مقدمه
پیشرفتهای پزشکی و بهداشت عمومی در نیمه دوم قرن بیستم باعث افزایش نسبی طول عمر انسانها شده و به تبع آن بر تعداد سالمندان افزوده است. شاید بتوان قرن 21 را قرن سالخوردگی جمعیت جهان نامید [1]. در سال 2018 تعداد سالمندان برای اولینبار در تاریخ از کودکان بیشتر شد. پیشبینیها حاکی از آن است که تا سال 2050، سالمندان 22 درصد از جمعیت جهان را تشکیل دهند. طبق آمار اعلامشده، ایران دومین کشور جهان در وسعت رشد جمعیت سالمندان است [2]. بررسی آهنگ سریع رشد سالمندی در ایران بسیار مهم است، زیرا نشان میدهد ایران نسبت به سایر کشورهای دیگر فرصت کمتری برای آمادگی برای پدیده سالخوردگی جمعیت دارد [3]. مسئله اصلی قرن جدید زندگی کردن با کیفیت بهتر است؛ ازاینرو بررسی کیفیت زندگی سالمندان به یک ضرورت تبدیل شده است.
کیفیت زندگی بهعنوان درک افراد از موقعیت خود در زندگی، درزمینه فرهنگی و سیستمهای ارزشی که آنها در آن زندگی میکنند و در ارتباط با اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانیها تعریف میشود [4]. بررسی کیفیت زندگی بسته به جهانبینی جامعه موردبررسی و محقق ممکن است تفاوتهایی داشته باشد؛ برای مثال در سالمندان که اهمیت سلامت بالاتر است، کیفیت زندگی مبتنی بر سلامت باید مورد بررسی قرار بگیرد [5]. فرایند سالمندی همراه تغییراتی نظیر استقلال فرزندان، مرگ یکی از همسران، بازنشستگی و کم شدن روابط اجتماعی است که میتواند منتهی به تجربه احساس تنهایی در سالمندان شود [6]. یکی از عواملی که هم باعث سالخوردگی جمعیت و هم باعث تنهایی سالمندان میشود، مهاجرت است [7].
مهاجرت جمعیت جوان از مناطق کمتر توسعهیافته به مناطق توسعهیافته به دلایلی، مانند یافتن شغل، رفاه و غیره اتفاق میافتد [8] که میتواند منجر به دوری محل اقامت و کاهش ارتباط فرزندان و والدین سالمند شود [7]. براساس آمار سازمان ملل حجم مهاجرت در طی دهههای گذشته 1/5 برابر شده است و حدود 75 درصد از مهاجران را افراد 20 تا 64 سال تشکیل میدهند [9]. ازنظر تعداد مهاجران تحصیلکرده، ایران در مقایسه با کشورهای حوزه خاورمیانه و شمال آفریقا در سال 1390 رتبه نخست را داشته است [8]. بیان شده است که فرزندان یکی از منابع شادمانی و سلامت روان برای سالمندان هستند [10]. البته این مسئله تحت تأثیر عواملی مانند حمایت اجتماعی، تعاملات و عوامل فرهنگی میتواند باشد [11]؛ بنابراین ممکن است شادمانی و سلامت روان در نتیجه مهاجرت تحت تأثیر قرار بگیرد.
حمایت اجتماعی بهعنوان یک عامل مؤثر برای همه ابعاد تندرستی و بهزیستی، کیفیت زندگی، روحیه و رضایت از زندگی فرد سالمند است [12]. شبکههای خانوادگی و ارتباطات، منابع حمایتی را فراهم میکند که افراد با جذب بیشتر در این شبکهها از حمایت و متعاقب آن سلامت و کیفیت زندگی بهتری برخوردار شوند [13]. حمایت اجتماعی مکانیسم بالقوهای دارد که ازطریق کاهش تنهایی بر سلامت تأثیر میگذارد [12]. حمایت اجتماعی به 2 شکل «دریافتشده» و «ادراکشده» در مطالعات مورد بررسی قرار میگیرد. در نوع اول میزان حمایت کسبشده مورد توجه است و در نوع ادراکشده تأکید بر ارزیابی فرد از در دسترس بودن حمایت اجتماعی در مواقع نیاز است که به ارزیابی شناختی فرد از روابطش اطلاق میشود [14]. مهمترین منابع حمایت برای دوران سالمندی، همسر و فرزندان هستند [15]. دوران سالمندی میتواند با پدیدهای به نام سندرم آشیانه خالی همراه باشد که اشاره به ترک فرزندان از خانه دارد [16]. در گذشته این ترک فرزندان بیشتر ناشی از ازدواج و استقلال فرزندان داشت، اما به دلیل برقرار بودن ارتباطات نزدیک کمتر تحت تأثیر قرار میگرفت، اما امروزه مهاجرت فرزندان میتواند هم ارتباطات و حمایتهای اجتماعی با والدین تحت تأثیر قرار دهد. باید توجه داشت نزدیکی جغرافیایی والدین و فرزندان ارزشمند است (دست کم برای والدین) [13].
مهاجرت جمعیت جوان به کشورهای دیگر در طی 2 دهه گذشته افزایش داشته است. از سوی دیگر پدیده سالخوردگی جمعیت نیز طی همین زمان در ایران سریعتر شده است. مطالعات پیرامون سالمندان دارای فرزندان مهاجر باتوجهبه تازگی موضوع بسیار اندک است و دقیقاً مشخص نیست که وضعیت حمایتهای اجتماعی و تنهایی در آنان چگونه است و آیا کیفیت زندگی سالمندان تحت تأثیر مهاجرت فرزندان قرار میگیرد یا خیر؟ بنابراین هدف مطالعه حاضر تعیین ارتباط کیفیت زندگی با تنهایی و حمایت اجتماعی ادراکشده در سالمندان دارای فرزند مهاجر بود.
روش مطالعه
این مطالعه توصیفیتحلیلی از نوع مقطعی است. نمونهگیری بهصورت دردسترس و براساس شرایط ورود و با حضور پژوهشگر در بخش واکسیناسیون بینالملل انستیتو پاستور ایران در شهر تهران از تاریخ 16 خرداد تا 28 شهریور سال 1403 انجام شد.
نمونهگیری
در این مطالعه، 200 سالمند با سن 60 سال و بالاتر مورد بررسی قرار گرفتند. برای تعیین حجم نمونه در سطح اطمینان 95 درصد و توان آزمون 80 درصد، براساس مطالعات پیشین با فرض اینکه ضریب همبستگی حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی سالمندان حداقل 0/2 در نظر گرفته شد [17]، حجم نمونه 194 نفر برآورد شد که باتوجهبه احتمال تکمیل ناقص پرسشنامه حدود 5 درصد اضافه شد و 200 نفر در نظر گرفته شد. (
فرمولهای شماره 1، 2). این محاسبات برای اطمینان از معنیداری آماری ضریب همبستگی ابعاد کیفیت زندگی با حمایت اجتماعی ادراکشده و احساس تنهایی سالمندان انجام شد. نمونهگیری به شیوه دردسترس از میان سالمندان مراجعهکننده به انستیتو پاستور ایران شهر تهران (بخش واکسیناسیون قسمت بینالملل) که دارای فرزند مهاجر بودند انجام شد.
معیارهای ورود: رضایت آگاهانه برای شرکت در پژوهش، سن 60 سال و بالاتر، داشتن سواد کافی برای پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه و گذشت حداقل 3 ماه از مهاجرت فرزندان (براساس مطالعات گذشته) [18]. معیارهای خروج: عدم تمایل به ادامه همکاری، تکمیل ناقص پرسشنامه و وجود سوابق پزشکی اختلالات شناختی (براساس گزارش همراه یا پرونده پزشکی).
ابزار گردآوری اطلاعات
فرم مشخصات جمعیتشناختی شامل سؤالاتی در این موارد بود: سن، جنس، تحصیلات، وضعیت تأهل، زندگی با چه کسی، وضعیت اشتغال، تعداد فرزندان، تعداد فرزندان مهاجر، مدتزمان مهاجرت فرزندان، تعداد دفعات ملاقات حضوری و دیدن فرزندان در سال، تعداد دفعات تماس از راه دور در ماه، فرد یا افراد کمککننده در ایران، وضعیت سکونت در ملک، وضعیت اقتصادی.
احساس تنهایی در این مطالعه بر اساس پرسشنامه احساس تنهایی (UCLA) مورد ارزیابی قرار گرفت. این پرسشنامه از 20 گویه 4 گزینهای، 10 جمله منفی و 10 جمله مثبت تشکیل شده است و بهمنظور سنجش میزان احساس تنهایی در افراد به کار میرود. نمرهگذاری پرسشنامه بهصورت طیف لیکرت 4 نقطهای است که برای گزینههای هرگز، بهندرت، گاهی و همیشه به ترتیب امتیازات 1، 2، 3 و 4 در نظر گرفته شده است. گویههای شماره 1، 4، 5، 6، 9، 10، 15، 16، 19 و 20 بهصورت معکوس نمرهگذاری میشوند. برای به دست آوردن امتیاز کلی پرسشنامه، مجموع امتیازات همه سؤالات با هم جمع میشود. این امتیاز دامنهای از 20 تا 80 را شامل میشود؛ بنابراین نمره 20 تا 34 نشاندهنده احساس تنهایی خفیف یا بدون احساس تنهایی است. نمره 435 تا 48 نشاندهنده احساس تنهایی متوسط و بالاتر از 48 نشاندهنده احساس تنهایی شدید است [6]. پایایی این آزمون توسط داورپناه انجام شده است. وی این مقیاس را به فارسی ترجمه کرد و در پژوهش خود به آلفای کرونباخ 0/78 برای این مقیاس دست یافت. در ضمن، از تحلیل عاملی مقیاس، 4 عامل انزوا، اجتماعی بودن، نداشتن فردی صمیمی و نداشتن احساس تنهایی را به دست آورد که روی هم 44 درصد واریانس نمره تنهایی را تبیین کردند [19]. در ایران رضایی و فرهادی همسانی درونی این مقیاس را به روش آلفای کرونباخ 0/91 گزارش کردند [20]. بنابر نتایج مطالعه کوشا و همکاران، نسخه فارسی این ابزار ویژگیهای روانسنجی کافی را در میان سالمندان نشان میدهد [21]. در این مطالعه پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد و 0/92 به دست آمد.
برای بررسی حمایت اجتماعی ادراکشده از پرسشنامه مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراکشده (MSPSS) استفاده شد که مشتمل بر 12 ماده برای سنجش میزان حمایت اجتماعی ادراکشده از 3 منبع خانواده، دوستان و فرد خاص است که براساس یک مقیاس 5 نقطهای از کاملاً مخالف تا کاملاً موافق پاسخ داده میشود [22]. نمره کل مقیاس از جمع نمرات سؤالات به دست میآید. حداقل نمره آزمودنیها 12 و حداکثر آن 60 است. کسب نمره بالا نشاندهنده ادراک بالای حمایت اجتماعی است [23]. افشاری (1386) رابطه مثبت و معناداری میان نمرات این مقیاس و خردهمقیاسهای آن با رضایت از زندگی به دست آورد که نشاندهنده روایی همگرا و واگرای این مقیاس است. در نمونه موردبررسی، همسانی درونی ازطریق آلفای کرونباخ برای کل مقیاس و خانواده، دوستان و شخص مهم به ترتیب 0/90، 0/92 و 0/87 محاسبه شد. نمره کل مقیاس از جمع نمرات سؤالات به دست میآید [23]. در گروه میانسالان و سالمندان شهر کرمانشاه آلفای کرونباخ آن 80/0 به دست آمد [24]. در این مطالعه پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد و 0/91 به دست آمد.
در این مطالعه کیفیت زندگی براساس پرسشنامه کیفیت زندگی (12-SF) مورد ارزیابی قرار گرفته است. پرسشنامه 12 سؤالی کیفیت زندگی، فرم کوتاهترشده پرسشنامه کیفیت زندگی 36 سؤالی است که بهطور گستردهای در مطالعات مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. این پرسشنامه دارای 8 زیرمقیاس است. این پرسشنامه کیفیت زندگی را ازنظر درک کلی از سلامتی خود، عملکرد فیزیکی، سلامت جسمانی، مشکلات هیجانی، درد جسمانی، عملکرد اجتماعی، نشاط و انرژی حیاتی و سلامت روان مورد بررسی قرار میدهد. برای نمرهگذاری، عددی که مقابل هر گزینه وجود دارد نشاندهنده نمره آن گزینه است. همچنین سؤالات 1 و 8 و 10 و 11 بهصورت معکوس نمرهگذاری میشوند. امتیاز بالاتر نشاندهنده کیفیت زندگی بالاتر است. دامنه نمرات 12 تا 24 بیانگر کیفیت زندگی پایین، 25 تا 36 بیانگر کیفیت زندگی متوسط و 37 تا 48 بیانگر کیفیت زندگی خوب است [25]. منتظری و همکاران نیز روایی و پایایی این مقیاس را در ایران مورد بررسی قرار دادند. برای بررسی پایایی از روش بازآزمایی استفاده کردند. پایایی 12 سؤال بُعد جسمانی و روانی به ترتیب برابر 0/73 و 0/72 گزارش شد. آنها برای بررسی روایی این مقیاس در این پژوهش از روش همگرا استفاده کردند. همبستگی بین سؤالات 4 خردهمقیاس بعد جسمانی با نمره کل بعد جسمانی بالا بود و سؤالات 3 خردهمقیاس بُعد روانی با نمره کلی بُعد روانی نیز همبستگی بالایی نشان داد [22]. نجات و همکاران (1385) این مقیاس پس از ترجمه بر روی 1167 نفر از مردم تهران اجرا کردند. مقادیر آلفای کرونباخ در تمام ابعاد مقیاس به استثنای بعد روابط اجتماعی بالای 0/70 به دست آمد؛ در بعد روابط اجتماعی آلفای کرونباخ 0/55 بود. همچنین 95 نفر از آزمودنیها بهمنظور تعیین اعتبار به روش باز آزمایی، به فاصله 2 هفته مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتند. اعتبار در تمام ابعاد بالای 0/75 بود. در این مطالعه پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد و 85 درصد به دست آمد.
تجزیهوتحلیل دادهها
برای تجزیهوتحلیل دادهها در راستای اهداف پژوهش از آمار توصیفی (فراوانی و درصد فراوانی برای متغیرهای کیفی پژوهش و میانگین و انحرافمعیار برای متغیرهای کمی پژوهش) برای متغیرهای جمعیتشناختی و وضعیت متغیرهای اصلی پژوهش استفاده شد. از آمار استنباطی (ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش Enter) برای بررسی ارتباط بین متغیرها کمی و اختلاف متغیرهای کمی بین دو یا چند گروه استفاده شد. دادههای جمعآوریشده بهوسیله نرمافزار کامپیوتری SPSS نسخه 24 تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها
در این مطالعه، 200 سالمند شرکت کردند که 182 نفر (91 درصد) در گروه سنی 60 تا 74 سال، 17 نفر (8/5 درصد) در گروه سنی 75 تا 84 سال و 1 نفر (0/5 درصد) در گروه 85 سال و بالاتر بودند. میانگین سنی شرکتکنندگان 5/27±66/84 سال بود. از این تعداد، 113 نفر (56/5 درصد) زن و ۸7 نفر (43/5 درصد) مرد بودند. 164 نفر (82 درصد) متأهل، 28 نفر (14 درصد) بیوه و 8 نفر (4 درصد) مطلقه بودند. از نظر تحصیلات، 124 نفر (62 درصد) دارای تحصیلات دانشگاهی، 64 نفر (32 درصد) متوسطه و دیپلم، 9 نفر (4/5 درصد) سیکل و 3 نفر (1/5 درصد) سواد خواندن و نوشتن داشتند. همچنین 126 نفر (63 درصد) بازنشسته، 55 نفر (27/5 درصد) خانهدار، 18 نفر (9 درصد) شاغل و 1 نفر (0/5 درصد) از کار افتاده بودند (
جدول شماره 1).

نمره کل کیفیت زندگی سالمندان مطالعه حاضر نشاندهنده وضعیت خوب آنان است. میزان حمایت اجتماعی ادراکشده در سالمندان شرکتکننده در این پژوهش 49 است (حداقل نمره 12 و حداکثر 60 است و کسب نمره بالاتر نشاندهنده حمایت اجتماعی بیشتر است). احساس تنهایی در سالمندان شرکتکننده در این پژوهش در گروه احساس تنهایی خفیف قرار گرفت (
جدول شماره 2).
جدول شماره 3 نشان میدهد همبستگی نمره کل کیفیت زندگی با حمایت اجتماعی ادراکشده مثبت و معنادار و با احساس تنهایی منفی و معنادار است.

همچنین نمره کل حمایت اجتماعی ادراکشده با احساس تنهایی رابطه منفی و معنادار داشت.
نتایج رگرسیون چندگانه در این مطالعه نشان داد احساس تنهایی قادر به تبیین تغییرات درک کلی از سلامت، عملکرد فیزیکی، مشکلات هیجانی، درد جسمانی، عملکرد اجتماعی، نشاط و انرژی حیاتی و سلامت روان از کیفیت زندگی است، اما با بُعد سلامت جسمانی ارتباطی نداشت. از سویی حمایت اجتماعی ادراکشده قادر به تبیین تغییرات هیچ یک از ابعاد کیفیت زندگی نبود (
جدول شماره 4).
بحث
مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط کیفیت زندگی با تنهایی و حمایت اجتماعی ادراکشده در سالمندان دارای فرزند مهاجر انجام شد. یافتهها نشان میدهد سالمندان شرکتکننده در این پژوهش از وضعیت نسبتاً خوبی در وضعیت کیفیت زندگی برخوردار بودند، احساس تنهایی خفیف داشتند و نمره حمایت اجتماعی ادراکشدهشان سطوح متوسطی داشت.
براساس نظریه کنارهگیری، برخی سالمندان با افزایش سن تمایل پیدا میکنند از فعالیتهای روزمره خود کنارهگیری کنند و از سوی دیگر نظریه مدرنیزاسیون بیان میدارد در دنیای امروز، ارزش و ارتباطات افراد براساس نقشها و فعالیتهای آنها در جامعه مشخص میشود و چون سالمندی دوره بازنشستگی و استقلال فرزندان است، افراد نقشهای اجتماعی و خانوادگی خود را به مرور از دست میدهند. از سوی دیگر همین نظریه بیان میکند افراد جوان برای بهبود موقعیت خود دست به مهاجرت به شهرهای بزرگ یا کشورهای دیگر میزنند و این میتواند والدین خود را در موقعیتی بدون حامی قرار دهد [26]. فرهنگ اجتماعی کشور ایران، فرهنگی جمعگرا بوده است، اما با ظهور صنعت، حرکتی به سوی فردگرایی صورت گرفته است که فرایندهای ذکرشده منتهی به تنهایی و انزوا سالمندان میشود [27] و نهایتاً تنهایی میتواند منجر به افت کیفیت زندگی شود.
بیشتر افراد شرکتکننده در این پژوهش افراد با سطح تحصیلات بالا، سطح اقتصادی متوسط و مستقل بودند و از طرفی با همسر خود زندگی میکردند و همسر خود را بهعنوان فرد حمایتگر در ایران میدانستند. میانگین نمره احساس تنهایی سالمندان شرکتکننده در این پژوهش در وضعیت خفیف قرار گرفت. امروزه گستردگی شبکههای اجتماعی به سالمندان کمک میکند تا با خانواده و دوستان خود در ارتباط باشند و احساس تنهایی کمتری داشته باشند. دیدارهای حضوری سالمندان و فرزندان مهاجرشان در این مطالعه به نسبت کم بود، اما به نظر میرسد پیشرفت تکنولوژی و استفاده از شبکههای اجتماعی عدم حضور فرزندان را تا حدی جبران کرده است. در مطالعه مروری بهرهور و همکاران که به بررسی احساس تنهایی در سالمندان در ایران پرداختند نتایج نشان داد احساس تنهایی در سالمندان ایرانی بالاست و میانگین نمره احساس تنهایی در سالمندانی که در سرای سالمندان و دور از خانواده هستند نسبت به سالمندانی که در خانواده زندگی میکنند به دلیل نداشتن روابط اجتماعی بالاتر است [28]. سالمندان مطالعه حاضر سالمندان مستقل بودند که همگی در منزل شخصی سکونت داشتند و از طرفی این سالمندان نسبت به عموم سالمندان سطح بالاتری ازنظر تحصیلی، مالی و سلامتی داشتند.
در پژوهش ضرغامی و همکاران که به بررسی تأثیرات مهاجرت فرزندان بر حمایت اجتماعی والدین سالمند روستایی میپرداخت، نتایج نشان داد مهاجرت فرزندان اثری منفی بر حمایت عاطفی و حمایت ابزاری والدین سالمند دارد. درعینحال والدین از حمایت مادی فرزندان مهاجر بهره میبرند. به نظر میرسد فرزندان مهاجر با حمایت مادی بیشتر به دنبال جبران کاستیهای خود در جنبههای دیگر حمایت اجتماعی هستند. بهطورکلی بررسی اثر مهاجرت فرزندان بر جنبههای مختلف حمایت اجتمایی والدین سالمند نشان داد این تأثیرات جنبههای متفاوتی دارد و والدین سالمند از مهاجرت فرزندان خود هم متضرر و هم بهرهمند میشوند [29]. پژوهش حاضر به بررسی مهاجرت فرزندان به خارج از کشور پرداخته است. مهاجرت فرزندان به خارج از کشور اغلب به دنبال بورس تحصیلی و یا دعوت به کار است که باعث احساس غرور و سربلندی والدین سالمند است و این میتواند قوت قلب و تسکینی برای سالمندان مطالعه حاضر باشد. همچنین سالمندان مطالعه ما وضعیت اقتصادی متوسطی داشتند و از مستمری بازنشستگی برخوردار بودند.
باتوجهبه اینکه میانگین مدت مهاجرت فرزندان سالمندان شرکتکننده در این مطالعه طولانی شده است به نظر میرسد سالمندان به دوری فرزندان عادت کرده و از حمایتهای افراد جایگزین مانند همسر، اقوام و دوستان سود میبرند. بیشتر سالمندان متأهل شرکتکننده در این مطالعه همسر خود را بهعنوان فرد کمککننده در ایران میدانستند و نقش همسر در حمایتهای ادراکشده برای سالمندان قابلتوجه است. از طرفی نزدیکی مکانی فرزندان الزاماً به معنای حمایت کردن از والدین نیست و به نظر میرسد فرزندان مهاجر دوری مکانی خود را با روشهای جایگزین جبران کردهاند.
در مطالعه عباس و همکاران که به بررسی مهاجرت فرزندان و تأثیر آن بر افسردگی والدین سالمند در مناطق روستایی تایلند، در آسیای جنوب شرقی، پرداختند نتایج مطالعه نشان داد اگرچه والدینی که همه فرزندانشان مهاجرت کردهاند سطح پایینتری از حمایت اجتماعی عینی را از فرزندان دریافت میکنند، اما ممکن است حمایت اجتماعی ادراکشده کمتری نداشته باشند [30]. در ایران مطالعات پیرامون مهاجرت فرزندان به خارج از کشور و تأثیر آن بر والدین اندک است و باتوجهبه افزایش روزافزون این مهاجرت و سالخوردگی جمعیت، لازم است در برنامههای حمایتی بیشتر این سالمندان مورد توجه قرار بگیرند.
در مطالعه ژانگ و همکاران که به بررسی تأثیر مهاجرت فرزندان از روستا به شهر بر سلامت والدین بازمانده (شواهدی از چین) پرداختند مشاهده شد مهاجرت فرزندان میتواند باعث بهبود سلامت جسمی والدین، عمدتاً به لطف درآمد شود (حمایت موردنیاز این جمعیت بیشتر مالی بوده است)، اما مهاجرت با گذشت زمان روی سلامت خانواده تأثیر منفی دارد (به دلیل فقدان مراقبت و افزایش زمان کاری والدین). یافتههای این مطالعه پیشنهاد میدهند سرویسهای مراقبت اجتماعی فراهم شود و ارتباط بیننسلی افزایش یابد [31]. این مطالعه از نظر زمینه فرهنگی با مطالعه حاضر متفاوت است و همچنین مطالعهای طولی است. سالمندان مطالعه ما اکثراً بازنشسته و از مستمری خوبی برخوردار بودند و نیاز به حمایت مالی کمتر داشتند.
آنتمان و همکاران در مطالعه خود با عنوان «تأثیر مهاجرت فرزندان بر خانواده بازمانده» مشاهده کردند تأثیر منفی مهاجرت فرزندان بر سلامت روان ممکن است مسئول بدتر شدن وضعیت سلامت جسمی و افزایش احتمال انزوای اجتماعی والدین سالمند باشد و مهاجرت ممکن است یک عامل واسطهای مهم باشد [32] که با نتایج حاصل از مطالعه حاضر همراستا است. کاهش تعاملات مستقیم به افزایش احساس تنهایی و انزوای اجتماعی منجر میشود که با نظریه شبکه اجتماعی همسو است. هرچند فرزندان با راهکارهای مختلف (مالی، تماس بیشتر، بردن والدین به پیش خود و غیره) بتوانند تا حدودی نبود خود را با حمایت اجتماعی بیشتر والدین جبران کنند، اما به نظر میرسد احساس تنهایی و انزوای والدین و دوری از فرزندان در عمق جان والدین پابرجاست. در فرهنگ ایرانی نیز پدیده جدایی خانوادهها اهمیت بیشتری دارد؛چراکه در آن فرزندان اغلب تا زمان بزرگسالی و ازدواج به لحاظ عاطفی و اجتماعی وابسته به خانوادههای خود هستند.
علیپور و همکاران پژوهشی با عنوان «نقش حمایتهای اجتماعی در کیفیت زندگی صد نفر از سالمندان منطقه 2 شهر تهران» انجام دادند که نشان داد بین انواع حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی رابطه مثبت، مستقیم و معنیداری وجود دارد [33] که با نتایج مطالعه حاضر همسو است. هنگامی که فرد به این نتیجه برسد که از حمایتهای اجتماعی در زندگی خود برخوردار است تا حد چشمگیری از آسیبهایی که استرسهای زندگی به سلامتیاش میزنند حفاظت میکند.
نتایج سایر مطالعات نیز نشان داده است حمایت اجتماعیای که از طرف خانواده و اطرافیان باشد، رضایت از زندگی در دوران سالمندی را افزایش میدهد [34]. رضایت سالمندان از زندگی به معنای ارزیابی شناختی و آگاهانه افراد از کیفیت زندگی خود به مثابه یک کل واحد است که اساس آن بر معیارهای شخصی سالمندان استوار است [35] و در خانوادههایی که نقش سالمندان در خانواده تعبیه شده است و سالمندان اوقات فراغت خود را در کنار نوهها سپری میکنند، احساس تنهایی در سالمندان به میزان کمی گزارش شده و به همین ترتیب، سطح رضایت اجتماعی این سالمندان بیشتر بوده است و اینکه حمایت اجتماعی غیررسمی که ازطرف خانواده است بر میزان رضایت اجتماعی دوران سالمندی اثرگذار است؛ درنتیجه به هر میزان که سالمندان حمایت اجتماعی بیشتری دریافت کنند، گستره روابط اجتماعی آنها افزایش پیدا کند و میزان فعالیتهای سرگرمکننده آنها برای گذران اوقات فراغت زیاد شود باعث میشود که احساس تنهایی کمتری را تجربه کنند و درنتیجه از زندگی راضیتر و خشنودتر خواهند بود [34] و کیفیت زندگی بهتری خواهند داشت.
تأثیر منفی مهاجرت فرزندان بر سلامت والدین بهجامانده غیرقابلانکار است [36]. طبق نظریه انزوا سالمندان به مرور از جامعه کنارهگیری میکنند، اما مهاجرت فرزندان میتواند این فرایند را تسریع کند. مطالعات نشان میدهد اثرات عاطفی منفی جدایی از خانواده در بین والدین جامانده رواج زیادی دارد. این اثرات عاطفی شامل غم، اشتیاق، احساس گناه و نگرانی است [37]. مهاجرت هزینههای عاطفی بسیاری را بر کسانی که میمانند تحمیل میکند. همچنین فرزندان مهاجر با حمایت مادی بیشتر به دنبال جبران کاستیهای خود در جنبههای دیگر حمایت اجتماعی هستند. درعینحال درآمد بیشتر برای برخی از خانوادههای طبقه متوسط احساس رضایت و بهزیستی ذهنی و عاطفی آنان را در نبود فرزندان افزایش نمیدهد و کیفیت حمایت اجتماعی اطرافیان و فرزندان بر بهزیستی و سلامت سالمندان مؤثر است [38]. مهاجرت فرزندان زمان در دسترس برای ارائه مراقبتهای زندگی برای افراد مسن را نیز کاهش میدهد، اگرچه این موضوعی چندگانه است و به وضعیت سلامت سالمندان و شرایط سالمندی بستگی دارد، اما برای نمونه در فرهنگ ایرانیان حمایت فرزندان از خانواده و خانواده از فرزندان یک کنش ارزشی و حتی اعتقادی است؛ بنابراین حضور فرزندان تا حدی کیفیت زندگی والدین را با جلوگیری از ایجاد بیماری و علائمی، مانند تنهایی روانی کاهش میدهد.
نتیجهگیری نهایی
یافتههای این پژوهش بهطور روشن نشان میدهد تنهایی باعث کاهش و حمایت اجتماعی ادراکشده باعث افزایش کیفیت زندگی سالمندان دارای فرزند مهاجر میشود. این پژوهش بر ضرورت توجه خانوادهها، جامعه و سیاستگذاران به اهمیت تقویت حمایت اجتماعی برای سالمندان تأکید میکند. در شرایطی که مهاجرت فرزندان اجتنابناپذیر است باید تلاش شود تا با ایجاد و حفظ شبکههای اجتماعی قوی، آثار منفی این پدیده بر کیفیت زندگی سالمندان به حداقل برسد. بدینترتیب میتوان از تنهایی و پیامدهای منفی آن کاست و کیفیت زندگی سالمندان را بهبود بخشید.
محدودیتها
از محدودیتهای این مطالعه تعداد محدود نمونهها و نمونهگیری از یک مرکز در دسترس بود که تعمیمپذیری یافتهها را به جامعه کل کاهش میهد. این مطالعه تنها به بررسی همبستگی بین متغیرها پرداخته است، ازاینرو بررسی روابط علّی تحقیقات آزمایشی و طولی میتواند مفید باشد.
پیشنهاد برای پژوهشهای بعدی
مطالعات طولی دررابطهبا مهاجرت و کیفیت زندگی در میان سالمندان دارای فرزند مهاجر؛ انجام مطالعات مقایسهای دررابطهبا کیفیت زندگی، تنهایی و حمایت اجتماعی ادراکشده در سالمندان دارای فرزند مهاجر و سالمندان بدون فرزند مهاجر؛ بررسی ارتباط مهاجرت با سایر متغیرهای مهم مانند آسیبپذیری والدین سالمند؛ بررسی اثرات مهاجرت فرزندان به خارج از کشور در والدین سالمند در اوایل مهاجرت فرزندان.
پیشنهادهایی برای سیاستگذاری و کاربرد عملی نتایج مطالعه
برنامههای اجتماعی برای سالمندان (مانند ارتقای مشارکت اجتماعی ازطریق راهاندازی باشگاههای فرهنگیتفریحی و تشویق به فعالیتهای داوطلبانه/خیریه)، تقویت مراکز روزانه و خانههای سالمندان با هدف کاهش تنهایی و انزوا، تسهیل ارتباطات، مانند توسعه زیرساختهای دیجیتال و آموزش سالمندان برای استفاده از ابزارهای ارتباطی (تماس تصویری، شبکههای اجتماعی) و راهاندازی خدمات حمایتی آنلاین و تلفنی برای پاسخگویی به نیازهای عاطفی و عملی سالمندان.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مطالعه در کمیته اخلاق دانشگاه علومپزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران با کد IR.IUMS.REC.1403.206 مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین رضایت آگاهانه کتبی یا شفاهی از تمامی شرکتکنندگان دریافت شد. کلیه روشها و رویههای پژوهش طبق دستورالعملها و مقررات مربوطه و مطابق با اصول بیانیه هلسینکی انجمن پزشکی جهانی انجام شده است.
حامی مالی
مقاله برگرفته از پایاننامه الهام شارهء در گروه سلامت سالمندی دانشگاه علومپزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران است. این پژوهش هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی، روششناسی، اعتبارسنجی، تحلیل، تحقیق و بررسی، منابع ، ویراستاری و نهاییسازی نوشته، نظارت، مدیریت پروژه، بصریسازی: همه نویسندگان؛ نمونهگیری و نگارش پیشنویس: الهام شارهء.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.