مقدمه
عدم درک متقابل نسل سالمند و نسل جوان از همدیگر که بهصورت عدم درک ارزشهای هم رخ میدهند، شکاف بیننسلی نامیده میشود. شکاف بیننسلی درواقع پاسخی به تمایزات و تفاوتهای پایدار بین نسل سالمند و جوان است که در جوامع کنونی یک واقعیت اجتماعی به شمار آید [1]. در قرن حاضر، شکاف بیننسلی یک چالش اجتماعی در اکثر کشورهاست [2]. این موضوع در بین نسل سالمند و نسل جوان کشورهای آسیایی به دلیل وابستگی بالاتر، ترجیح وابستگی نسبت به فردیت و پیروی از رسوم، بیشتر نمود پیداکرده است [3]. ایران نیز با قرارگیری در این منطقه با این چالش روبهرو است. در مطالعه فراتحلیلیای که در سال 2018 منتشر شد، مطالعاتی که در ایران به موضوع شکاف بیننسلی پرداخته بودند مرور شدند. طی 10 مطالعه که بین سالهای 1396-1389 انجامشده بود، وجود تفاوت بیننسلی در ایران مورد تأیید قرار گرفت [4].
در نظریههای جامعهشناسی، مفهوم شکاف به تمایزات و تفاوتهای پایداری اطلاق میشود که در بستر تحولات و تعارضهای اجتماعی و سیاسی شکل میگیرند. این شکاف عمدتاً در قالب تقابل میان شیوههای زندگی سنتی و مدرن بروز مییابد [1]. وجود این شکاف بین سنت و مدرنیته عموماً عامل اصلی شکاف بین نسلها نیز هست. تغییرات و دگرگونیهای اجتماعی در سیستم جامعه که عموماً متأثر از تغییرات حاصل از مدرنیزاسیون است، موجب تغییرات ساختار خانواده، تغییر دیدگاه نسبت به مسائل مذهبی، اقتصادی، تغییرات فناوری و فردگرایی در نسل جوان میشود [5، 6]. طبق نظریه تغییر نسلی رونالد اینگلهارت گذر از نسلی به نسل دیگر با تغییراتی بنیادی در فرهنگ و ارزش همراه است و عموماً وجود مجموعهای از تغییرات در سطح سیستم باعث ایجاد تغییراتی در سطح فردی میشود [7]. وجود این تغییرات اساسی در ارزش، دیدگاه و رفتار در نسل جوان، در تقابل با نظامهای اعتقادی و رفتارهای اجتماعی سنتی نسل سالمند است [1]. ازسوی دیگر این تغییرات در میان نسل جوان، روابط بین سالمندان و آنها را تحت تأثیر قرار داده و موجب شکاف بیننسلی میشود [8].
شکاف بیننسلی با ایجاد تقابل بیننسلی میتواند با چالشهایی برای جوامع و نسلهای مختلف همراه باشد. مطالعات انجامشده در برخی کشورها نشان میدهند نسل سالمند تحت تأثیر شکاف بیننسلی میتوانند با چالشهای اساسی روبهرو باشند. ایجاد ارتباط با افراد پیرامون و تشکیل شبکه اجتماعی در سالمندان عامل مهمی در بهزیستی اجتماعی آنهاست. براساس نظریه تبادل اجتماعی، روابط بیننسلی بهعنوان هر شکلی از مبادله بین نسلها محسوب میشود. 6 بعد اصلی در این مبادله شامل همبستگی ساختاری، مشارکتی، عاطفی، توافق، هنجاری و عملکردی هستند [9]. وجود این تبادلات و روابط بیننسلی نقش مهمی در تضمین سلامت روان و رفاه افراد سالمند ایفا میکند. ایجاد و حفظ روابط با سایر نسلها در دوران سالمندی ازطریق ایجاد حمایت اجتماعی، عاطفی، روانی، خانوادگی و مالی در تأمین بهزیستی روانشناختی مؤثر است [10]. این روابط بیننسلی تحت تأثیر پدیده شکاف بیننسلی میتوانند با اختلال مواجه شوند [11]. اختلال و نبود تعاملات مناسب بیننسلی برای سالمندان با اختلال در حس معنیداری در زندگی، حمایت اجتماعی و تطابق با سالمندی مرتبط است. همچنین میتواند نسل سالمند را با چالشهایی مانند انزوای اجتماعی، افسردگی و افت کیفیت زندگی روبهرو کند [12-15].
چالشهای ایجادشده در اثر شکاف بیننسلی با تحت تأثیر قرار دادن سلامت روانی، جسمی، اجتماعی و معنوی در سالمندان ضرورت رسیدگی به این موضوع را آشکار میکند. در این راستا مطالعات دقیق و ارائه راهکارهای مناسب و عملی از سوی مراقبین سلامت ضروری است [16]. ارائه راهکارهای مناسب برای حل این چالش، نیازمند دانش مناسب در این حوزه است. شکاف بیننسلی فرایندی متغیر، نسبی، پویا و وابسته به زمینه است؛ بنابراین باتوجهبه پیچیدگی این پدیده و تأثیر عوامل زمینهای در آن، برای ایجاد دانش مناسب، وجود مطالعات بومیِ غنی لازم است. بررسیها نشان میدهند دانش تئوری شکاف بیننسلی در بستر فرهنگی و اجتماعی ایران غنی نیست [4، 17]. همچنین جستوجوهای انجامشده نشان داد تاکنون مطالعهای در ایران، به چالشهایی که تحت تأثیر شکاف بیننسلی برای سالمندان رخ میدهد نپرداخته است؛ ازاینرو وجود مطالعاتی که آشکارکننده این مهم باشد ضروری است.
بررسی تجربه افراد درگیر در چالشها و پدیدههای اجتماعی یکی از مناسبترین منابع برای شناخت و کسب دانش است [18]. باتوجهبه یادداشتها و نتیجهگیریهای فوق و باتوجهبه اهمیت موضوع، محققان در این مطالعه با رویکرد تحلیل محتوای کیفی به کشف و تبیین چالشهای ادراکشده سالمندان از شکاف بیننسلی پرداختند.
روش مطالعه
مطالعه حاضر با هدف کشف و تبیین چالشهای ادراکشده سالمندان از شکاف بیننسلی بوده و با روش تحلیل محتوای مرسوم انجام شد. در این روش با تفسیر ذهنی اطلاعات متنی ازطریق فرایند طبقهبندی سیستماتیک کدگذاری و شناسایی تمها و الگوها، دانش و درک از پدیده موردمطالعه کسب میشود [19، 20]. مطالعات قبلی مناسبی دررابطهباهدف پژوهش یافت نشد؛ ازاینرو این روش، جهت کسب دیدگاه مشارکتکنندگان و نشان دادن شکاف بیننسلی بهعنوان یک پدیده کلیدی استفاده شد. جهت گزارش در این مقاله از چکلیست استانداردهای گزارشگری تحقیقات کیفی [21] استفاده شد.
مشارکتکنندگان در این مطالعه با استفاده از نمونهگیری هدفمند، از بین سالمندان شهر تهران (ایران) انتخاب شدند. برای کسب درک جامع از موضوع موردمطالعه، حداکثر تنوع در انتخاب مشارکتکنندگان در نظر گرفته شد. مشارکتکنندگان در مطالعه شامل 21 سالمند، (11 زن و 10 مرد) 65 تا 80 ساله بودند (
جدول شماره 1).

معیارهای ورود به مطالعه: سن ≥ 65، توانایی برقراری ارتباط و تمایل به همکاری با محقق و عدم ابتلا به بیماری روانی و شناختی شناختهشده که ازطریق پرسش دررابطهبا بیماریها و داروهای مصرفی صورت میگرفت.نمونهگیری تا رسیدن به اشباع انجام شد.
پس از اخذ مجوز اخلاق، سالمندانی که تصور میشد اطلاعات و تجربیات غنی دررابطهبا شکاف نسلی دارند، بهصورت هدفمند در شهر تهران، از مناطق مختلف شهر، با مراجعه به سراهای محله انتخاب شدند. منظور از داشتن تجربیات غنی در مطالعه حاضر، سالمندانی بودند که درگیر تعاملات با نسل جوان بوده و تجربه شکاف بیننسلی را داشتند. اهداف، روش و محرمانه بودن مطالعه برای افرادی که به شرکت در مطالعه تمایل داشتند توضیح داده شد و سپس فرمهای رضایت آگاهانه توسط آنها امضا شد. برای شرکتکنندگان بیسواد، فرم در حضور شخص دیگر برای آنها خوانده میشد و سپس امضا میشد. جمعآوری دادهها ازطریق مصاحبه عمیق، چهرهبهچهره و فردی بهصورت نیمهساختاریافته انجام شد. زمان و مکان مصاحبه توسط مشارکتکنندگان انتخاب شد. محل مصاحبهها سرای محله، خانه و محل کار مشارکتکنندگان بود. مصاحبههای انجامشده 45 تا 60 دقیقه به طول انجامیدند. برای انجام مصاحبه، راهنمای مصاحبه توسط گروه پژوهشی طراحی شد. مصاحبهها ابتدا با معرفی و ارائه اطلاعات درمورد پژوهش و پرسش چند سؤال بهمنظور ایجاد محیط دوستانه و برقراری ارتباط دوطرفه آغاز شد. سپس از این سؤالات کلی استفاده میشد: «لطفاً تجربیات خود را درمورد شکاف نسلی بین خود و نسلهای جوان را به اشتراک بگذارید؟»؛ «لطفاً تجربیات خود را دررابطهبا چالشهایی که در اثر شکاف بین خود و نسل جوان دارید به اشتراک بگذارید؟» استفاده میشد. برای دستیابی به اطلاعات بیشتر، سؤالاتی مانند «منظور شما از این چیست؟» و «میتوانید یک مثال بزنید؟» مورداستفاده قرار گرفتند. مصاحبهها توسط محقق با تجربه قبلی در مصاحبه در تحقیقات کیفی، از شهریور 1402 تا شهریور 1403 انجام شد. اشباع دادهها با 19 مشارکتکننده به دست آمد. 2 مصاحبه اضافی (1 زن سالمند و 1 مرد سالمند) برای کسب اطمینان انجام شد.
مصاحبهها ضبط و کلمهبهکلمه رونویسی شدند. متن مصاحبهها بهعنوان داده اصلی تحقیق استفاده شدند. صدای ضبطشده و متن مصاحبهها برای کسب درک جامع، چندین بار توسط محقق مرور شدند. دادهها بهطور همزمان جمعآوری و تجزیهوتحلیل شدند. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از رویکرد تحلیل محتوای مرسوم، توسعهیافته گرانهایم و لاندمن [22] استفاده شد.
طی فرایند تجزیهوتحلیل برای کدگذاری، واحدهای معنایی، بهعنوانمثال، کلمات، جملات یا پاراگرافهای مربوط به سؤالات مصاحبه شناسایی و از مصاحبههای رونویسیشده استخراج شدند و کدها پدید آمدند. کدها براساس شباهت و تفاوت در زیرطبقات مختلف قرارگرفته و با ادغام زیرطبقات، طبقات توسعه یافتند. برای مدیریت دادهها از نرمافزارMAXQDA نسخه 11 استفاده شد.
در این مطالعه برای اعتباربخشی دادهها و بررسی صحت علمی از معیارهای معرفیشده لینکلن و گوبا [23] استفاده شد.
جهت دستیابی به اعتبار، محقق سعی کرد با شرکتکنندگان در مطالعه تعامل طولانیمدت داشته باشد. همچنین با انجام بازبینی توسط مشارکتکنندگان، در مرحله کدبندی، نتایج کار به تعدادی از مشارکتکنندگان بازگردانده شد (ارائه کدهای 5 مصاحبه به مشارکتکنندگان برای ارزیابی و تأیید). علاوهبراین از بازبینی توسط همکار بهصورت انجام بررسیهای منظم توسط گروهی از کارشناسان که به تحقیق کیفی مسلط بودند، استفاده شد. فراهم کردن اطمینانپذیری در این مطالعه، ازطریق ارائه روند پژوهش به طریقی که قابلپیگیری کردن باشد، تضمین شد. مراحل تحقیق، دادهها، تصمیمهای اخذشده و فعالیتهای محقق درباره چگونگی جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها، بهطور دقیق مستند و ثبت شد. تشریح کامل مسیر پژوهش و اقدامات صورتگرفته توسط محققان بهمنظور تأییدپذیری صورت گرفت. بهمنظور افزایش انتقالپذیری سعی شد تا مشارکتکنندگان با حداکثر تنوع انتخاب شوند و مشخصات آنها بهطور کامل ارائه شود.
یافتهها
تجزیهوتحلیل دادهها به تشکیل 97 کد اولیه، 11زیر طبقه و 3 طبقه طردشدگی، تضعیف منزلت و تعارضات بیننسلی منجر شد.
طردشدگی
این مفهوم به حالتی اطلاق میشود که در آن سالمند احساس میکند از گروه، جامعه و محیط کنار گذاشته شده است. افراد طی تجربیاتی که از ارتباطات خود با افراد نسل جوان در محیطهای مختلف دارند به خودپندارهای دست مییابند که متشکل از ابعاد منفی تنهایی و جدایی تحمیلشده، گسست ارتباطات، به حاشیه رانده شدن و مشارکت اجتماعی مختل شده است.
تنهایی و جدایی تحمیلشده
ارتباطات سالمندان با نسل جوان تحت تأثیر تغییرات ایجادشده در سبک زندگی نسل جوان طی تغییرات اجتماعی و تغییرات سبک ارتباطی آنها، تغییرات اساسی پیدا کرده است. طی این رخدادها سالمند احساس میکند نسل جوان از او جداشده و وی در تنهایی زیست میکند.
«من اگه بخوام حرف دلم رو بزنم واقعیتش اینه که بچههای جوان خیلی راغب به ارتباط با ماها دیگه نیستن، اونا میرن بیشتر دنبال ارتباط با دوستها و همسنهای خودشون. این ما هستیم که تنها موندیم (م6).»
گسست ارتباطات
تغییرات رخداده در سبک زندگی نسل جوان باعث میشود سالمند امکان و توان برقراری ارتباط با نسل جوان را همانند قبل نداشته و ارتباطات خود را ازدسترفته بداند.
«ما که همیشه تنهاییم. الان دیگه همه انقدر گرفتاری دارن که خیلی وقت رفتوآمد براشون نمیمونه. بچههام که همهش درگیر زندگی خودشونن (م 19).»
به حاشیه رانده شدن
مرکزیت توجه و تمرکز در نسل جوان را عوامل مختلفی تشکیل میدهد که این موضوع در اولویت بودن سالمند برای ارتباط و توجه به وی را به حاشیه میبرد. درحقیقت سالمندان بر این باور هستند آنها برای نسل جوان موردتوجه نبوده و رسیدگی به آنها و نیازهایشان مهم به حساب نمیآید.
«دیدم که بچه خودم هم بعضیها وقتها منو کنار میذاره. این جوونها نسلی هستن که دیگه هیچ توجهی به ما بزرگترها ندارن. مورد توجهشون دیگه نیسیتم. فقط خودشون و یه چیزایی رو که دلشون میخواد رو میبینن (م2).»
مشارکت اجتماعی مختلشده
نسل سالمند بر این باور است که فعالیتهای اجتماعی و مشارکت آنها در میان نسل جوان با محدودیت روبهرو است. این محدودیت تحت تأثیر عواملی از قبیل عدم تمایل نسل جوان برای اجتماع با سالمند و نداشتن حرف و فعالیت مشترک رخ میدهد.
«خانواده دخترهام و پسرهام هر هفته خونه یکی جمع میشن و دورهمی دارن. اون اوایل من و همسرم رو هم دعوت میکردن ما هم میرفتیم. خب جمع خیلی جوانپسند بود. اونا هم وقتی جمع میشن دوستاشون رو هم میگن بیان 20 نفر یا بیشتر میشدن باهم میگفتن میخندیدن. ما هم یک طرف مینشستیم بعد دیگه کمکم حذف شدیم. ما فکر میکردیم اونا وقتی ما هستیم معذب هستن (م7).»
تضعیف منزلت
دوران سالمندی برای افراد مرحلهای در زندگی به شمار میآید که افراد طی آن انتظار برخوردی ارزشمند و شایسته از سوی اطرافیان را دارند. تجربه سالمندان نشان میدهد شکاف بیننسلی با تأثیرگذاری بر فرهنگ و ارزشهای نسل جوان، دیدگاه آنها را نسبت به ارزشمند شمردن سالمندان متزلزل کرده و منزلت و جایگاه سالمندان را تضعیف کرده است. تجربه تضعیف منزلت در سالمندان دارای ویژگیهایی، ازجمله کاهش احترام در برخوردها، مرجعیت تضعیفشده و محدودیت در قدرت و نفوذ است.
کاهش احترام در برخوردها
سالمندان بر این باورند نسل جوان در برخی از رفتارها و برخوردها از رفتار و زبان مؤدبانه استفاده نمیکند. از سوی دیگر در برخی موارد شدیدتر این موضوع به سمت رفتارهای تحقیرآمیز حرکت کرده که با مسئله احترام آنها منافات دارد.
«من یادم نمیآد حتی یکبار تو روی مادر و پدرم وایستاده باشم، ولی الان پسرم یه چیزی میشه سریع صداش رو برای من میبره بالا (م17).»
مرجعیت تضعیفشده
سالمندان طبق تجربههای قبلی خود، انتظار رجوع افراد به آنها به دلیل دانش و تجربه را دارند. تغییرات رخداده، نسل جوان را به سمت اتکا به خود سوق داده است که این موضوع نقش مرجعیت را در سالمندان را تضعیف کرده است.
«فکر میکنم هر چی سن ما بالاتر میره حرف داره حرف بچهها میشه. بچه که بودن از ما یه نظری میخواستن یه مشورتی میگرفتن، ولی الان برعکس شده انگار اونا فکر میکنن بیشتر از ما میدونن (م10).»
محدودیت در قدرت و نفوذ
تجربیات سالمندان نشان میدهد آنها در تأثیرگذاری بر شرایط، وضعیت و افراد جوان نیز با مشکلاتی روبهرو هستند. نسلهای جدید در برآورده کردن نیازهای خود وابستگی بیشتری به خود و منابع خارجی در جامعه دارند که این موضوع قدرت سالمند را در تأثیر و نفوذ بر آنها کاهش داده است.
«خب این خیلی اتفاق میافته؛ من یا پدرشون وقتی درمورد چیزی نظر میدیم اونا قبول نمیکنن. نظر اونا نسبت به ما متفاوته؛ مثلاً پسرم میخواست برای یه مهمونی فامیلها رو دعوت کنه. من گفتم فلانی و فلانی رو هم دعوت کن گفت نه و حرف من رو گوش نکرد. خب من ناراحت شدم که چرا اون کار رو کرد. مهمونی که اصلاً به من خوش نگذشت. همش به فکر این بودم که این اتفاق چرا افتاد و بچه من چرا باید این کار رو میکرد. پیش اون آدمها بعداً خجالت کشیدم. نمیدونستم باید چی بهشون بگم (م2).»
مشارکت محدود در تصمیمگیری
اطلاعات، دانش و تجربه سالمندان، آنها را نسبت به مشارکت در تصمیمگیری حائز شرایط میکند. تغییرات رخداده در جوامع که با افزایش دسترسی به اطلاعات و دانش بهروز برای جوانان همراه بوده است، این شرایط را برای سالمند رقابتی کرده است. سالمندان معتقدند نسل جوان آنها را افرادی با دانش بهروز ندانسته و برای تصمیمگیری کمتر به آنها مراجعه میکنند.
«این بچههای جدیدتر انقدر دیگه همه اطلاعاتشون رو از فضای مجازی گرفتن که خیلی دیگه نمیآن دنبال ارتباط برقرار کردن با ما باشن. آدم وقتی میخواد کاری بکنه و تصمیمی بگیره میره خب از یه نفر که تو اون کار سرشته داره یا تجربه داره میپرسه. نسل جوان برای به دست آوردن اون دانش یا تجربه دیگه به ماها احتیاج ندارن یا اصلاً فکر میکنن ما خیلی چیزا رو نمیدونیم و بلد نیستیم پس سراغ ما هم نمیآن (م3).»
تعارضات بیننسلی
دورههای مختلف زمانی، ویژگی و شرایط منحصربهفرد خود را دارند. افرادی که در یک دوره زمانی زندگی میکنند عموماً تحت تأثیر شرایط، با افراد سایر دورههای زمانی تفاوتهای معناداری ازنظر عقاید، ارزش و رفتار پیدا میکنند. مدرنیزاسیون در سالهای گذشته، تغییرات جوامع را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است. نسلهایی که همزمان با این تغییرات در حال رشد بودهاند تفاوتهای اساسی با نسلهای پیشین خود دارند. از سوی دیگر سرعت تغییرات در جوامع بهشدت بالا بوده؛ بهطوریکه نسلهای سالمند توان تطابق و همگامی با آنها را نداشتهاند. این موضوع زمینه تعارضات بین آنها و نسل جوان را ایجاد کرده است. این تعارضات در ابعاد مختلفی نمود پیداکرده و دارای طیفهای مختلف نیز هست. بهطوریکه آنها تجربههای متفاوتی از عدم توافق، بحث و درگیری را در ارتباطات فردی، خانوادگی و اجتماعی با نسل جوان داشتهاند.
عدم توافق در عقیده، ارزش و رفتار
با عمیق شدن تفاوتها در عقیده، ارزش و رفتار بین نسلهای مختلف، کسب تفاهم بین آنها با مشکلاتی مواجه میشود. تجربه سالمندان نشان میدهد آنها تفاوتهای متنوع و پیچیدهای در عقاید، ارزش و رفتار با نسل جوان دارند و در مواردی در کسب تفاهم بر سر این تفاوتها موفق نیستند.
«من خودم مادرم خیلی سختگیر بود؛ مثلاً بودن کسایی که اون موقع مینیژوب میپوشیدن، ولی مادر من اجازه نمیداد. من خیلی از اون قانونها نمیتونستم بیرون بیام. جرئتش رو نداشتم زیاد مخالفت کنم، ولی بچهها الان اینجوری نیستن. دخترهام خیلی راحت شاید با حرف مخالفت کنن و اونجوری که دلشون بخواد زندگی کنن؛ مثلاً من خیلی موافق جدا زندگی کردنشون نبودم، ولی خب اونا قبول نکردن حتی قبول نکردن با هم زندگی کنن. الان جداجدا دارن مجردی زندگی میکنن (م1).»
بحث در خصوص عقیده، ارزش و رفتار
عدم توافق در عقیده، ارزش و رفتار در بین نسلها میتواند موجب رودررویی آنها شود. این رودرروییها در روابط بیننسلی میتواند ایجادکننده سوءتفاهم و بحث باشد. سالمندان تجربه بحث دررابطهبا درست یا نادرست بودن و پذیرش یا رد نظرات مخالف را دارند. اطلاعات بهدستآمده نشان میدهد بحث در موضوعات حساسی مانند مذهب، سیاست و اخلاق رخداد بیشتری داشته و مردان سالمند تجربههای بیشتری از بروز رویارویی دارند.
«من مسیرم خیابان فرشته است اون مسیر رو که میرم کافیشاپ زیاده. این بچهها رو زیاد میبینم که اونجا یه سیگار دستشونه پیادهرو رو میبندن وایسادن دارن با هم حرف میزنن و بگو بخند میکنن. اونجا که نگاه میکنم میبینم چه رفتارهای متفاوت و خاصی دارن که شاید اصلاً برای من تعریفنشده است. اوایل که میخواستم رد بشم عصبانی میشدم که این چه رفتارهاییه چرا پیادهرو رو بستین من که دیگه نمیتونم برم از خیابون رد بشم. این چه مدل لباس پوشیدنیه. چرا با هم دیگه اینجوری حرف میزنن. چند بار هم باهاشون بحث کردم (م14).»
درگیری در خصوص عقیده، ارزش و رفتار
عدم درک سالمندان و نسل جوان از تفاوتهای همدیگر نسبت به عقاید، ارزش و رفتار، درصورتیکه با تفاهم، کنار آمدن و حل مسئله همراه نباشد، میتواند موجب تنش بین آنها شود. تجربه سالمندان نشان داد وجود این تفاوتها از منابع اصلی درگیری و دعوا بین آنها و نسل جوان است.
«بعضی وقتها فکر میکنم خونهمون تبدیلشده به میدون جنگ. بیشتر مواقع این اتفاق سر مسائل مالی هم میافته. بچهها یا انتظاراتشون زیاده یا دلشون میخواد جوری که خودشون میخوان رفتار کنن. خب خیلی وقتها هم برای من این قابلقبول نیست. بهشون میگم اگه از من داری کمک مالی میگیری پس باید حرف منم گوش بکنی، ولی اونا یه ساز دیگه میزنن و معمولاً هم به دعوا ختم میشه (م21).»
بحث
یافتههای مطالعه حاضر نشان داد سالمندان طی شکاف نسلی بین خود و نسل جوان با چالشهای طردشدگی، تضعیف منزلت و تعارضات بیننسلی روبهرو هستند.
در مطالعه حاضر سالمندان با طردشدگی از سوی نسل جوان روبهرو بودند که طی آن، کنار گذاشته شدن از گروه، جامعه و محیط توسط نسل جوان را تجربه میکردند. مطالعات نشان میدهند در فرهنگهای سنتی، تعاملات سالمند با نسل جوان از اهمیت زیادی برخوردار است. این تعاملات نقش مهمی در حفظ منزلت اجتماعی و احساس هویت سالمندان ایفا میکند که با رخداد شکاف بین نسلها این تعاملات از سوی نسل جوان به دلایل مختلفی کمتر شده یا نادیده گرفته میشود و درنتیجه آن افراد سالمند با احساس طردشدگی روبهرو میشوند [24، 25]. در این راستا، باتلر رابرت در نظریه تبعیض سنی به این مسئله اشاره دارد که وجود نگرشها و باورهای منفی نسبت به سالمندان، بهویژه در میان نسلهای جوانتر، موجب میشود آنها تمایل کمتری به ارتباط با سالمندان داشته باشند و حضور آنها را در فعالیتهای اجتماعی، تصمیمگیریها و تعاملات بیننسلی نادیده بگیرند که این نوع نگرش منجر به حاشیهنشینی و نادیدهانگاری سالمندان میشود [26].
در راستای نتایج بهدستآمده در مطالعه حاضر، مطالعهای که کابلنگا [27] در سال 2017 انجام داد نشان میدهد سالمندان در اثر شکاف بیننسلی دچار تنهایی شده و حمایت نسل جوان را از دست میدهند. این مطالعه نیز نشان میدهد اختلال در ارتباط از مهمترین مشکلات ناشی از شکاف بیننسلی است که سالمندان را بهسوی طردشدگی و تنها شدن سوق میدهد. سالمندان منبع ارتباط برای نسل جوان به شمار نیامده و آنها عموماً تلاشی برای ارتباطسازی با سالمندان نمیکنند. همچنین مفهوم به حاشیه رانده شدن سالمندان در مطالعه اکاس زوسک و همکاران (2024)، همراستا با نتایج مطالعه حاضر است [28]. نتایج این مطالعه نشان داد ترک نسل سالمند، توجه به نیازهای خود و برقراری ارتباط باهم نسلها از سوی نسل جوان، توجه آنها را نسبت به سالمندان کم میکند و این موضوع موجب ایجاد احساس به حاشیه رانده شدن در سالمند میشود.
در فرهنگهای شرقی و اسلامی، احترام به افراد سالمند یک اصل اخلاقی و ارزشی است. رشد سالمندان در این فضا، موجب ایجاد انتظار در آنها برای حفظ این ارزش از سوی نسل جوان شده است [29]. تجارب سالمندان در مطالعه حاضر نشان داد شکاف بیننسلی با تأثیرگذاری بر فرهنگ و ارزشهای نسل جوان موجب شده است دیدگاه نسل جوان نسبت به ارزشمند شمردن سالمندان متزلزل شده و آنها با چالش تضعیف منزلت مواجه شوند. نتایج مطالعه هانگ ساب که در سال 2021 انجام شده است نشان میدهد در کشور کره جنوبی تغییرات اجتماعی، دیدگاه نسل جوان را نسبت به سالمندان تغییر داده و احترام به سالمند طی سالهای گذشته توسط نسل جوان مورد سؤال و چالش قرارگرفته است. تغییرات ساختار خانواده، فردگرایی و اختلافات بیننسلی از عوامل مهیاکننده این شرایط در این مطالعه ذکرشدهاند [30]. نتایج مطالعه حاضر نیز با این مطالعه همراستا بوده و تجربه سالمندان در ایران نشان داد عواملی، مانند اتکا به خود در نسل جوان، تفاوت دیدگاهها و اختلافات از عوامل ایجاد تضعیف منزلت آنها است.
مفهوم تعارضات بیننسلی از دیگر تجربههای سالمندان دررابطهبا شکاف بیننسلی است که حاصل تفاوت عقیده، ارزش و رفتار در بین آنها است. طبق نظریه مانهایم نسلهای مختلف بهدلیل تجربه کردن رویدادهای تاریخی متفاوت در دورههای شکلگیری ذهنیشان، دیدگاهها و ارزشهای متفاوتی دارند. این تفاوتها میتوانند در صورت عدم درک، به تعارضات مختلفی بین نسلهای مختلف منجر شوند [31].
تجربه سالمندان در مطالعه حاضر نیز نشان داد، نسل جوان در ابعاد مختلفی با آنها در عقیده، ارزش و رفتار متفاوت هستند. این تفاوتها در مواردی از سوی طرفین درک نشده و زمینه تعارضات را ایجاد میکنند. نتایج مطالعههای (2017) اوریک و (2024) درا نشان میدهد سالمندان عموماً به شیوه زندگی و عقاید قدیمی عادت داشته و پذیرش ایجاد تغییر در عقیده و رفتار برای آنها آسان نیست؛ بنابراین با نسل جوان که با فرهنگ و ارزشهای متفاوتی رشد پیدا کردهاند تفاوتهایی دارند. این تفاوتها میتواند منبع تنشی بین آنها باشد [32، 33]. در مطالعه حاضر نیز سالمندان به عدم توانایی در تطابق و هماهنگی با نسل جوان اشاره کرده و نتیجه آن را ایجاد تعارض میدانند. همچنین سالمندان در مطالعه حاضر تعارضات در شدتهای مختلفی را تجربه میکردند و در این میان مردان سالمند، تجربه تعارضات متعدد و با شدت بالا را بیشتر داشتند. این در حالی است که مطالعه (2022) نازیا این شرایط را در زنان سالمند بیشتر گزارش میکند [34]. این تفاوت میتواند مربوط به فرهنگ جمعی جوامع باشد. عموماً به علت حاکم بودن فرهنگ مردسالارانه در جامعه ایرانی، پذیرش تفاوتها از سوی مردان سالمند سختتر صورت میگیرد.
نتیجهگیری نهایی
شکاف بیننسلی میان سالمندان و نسل جوان، ازجمله پدیدههای اجتماعی چندبعدی است که میتواند پیامدهای قابلتوجهی بر وضعیت روانی، اجتماعی و کیفیت زندگی سالمندان داشته باشد. یافتههای این پژوهش، ضمن همراستایی با نتایج مطالعات پیشین، نشاندهنده آن است که این شکاف از سوی سالمندان بهمثابه چالشی عمیق با ابعاد چندبعدی درک میشود. این چالش با بروز طردشدگی، تضعیف منزلت و تعارضات بیننسلی برای سالمند همراه است که میتواند پیامدهایی منفی برای سالمندان ایجاد کرده و سطح سلامت و کیفیت زندگی آنها را تحت تأثیر قرار دهد. چشمانداز حاصل از مطالعه حاضر دررابطهبا چالشهای ایجادشده برای سالمندان که ناشی شکاف نسل است ضرورت طراحی، ارائه و اجرای راهکارهای مناسب را نمایان میکند. از سوی دیگر سالمندان بهعنوان یکی از گروههای آسیبپذیر جامعه، نیازمند حمایتهای اجتماعی، فرهنگی و روانی گستردهتری هستند. توجه به شکاف بیننسلی و تلاش برای کاهش آن، ضرورتی جدی به شمار میرود. در این راستا، پیشنهاد میشود در مطالعات آتی محققین، مطالعاتی را برای تحلیل پیامدهای روانشناختی ناشی از چالشهای شکاف بیننسلی در سالمندان، برای ارائه مداخلات مؤثر انجام دهند. همچنین طراحی و اجرای مطالعاتی که به بررسی مداخلات مناسب برای شناسایی برنامههایی در جهت کاهش شکاف بیننسلی است ضروری است. از سوی دیگر تدوین و اجرای برنامههایی در بستر جوامع با هدف تقویت پیوندهای بیننسلی، ایجاد بسترهای مناسب برای تعامل و تبادل تجربه میان نسلها میتواند گامهایی اساسی در جهت کاهش شکاف بیننسلی و جلوگیری از ایجاد گسست بیننسلی باشد.
موضوع شکاف بیننسلی و پیامدهای آن برای سالمندان، بهدلیل جنبههای عاطفی و اجتماعی آن، ممکن است با نوعی احساس شرم یا انگ همراه باشد. درنتیجه ممکن است برخی از مشارکتکنندگان، بهویژه در بیان تجربههای منفی یا احساسات ناخوشایند خود، احتیاط کرده و از بیان کامل واقعیتها خودداری کرده باشند. این موضوع، محدودیت مطالعه حاضر به شمار میآید. برای مدیریت این محدودیت توضیحاتی دررابطهبا عمومی و همگانی بودن شکاف بیننسلی در میان سالمندان، به مشارکتکنندگان داده میشد.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
مطالعه حاضر توسط کمیته اخلاق دانشگاه علومپزشکی شهید بهشتی تهران (IR.SBMU.PHARMACY.REC.1402.012) بررسی و تأیید شد. اهداف و روش مطالعه برای شرکتکنندگان توضیح داده شد. رضایت آگاهانه از شرکتکنندگان قبل از شروع مطالعه و ضبط مصاحبهها گرفته شد. شرکتکنندگان آزاد بودند که به اراده خود وارد مطالعه و خارج شوند. محرمانه بودن اطلاعات به مشارکتکنندگان اطلاع داده شد.
حامی مالی
این مقاله برگرفته از رساله دکتری افسانه پورملامیرزا در دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است که توسط معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تأمین مالی شد.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی: افسانه پورملامیرزا، وحید زمانزاده و لیلا ولیزاده؛ روششناسی، تحقیق و بررسی، تحلیل، نگارش پیشنویس، ویراستاری و نهاییسازی نوشته و بصریسازی: همه نویسندگان؛ اعتبارسنجی: وحید زمانزاده، لیلا ولیزاده و افسانه پورملامیرزا؛ منابع: افسانه پورملامیرزا؛ نظارت و مدیریت پروژه: وحید زمانزاده؛
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
از معاونت پژوهشی دانشگاه علومپزشکی شهید بهشتی و همه شرکتکنندگان قدردانی میشود.