال شخصیت افسرده براساس نوع جرم از آزمون کایاسکوئر بهدلیل مقایسه فراوانیها استفاده شد. مقایسه نتایج نشاندهنده این است که تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت افسرده در افراد موردمطالعه براساس نوع جرم ازنظر آماری معنیدار نیست (074/P=0 و 7=df و 12/925=χ2). بهعبارتدیگر اگرچه میزان درصد اختلال شخصیت افسرده در مجرمین سرقت، بدهکار و کلاهبرداری بیشتر از سایر مجرمین است اما این تفاوت ازنظر آماری معنیدار نیست.
براساس آزمون کایاسکوئر تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت وسواسی در افراد موردبررسی براساس نوع جرم ازنظر آماری معنیدار است (005/P=0 و 7=df و 20/531=χ2). بهعبارتدیگر میزان درصد اختلال شخصیت وسواسی در مجرمین بدهکار و کلاهبردار بیشتر از سایر مجرمین است. همچنین با مقایسه فراوانی شیوع اختلال شخصیت وسواسی که دامنه شیوع آن در افراد موردبررسی براساس نوع جرم از 2/9 تا 42/9 درصد متغیر است، مشخص شد کمترین اختلال شخصیت وسواسی به جرم نزاع و قتل تا بیشترین که به جرم بدهکاری مربوط میشود (
جدول شماره 4).

برای تعیین شیوع اختلال شخصیت خودشیفته براساس نوع جرم از آزمون کایاسکوئر به جهت مقایسه فراوانیها استفاده شد. نتایج مقایسه تحلیلی نتایج مشخص میکند تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت خودشیفته در افراد موردبررسی براساس نوع جرم ازنظر آماری معنیدار نیست (087/P=0 و 7=df و 12/423=χ2). بهعبارتدیگر اگرچه میزان درصد اختلال شخصیت خودشیفته در مجرمین سرقت، بدهکار و کلاهبرداری بیشتر از سایر مجرمین است اما این تفاوت ازنظر آماری معنیدار نیست.
برای تعیین شیوع اختلالات شخصیتی براساس جنسیت از آزمون کایاسکوئر و آزمون فیشر حقیقی استفاده شد. برایناساس تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت نمایشی در افراد موردبررسی براساس جنسیت ازنظر آماری معنیدار نبود (124/P=0 و 1=df و 2/596=χ2). همچنین تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت افسرده در افراد موردبررسی براساس جنسیت موردبررسی آماری قرار گرفت که نشان داد ازنظر آماری معنیدار است (008/P=0 و 1=df و 8/597=χ2). بهعلاوه تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت وسواسی در افراد موردبررسی براساس جنسیت ازنظر آماری معنیدار نبود (223/P=0 و 1=df و 1/719=χ2). در ادامه مشخص شد تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت خودشیفته در افراد موردبررسی براساس جنسیت ازنظر آماری معنیدار نیست (319/P=0 و 1=df و 1/305=χ2). بهعبارتدیگر میزان اختلالات شخصیتی خودشیفته، وسواسی و نمایشی در میان زنان و مردان تقریباً مشابه است اما میزان اختلالات شخصیتی افسرده در میان زنان به نسبت مردان بیشتر است.
برای تعیین شیوع اختلالات شخصیتی براساس گروههای سنی از آزمون کایاسکوئر و آزمون فیشر حقیقی استفاده شد. برایناساس تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت نمایشی در افراد موردبررسی براساس گروههای سنی ازنظر آماری معنیدار نیست (0/948=P و 1=df و 0/004=χ2). همچنین تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت افسرده در افراد موردبررسی براساس گروههای سنی ازنظر آماری معنیدار نیست (0/552=P و 1=df و 0/481=χ2). بهعلاوه تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت وسواسی در افراد موردبررسی براساس گروههای سنی ازنظر آماری معنیدار نبود (0/221=P و 1=df و 1/718=χ2). در ادامه تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت خودشیفته در افراد موردبررسی براساس گروههای سنی نیز ازنظر آماری معنیدارنبود (0/706=P و 1=df و 0/142=χ2). بهعبارتدیگر میزان اختلالات شخصیتی افسرده، خودشیفته، وسواسی و نمایشی در تمام گروههای سنی در افراد سالمند موردبررسی تقریباً مشابه است.
برای تعیین شیوع اختلالات شخصیتی براساس گروههای تحصیلی از آزمون کایاسکوئر و آزمون فیشر حقیقی استفاده شد. برایناساس تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت نمایشی در افراد موردبررسی براساس گروههای تحصیلی ازنظر آماری معنیدار است (0/001=P و 1=df و 39/252=χ2). همچنین تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت افسرده در افراد موردبررسی براساس گروههای تحصیلی ازنظر آماری معنیدار است (0/001=P و 1=df و 10/840=χ2). همینطور تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت وسواسی در افراد موردبررسی براساس گروههای تحصیلی ازنظر آماری معنیدار بود (0/001=P و 1=df و 10/202=χ2). بهعلاوه تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت خودشیفته در افراد موردبررسی براساس گروههای تحصیلی ازنظر آماری معنیدار است (0/001=P و 1=df و 7/291=χ2). بهعبارتدیگر میزان اختلالات شخصیتی خودشیفته، وسواسی و نمایشی در میان افراد با تحصیلات دیپلم و بالاتر بیشتر از افراد با تحصیلات زیردیپلم است اما میزان اختلالات شخصیتی افسرده در میان افراد با تحصیلات زیردیپلم بیشتر از افراد با تحصیلات دیپلم و بالاتر است (
جدول شماره 5).

برای تعیین شیوع اختلالات شخصیتی براساس اعتیاد به مواد از آزمون کایاسکوئر و آزمون فیشر حقیقی استفاده شد. نتایج نشان دادند شیوع اختلال شخصیت نمایشی در افراد موردبررسی براساس اعتیاد به مواد ازنظر آماری معنیدار است (0/010=P و 1=df و 6/768=χ2). تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت افسرده در افراد موردبررسی براساس اعتیاد به مواد ازنظر آماری معنیدار نبود (0/399=P و 1=df و 0/944=χ2). بهعلاوه تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت وسواسی در افراد موردبررسی براساس اعتیاد به مواد ازنظر آماری معنیدار بود (0/001=P و 1=df و 14/001=χ2). همچنین تفاوت فراوانی شیوع اختلال شخصیت خودشیفته در افراد موردبررسی براساس اعتیاد به مواد ازنظر آماری معنیدار نیست (0/216=P و 1=df و 1/896=χ2). بهعبارتدیگر میزان اختلالات شخصیتی وسواسی و نمایشی در میان افرادی که اعتیاد به مواد ندارند بیشتر از افراد با اعتیاد به مواد است اما میزان اختلالات شخصیتی افسرده و خودشیفته در میان افراد با اعتیاد به مواد و بدون اعتیاد به مواد تقریباً مشابه است.
بحث
مطالعه حاضر باهدف مقایسه اختلالات شخصیتی بزهکاران سالمند زندانهای شهر تهران براساس نوع جرم در سال 1402 انجام شد.
در این مطالعه شیوع کلی اختلالات شخصیت در جمعیت زندانیان سالمند موردمطالعه (72/6 درصد) به دست آمد که با نتایج حاصل از مطالعات برازائو و همکاران [8]، فخرزادگان و همکاران [9] و آپوستوپولوس [10] البته بدون در نظر گرفتن گروه سنی، نزدیک بود و با مطالعه فاضل و همکاران [3] که اختلال شخصیت در سالمندان زندانی را 30 درصد عنوان کرده بود تفاوت داشت که میتواند بهعلت اختلافات فرهنگی مطالعه آرایه شده باشد. این نتایج قویاً نشان میدهد هنگام تصمیمگیری و برنامهریزی مداخله در داخل زندان، باید اختلالات شخصیت را در نظر گرفت. بنابر نظریه عدم تعهد، پیر شدن با عدم تعهد متقابل فرد و جامعه همراه است. فرد رفتهرفته از مداخله در زندگی اجتماعی باز میایستد و اجتماع نیز کمتر از پیش، انواع مختلف امتیازات را به او عرضه میدارد [11، 12] و نظریه رفتاری شخصیت بیان میکند شخصیت فرد نتیجه تعامل او با محیط و جامعه است [13].
نظریهپردازان رفتاری معتقدند شرطیسازی (پاسخهای رفتاری قابلپیشبینی) از طریق تعامل با محیط رخ داده و درنهایت شخصیت را شکل می دهد [14]. همچنین نظریه کنترل اجتماعی هیرشی اظهار میکند ارتکاب جرم ناشی از ضعف و گسستگی رابطه فرد با جامعه است [15]. یافتههای حاصل از پژوهش نشان داد بین فراوانی شیوع اختلال شخصیت نمایشی و وسواسی در افراد موردبررسی براساس نوع جرم ارتباط معنیداری وجود دارد که با نتایج مطالعه فخرزادگان و همکاران [9] و همچنین محمدی و همکاران [16]، البته در همه گروههای سنی همسو بود و با مطالعه چانگ و همکاران [17] که بیشترین همبستگی نوع شخصیت با جرم را مربوط به شخصیت ضداجتماعی و مرزی میداند متفاوت است که میتواند بهدلیل اختلافات فرهنگی و گروه سنی متفاوت موردبررسی باشد.
در این مطالعه بیشترین شیوع اختلالات شخصیتی در جمعیت موردمطالعه مربوط به شخصیت نمایشی است که بامطالعه شاکری و همکاران [18] بدون در نظر گرفتن گروه سنی همسو بوده و با مطالعه عبدالهادی و فروقان [19] بدون در نظر گرفتن فاکتور سنی که بیشترین شیوع اختلال شخصیت را خودآزار عنوان میکند و با مطالعه برازائو [8] که بیشترین شیوع اختلال شخصیت را ضداجتماعی معرفی میکند، متفاوت است که این تفاوت میتواند بهعلت تفاوت در گروه سنی موردمطالعه باشد.
از ویژگیهای افراد دارای این اختلال میتوان به تلقینپذیری افراطی و داشتن هیجانات افراطی و شدید اشاره کرد. آنان وقتی توجهی را که فکر میکنند سزاوارش هستند دریافت نکنند ممکن است ناراحت شوند و تکانشی رفتار کنند [20]. بحث تلقینپذیری این افراد در معاشرت با افراد مجرم و همچنین عدم توجه و تحسین دیگران به جهت نداشتن جایگاه اجتماعی مناسب خصوصاً ازنظر مسائل مالی (بالا بودن میزان جرائم مالی و کلاهبرداری در میان افراد موردبررسی این مطالعه) میتواند محرکی برای ارتکاب جرم باشد.
در این مطالعه، میزان اختلالات شخصیتی خودشیفته، وسواسی و نمایشی در میان زنان و مردان تقریباً مشابه است اما میزان اختلالات شخصیتی افسرده در میان زنان به نسبت مردان بیشتر است که مشابه نتایجی است که در مطالعه شاکری و همکاران [18] و همچنین یوسفی و همکاران [21] در کلیه گروههای سنی به دست آمد و با نتایج مطالعه مؤدبر و شریفی [22] در همه گروههای سنی متفاوت بود که میتواند بهعلت استفاده از ابزار متفاوت در جمعآوری اطلاعات باشد.
در مطالعه هاسلید و کوپر با بررسی 2000 نفر در تمامی گروههای سنی و جنسی پی بردند که مردان مسائل را برونیسازی کرده و با دعوا و تخریبگری واکنش نشان میدهند، درحالیکه گرایش زنان به درونی کردن مسائل است که بیشتر به شکل افسردگی بروز پیدا میکند. یک زن ممکن است این حالت را بهواسطه زنانگی افراطی و اغواگری جنسی بروز دهند که میزان بالای جرائم جنسی در میان زنان در این مطالعه مؤید این موضوع است [20].
میزان اختلالات شخصیتی افسرده، خودشیفته، وسواسی و نمایشی در میان تمام گروهای سنی بالای 60 سال تقریباً مشابه است. این نتایج با نتایج حاصل از مطالعه قادری و همکاران [23] متفاوت است که میتواند بهعلت اختلاف در جنسیت نمونه موردبررسی، گروهای سنی موردبررسی و همچنین روشهای متفاوت آماری مطالعات باشد.
میزان اختلالات شخصیتی خودشیفته، وسواسی و نمایشی در میان افراد با تحصیلات دیپلم و بالاتر بیشتر از افراد با تحصیلات زیردیپلم است اما میزان اختلالات شخصیتی افسرده در میان افراد با تحصیلات زیردیپلم بیشتر از افراد با تحصیلات دیپلم و بالاتر است که با مطالعه شاکری و همکاران [18] در همه گروههای سنی متفاوت است که میتواند بهعلت تفاوتهای قومیتی و همچنین محرومیت تحصیلی براساس منطقه جغرافیایی و روش متفاوت انجام مطالعه و گروه متفاوت موردبررسی باشد.
نتیجهگیری نهایی
نتایج بهدستآمده از مطالعه حاضر نشاندهنده ارتباط برخی اختلالات شخصیت با نوع جرم در گروه موردمطالعه است. شیوع کلی اختلالات شخصیت در جمعیت زندانیان موردمطالعه (72/6 درصد) به دست آمد که بیشترین شیوع اختلالات شخصیتی در جمعیت موردمطالعه مربوط به شخصیت نمایشی بود. همچنین ارتباط بین شیوع اختلال شخصیت نمایشی و وسواسی در افراد موردبررسی براساس نوع جرم مشاهده شد. باتوجهبه شیوع بالای این نوع اختلال در سالمندان باتوجهبه نتایج بهدستآمده از این مطالعه، پیشنهاد میشود اقدامات آموزشی و شناسایی زودهنگام این نوع اختلالات و همچنین مشاوره جهت تعدیل رفتارهای نامناسب در این افراد که پیشزمینه بروز جرائم در آینده را رقم خواهد زد و پس از آزادی ممکن است باعث تکرار جرم و زندانیشدن مجدد آنها شود، برنامهریزی و اجرا شود.
این اقدامات میتواند شامل برنامههای آموزشی و پیشگیری و غربالگری بهوسیله ابزارهای ساده و کاربردی در مدارس، دانشگاهها، مراکز بهداشتی درمانی و بیمارستانها (ادغام در برنامه سالمندان)، ادارات و اتحادیهها و غیره باشد. در زندانها نیز پیشنهاد میشود برنامههای غربالگری در بدو ورود به زندان، مشاوره توسط روانشناس و روانپزشک زندان و پیگیری موارد شناساییشده پس از آزادی بهصورت برنامهای جامع و مدون طراحی و اجرا شود. دراینخصوص میتوان از ظرفیتهای مراکز خدمات بهداشتی درمانی با هماهنگیهای بینبخشی استفاده کرد. آموزش کارکنان زندانها و انجام مطالعات بیشتر درخصوص اختلالات روانشناختی خصوصاً اختلالات شخصیت بهویژه در سالمندان (باتوجهبه تفاوتهای قومی و فرهنگی و جغرافیایی) همراه با اقدامات ذکرشده میتواند از تکرار ارتکاب جرم توسط بزهکاران و زندانیشدن مجدد پیشگیری کرد. زندان مکان مناسبی برای سالمندان نیست حتی باوجود مناسبسازی محیط زندان برای سالمندان بازهم سالمندان باتوجهبه شرایط جسمی و روانی ویژهای که دارند آسیبهای زیادی متحمل شده و کیفیت زندگی مطلوبی نخواهند داشت.
از محدودیتهای این مطالعه میتوان به ملاحظات امنیتی دسترسی به محیط داخل زندان و زندانیان، فاصله مسافتی طولانی تا زندانهای موردنظر (خارج شهر بودن زندانها) و کمبودهای پژوهشی در مطالعات پیشین اشاره کرد. همچنین باتوجهبه تعداد زیاد پرسشهای پرسشنامهها و طولانی شدن زمان اجرا که قطعاً بر مقدار دقت پاسخهای شرکتکنندگان تأثیرگذار خواهد بود، در دو نوبت جهت پرسشگری از افراد دعوت به عمل آمد.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
مطالعه حاضربا کد اخلاق (IR.MAZUMS.REC.1402.18439) مورد تأیید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی مازندران است.
حامی مالی
این پژوهش برگرفته از پایاننامه کارشناسی ارشد سلامت سالمندی علی زندگانی از دانشگاه علوم پزشکی مازندران، دانشکده بهداشت است. تأمین مالی این پژوهش نیز برعهده دانشگاه علوم پزشکی مازندران بوده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی، روششناسی، تحقیق و بررسی، نگارش پیشنویس، نگارش پیشنویس، ویراستاری و نهاییسازی نوشته و مدیریت پروژه: علی زندگانی، شهاب پاپی، مسعود غریب، زهرا علیاری؛ تجزیهوتحلیل: محمود موسیزاده.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مازندران و کلیه سالمندان شرکتکننده در این مطالعه تشکر و قدردانی میکنند.