جمعیت جهان درحال پیر شدن است و افراد با بیشتر شدن عمر بهمدت طولانیتری در دوران سالمندی به سر میبرند [1] و به انواع بیماریها، ازجمله زوال عقل مبتلا میشوند [2]. این مسئله بهعنوان یک مشکل بهداشت جهانی، خسارت سنگینی بر افراد جامعه و اقتصاد وارد کرده است [3]. بیماری آلزایمر بهعنوان مهمترین و شایعترین علت زوال عقل، نوعی اختلال مزمن، پیچیده و پیشرونده عصبی است که سبب از دست رفتن تدریجی حافظه، تغییرات شخصیتی و اختلال در انجام فعالیتهای روزانه بیمار میشود و یک نگرانی عمده برای کشورهایی با جمعیت در حال رشد سالمندان است [4].
تقریباً 1 درصد از افراد 65 سال به بالا و نیمی از افراد بالای 85 سال به این بیماری مبتلا هستند. در ایران بیش از 1 میلیون مبتلا به آلزایمر وجود دارد که هر 7 دقیقه 1 نفر به آلزایمر مبتلا میشود و هزینه ماهانه یک فرد مبتلا به دمانس بین 5 تا 15 میلیون تومان بسته به مرحلهای که بیمار در آن قرار دارد برآورد میشود [5]. استان مرکزی بعد از استان گیلان و مازندران بیشترین آمار سالمندی کشور را دارد. براساس آمار 63 درصد از سالمندان در شهرها و 37 درصد سالمندان در روستاها زندگی میکنند. استان مرکزی از نظر ابتلا به بیماری آلزایمر جزء 5 استان اول کشور است [6].
در سالمندان مبتلا به آلزایمر، معمولاً فقدان حافظه، اولین علامتی است که بروز میکند. بااینحال حافظه دور، عملکرد بهتری نسبت به حافظه نزدیک دارد. پیامدها و عوارض بیماری آلزایمر، ازجمله تغییرات روانشناسی و روانپزشکی در کنار اختلال در فعالیتهای روزمره زندگی، اختلال در حافظه و سایر عملکردهای شناختی (قضاوت و تفکر و غیره) بیماران را نیازمند یاری و نظارت مراقبین بر فعالیتهای روزمره آنان میکند [7]. این بیماران برای ادامه زندگی، نیازمند مراقبت زیادی هستند. بیشتر افراد مبتلا به آلزایمر، حداقل یک مراقبتکننده و یا حمایتکننده دارند که معمولاً همسر یا خویشاوند بیمار هستند. در فرایند مراقبت از بیماران مزمن، غالباً مراقبین، مراقبت از سالمندان را تجربهای پراسترس میدانند. برخی عوامل فردی بیمار بر سطح استرس مراقبین تأثیر میگذارد، مانند تخریب شناختی، اضطراب، تغییرات شخصیتی، از دست دادن حافظه، مشکلات ارتباطی، ناتوانی در انجام فعالیتهای روزانه زندگی، علائم روانی و نیز مشکلات رفتاری بیمار [4].
مراقبین بیماران مبتلا به آلزایمر ممکن است با مشکلاتی از قبیل افسردگی، اضطراب، خشم، ترس، فقدان خواب، خستگی شدید، مشکلات جسمی و مشکلات مالی مواجه شوند [8]. افسردگی از پیامدهای رایج در مراقبان خانوادگی سالمندان آلزایمر است. چالشهایی که مراقبان بیماران آلزایمری با آنها مواجه هستند، چندوجهی است که شامل فشار عاطفی، خستگی جسمی، استرس مالی، انزوای اجتماعی و غیره است. برای حمایت از این مراقبان، شناخت بار عظیمی که بر دوش دارند ضروری است [9].
پژوهشهایی که درزمینه مراقبان خانوادگی مبتلایان به آلزایمر صورت گرفته است، از استرس بالای مراقبان خبر میدهد. براساس یک پژوهش وسیع، 80 درصد از مراقبان از استرس شدید رنج میبرند [10]. یافتههای مطالعات اپستین و همکاران [11]، ماهونی و همکاران [12] و آگوگلیا و همکاران [13] سطح بالایی از استرس را در مراقبان خانوادگی مبتلایان به آلزایمر نشان دادند. وینالیو و کانون [14] با انجام فراتحلیلی روی 84 مقاله پیرامون مراقبان خانوادگی مبتلایان به آلزایمر دریافتند مراقبان سطوح بالایی از استرس را تجربه میکنند.
ازجمله پژوهشهای انجامشده درمورد مراقبان سالمندان، میتوان به این پژوهشها اشاره کرد: «اثربخشی آموزش سرمایههای روانشناختی بر استرس ادراک شده و انسجام روانی مراقبان سالمند» [15]، «تأثیر آموزش شفقتدرمانی بر افسردگی و فشار مراقبتی در مراقبان سالمندان مبتلا به آلزایمر» [15، 16]. «اثربخشی آموزش ذهنآگاهی بر فشار مراقبتی و خستگی ناشی از شفقت در مراقبان بیماران» [17]. «اثربخشی درمان تلفیقی بر مراقبان از بیماران مبتلا به دمانس» [18]. «اثربخشی دارودرمانی بر مراقبان غیررسمی بیماران مسن مبتلا به زوال عقل» [19]. «شیوع افسردگی و اضطراب در گروهی از مراقبان سالمند چینی در خانه سالمندان» [4] و «نیازهای مراقبین غیررسمی از سالمندان» [20]؛ بنابراین پژوهشی که آموزش راهبردهای مقابلهای را بر ناگویی هیجانی و تابآوری مراقبان خانوادگی سالمندان مبتلا به آلزایمر بررسی کرده باشد توسط پژوهشگران به دست نیامد که این بیانگر ضرورت پژوهش حاضر است.
پژوهشها نشان میدهد مراقبان سالمندان مبتلا به آلزایمر در مقایسه با افراد گروه کنترل، بیشتر دچار آشفتگیهای هیجانی، ازجمله اضطراب و افسردگی میشوند [1]. پژوهشها گزارش کردهاند افسردگی در ارتباط بین ناگویی هیجانی و جسمانیسازی نقش واسطهای ایفا میکند. پژوهشگران نشان دادهاند ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به اختلالهای اضطرابی بیشتر است و بین اضطراب با ابعاد دشواری در شناسایی و توصیف احساسات ارتباط مثبت وجود دارد [21]. ناگویی هیجانی یکی از عوامل خطر برای تجربه واکنشهای روانشناختی مانند اضطراب و افسردگی است. اضطراب و افسردگی میتوانند باعث کاهش کیفیت زندگی شوند. ناگویی هیجانی به توانایی محدود فرد برای درک، پردازش و یا توصیف احساسات خود اشاره دارد [22] و از چهار عامل عمده دشواری در تشخیص احساسات و تمایز آنها از برانگیختگیهای بدنی و هیجانی، دشواری در توصیف احساسات برای دیگران، فرایندهای تجسمی محدود همراه با کاهش خیالپردازیها و سبک شناختی با جهتگیری بیرونی تشکیل شده است. ناگویی هیجانی در بسیاری از بیماران روانتنی مشاهده میشود. شکایت اصلی بیماران روانتنی هنگام مراجعه به پزشک، ناگویی هیجانی نیست، بلکه این مشکل را در جسم بیمار خود نشان میدهند و بهجای توصیف احساسات خود به شرح جزئیات میپردازند. این افراد تمایل دارند در عوض بیان هیجانها به توصیف وقایع محیطی بپردازند [23]. ناگویی هیجانی، آسیبپذیری فرد آسیبپذیر نسبت به بیماریهای جسمانی را تشدید میکند. این نظریه که ناتوانی در روند هیجانی و شناختی، استعداد ابتلا به بیماری را تشدید میکند، با اساس طب روانتنی مطابقت دارد. ناگویی هیجانی، با شاخصهای سلامت بهطورکلی و مشکلات جسمانی، مانند مسائل مرتبط با فشارخون اساسی و ابعاد مربوط به درد و ناراحتی جسمانی ارتباط دارد. ازآنجاکه ناگویی هیجانی منعکسکننده نقص در پردازش شناختی هیجانهاست، میتواند زمینه ابتلای فرد به علائم روانشناختی و جسمانی را فراهم کند و از این طریق منجر به کاهش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در مراقبین شود [24]. همچنین از دیگر متغیرهای مرتبط با سلامت روانی مراقبان بیماران سالمند، تابآوری آنها در شرایط اضطراب، تنش و فشار است. مراقبین زمانی میتوانند بر استرس مراقبت از بیمار مبتلا به اختلال روانی غلبه کنند و سلامت خود و خانواده را حفظ کنند که تابآور باشند. انجمن روانشناسی آمریکا تابآوری را فرایند سازگاری موفق در مواجهه با ناسازگاری، آسیب، تراژدی، تهدید و منابع استرس یا گذر موفق از تجربههای دشوار تعریف میکند [25]. عواملی نظیر فشار ناشی از مراقبت، اختلال در عملکرد خانواده، احساس انگ خوردن و وابستگی بیمار، بر تابآوری مراقبین تأثیر منفی میگذارد [26]. با وجودی که تعداد زیادی از مطالعات توصیفی نشان میدهند مراقبین بیماران مزمن، ازجمله دمانس بار مراقبتی متوسط تا شدیدی را متحمل میشوند و به دلیل ماهیت این بیماری مزمن، بار مراقبتی در طی زمان طولانی وجود دارد، وجود مداخلات در این زمینه لازم به نظر میرسد. روشهای بسیاری برای مقابله با استرس وجود دارد. بسیاری از این روشها ماهیت روانشناختی دارند. افراد متفاوت باتوجهبه ویژگیهای شخصیتی خود، هریک روشی را برای مقابله با استرس برمیگزینند. برخی سعی میکنند به مشکلات زندگی با دید مثبت بنگرند، بعضی به دنبال حمایتهای اجتماعی میگردند و عدهای دیگر از آن میگریزند. بهکارگیری راهبرهای مقابلهای مناسب به مردم کمک میکند تا با استرس و تأثیرات ناشی از آن کنار بیایند [27].
حمایتهای اجتماعی از خانوادههای این بیماران در کشور ما ضعیف بوده و به همین دلیل مراکز نگهداری و مراقبت کمی برای این نوع بیماران دایر است و اغلب هزینههای گزاف موجب میشود نگهدارندگان این بیماران از خانوادههای آنها باشند که این موضوع نیز بر مشکلات آنها اضافه خواهد کرد و در این بین ارائه آموزشهایی که فشار و استرس ناشی از مشکلات را برای مراقبان آنها کمتر کند اهمیت پیدا خواهد کرد [28]. باتوجهبه خلأ موجود در پژوهشهای بررسیشده و اهمیت ارائه آموزشها و روشهای درمانی مفید برای این افراد، سؤال اساسی مطرحشده در این پژوهش این است که آیا آموزش راهبردهای مقابلهای بر ناگویی هیجانی و تابآوری مراقبان خانوادگی سالمندان دچار دمانس آلزایمر اثربخش است؟
روش مطالعه
جامعه آماری پژوهش کلیه مراقبان بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر در انجمن آلزایمر استان مرکزی شهرستان اراک در سال 1403 بودند. به روش نمونهگیری هدفمند و دردسترس، تعداد 30 شرکتکننده از مراقبتکنندگان بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر انجمن آلزایمر استان مرکزی انتخاب شدند. این تعداد به 2 گروه (15نفری) براساس گمارش تصادفی تقسیم شدند. از ملاکهای ورود میتوان به دامنه سنی 25 تا 50 سال، حداقل تحصیلات دیپلم، تمایل به شرکت در جلسات آموزشی و مراقبت خانوادگی از سالمند با دمانس آلزایمر بیش از 1 سال و عدم کسب نمره خیلی پایین یا خیلی بالا به دلیل آموزشی بودن پروتکل در متغیرهای وابسته، اشاره کرد. مبتلا بودن به اختلالات روانی، ازجمله روانپریشها، رواننژندها، شرکت در جلسان آموزشی روانی دیگر، غیبت بیش از 3 جلسه در جلسات درمانی و عدم همکاری لازم در دوره آموزشی از معیارهای خروج در نظر گرفته شد.
ابزار
پرسشنامه ناگویی هیجانی
پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (1994) یک آزمون 20 سؤالی است و 3 زیرمقیاس دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر عینی را در مقیاس 5 درجهای لیکرت از نمره 1 (کاملاً مخالف) تا نمره 5 (کاملاً موافق) میسنجد. ویژگیهای روانسنجی مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو در پژوهشهای متعدد بررسی و تأیید شده است. در نسخه فارسی مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو، ضرایب آلفای کرونباخ برای ناگویی هیجانی 0/85 محاسبه شد که نشانه همسانی درونی خوب مقیاس است. پایایی بازآزمایی مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو در یک نمونه 67 نفری در 2 نوبت با فاصله 4 هفته 0/77 به دست آمد و تأیید شد [29]. ضریب اعتبار پرسشنامه در پژوهش حاضر به روش ضریب آلفای کرونباخ 0/83 به دست آمد.
پرسشنامه تابآوری
پرسشنامه تابآوری کانر ودیویدسون (2003) شامل 25 سؤال است و توسط کانر و دیویدسون (2003) جهت اندازهگیری قدرت مقابله با فشار و تهدید، تهیهشده است. پاسخدهی براساس طیف لیکرت 5 درجهای ارزیابی میشود. بدینصورت که کاملاً نادرست (نمره صفر) و همیشه درست (نمره 4) میگیرد. ضریب اعتبار آزمون به روش آلفای کرونباخ در جامعه ایرانی 0/93 به دست آمد [8]. ضریب اعتبار پرسشنامه در پژوهش حاضر به روش ضریب آلفای کرونباخ 0/91 به دست آمد.
شیوه نامه آموزش
راهبردهای مقابلهای عموماً یا سازگارانه هستند (مسئلهمدار) و یا ناسازگارانه (هیجانمدار و راهبرد اجتنابی). راهبردهای ناسازگارانه نهتنها در کاهش ناگویی هیجانی و افزایش تابآوری مراقبان خانوادگی سالمندان مبتلا به آلزایمر، اثربخشی مثبتی ندارند، بلکه خود این نوع واکنش، منبع فشار به شمار میرود و شرایط را بدتر میکند [30]. پروتکل حاضر تأکید بر راهبردهای مقابلهای سازگارانه دارد که به عقیده ویلکس و همکاران [31]، وقتی مراقبان خانوادگی از راهبردهای سازگارانه استفاده میکنند، انعطافپذیری آنها افزایش مییابد و وقتی از راهبردهای مقابلهای ناسازگارانه استفاده میکنند (هیجانی و اجتنابی) انعطافپذیری آنها کاهش مییابد؛ بنابراین شیوهنامه حاضر تأکید بر راهبرد سازگارانه دارد.
نحوه اجرا
باتوجهبه سابقه کار پژوهشگر با سالمندان مبتلا به دمانس آلزایمر، هماهنگیهای لازم با انجمن آلزایمر استان مرکزی به عمل آمد. از 43 سالمند مبتلا به دمانس آلزایمر، مراقبان 30 سالمند مبتلا به دمانس آلزایمر که در دسترس بودند انتخاب شدند. این 30 مراقب شرکتکننده، از 2 مؤسسه نگهداری سالمندان انتخاب شدند (هر مؤسسه 15 شرکتکننده). بهطور تصادفی مشخص شد مراقبان سالمند مبتلا به دمانس آلزایمر کدام مرکز، بهعنوان گروه آزمایش انتخاب شوند. دلیل عدم انتخاب شرکتکنندگانی از هر دو مرکز برای گروه آزمایش و گروه کنترل، جلوگیری از تداخل اعمال آزمایشی بهعنوان عوامل تهدیدکننده روایی درونی بود. اعضای گروه کنترل بعد از اتمام جلسات آموزشی گروه آزمایش، با رعایت همه مواردی که برای آموزش گروه آزمایش صورت گرفته بود مورد آموزش قرار گرفتند. (از تعداد 15 شرکتکننده گروه کنترل، 2 شرکتکننده آموزش را از جلسه چهارم و ششم به بعد ترک کردند). ابتدا در یک جلسه پیشگروهی، هدف از تشکیل گروه و آموزش ارائه شد و مطالبی درمورد رضایت آگاهانه اعضا و رازداری ارائه شد. در این جلسه درمورد روزهای آموزش و ساعت حضور توافق شد؛ بنابراین تشکیل گروه در روزهای زوج (دوشنبه و چهارشنبه) از ساعت 16 تا 18 به تأیید اعضای شرکتکننده رسید. پیشآزمون در اولین جلسه گروهی گرفته شد (
جدول شماره 1).
روشهای آماری
برای تجزیهوتحلیل دادههای جمعآوریشده، از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شد. در بخش آمار توصیفی از میانگین و انحرافمعیار و در بخش آمار استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تحلیل کوواریانس تکمتغیری، با رعایت مفروضههای آزمون، ازجمله آزمون شاپیرو ویلک، آزمون لون و آزمون امباکس استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادههای جمعآوریشده از نرمافزار آماری SPSS نسخه 26 استفاده شد.
یافتهها
اطلاعات توزیع فراوانی نمونه موردمطالعه به تفکیک جنسیت، سن، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل و مدت مراقبت نشان داد در گروه آزمایشی 6 شرکتکننده (40 درصد) در دامنه سنی 20 تا 35 سال، 4 شرکتکننده (27 درصد) در دامنه سنی30 تا 35 سال، 3 شرکتکننده (20 درصد) وجود دارد که بهطورکلی شرکتکنندگان در دامنه سنی 35 تا 40 سال و 13 درصد بالای 40 سال بودند. 13 درصد (2 شرکتکننده) دارای مدرک دیپلم، 40 درصد (6 شرکتکننده) دارای مدک فوق دیپلم و 47 درصد دارای مدرک لیسانس بودند. 60 درصد شرکتکنندگان مجرد بودند. 47 درصد (7 شرکتکننده) مراقبین بهمدت 1 سال، 33 درصد (5 شرکتکننده) بهمدت 1 تا 4 سال و 20 درصد بیش از 4 سال از سالمند خود مراقبت میکردند. در گروه کنترل 5 شرکتکننده (33 درصد) در دامنه سنی 20 تا 35 سال، 7 شرکتکننده (47 درصد) در دامنه سنی 30 تا 35 سال و 3 شرکتکننده (20 درصد) در دامنه سنی بالای 35سال بودند. 20 درصد (3 شرکتکننده) دارای مدرک دیپلم، 33 درصد (5 شرکتکننده) دارای مدک فوق دیپلم و 47 درصد دارای مدرک لیسانس بودند. 67 درصد شرکتکنندگان مجرد بودند. 53 درصد (8 شرکتکننده) مراقبین بهمدت 1 سال، 27 درصد (4 شرکتکننده) بهمدت 1 تا 4 سال و 20 درصد بیش از 4 سال از سالمند خود مراقبت میکردند.
نتایج آزمون شاپیرو ویلک نشان داد نمرههای متغیر ناگویی هیجانی در گروه آموزش (0/21=z و 15=df و 0/07=p) و گروه کنترل (0/20=z و 15=df و 0/1=p) و همچنین متغیر تابآوری در گروه آموزش (0/21=z و 15=df و 0/08=p) و گروه کنترل (0/21=z و 15=df و 0/09=p) از توزیع بهنجار برخوردار است. نتایج آزمون لون نشان داد سطح معناداری برای متغیر ناگویی هیجانی 1/84=F و 1/28=df
1 و 0/18=P
2 و برای متغیر تابآوری 0/61=F و 1/28=df
1 و 0/44=P
2 است و بیانگر همگنی واریانس بینگروهی است. دو گروه در مرحله پیشآزمون در ناگویی هیجانی و تابآوری با یکدیگر ازطریق آزمون تی مستقل مقایسه شدند. نتایج نشان داد در هر دو متغیر بین دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد (p≤0/05 و 2/04=جt و 28=df و 0/59=مt =ناگویی هیجانی، p≤0/05 و 2/04=جt و 28=df و 1/16=مt= تابآوری) (
جدول شماره 2).
جدول شماره 3 درمورد نتایج چندمتغیری است.

نتایج آزمون ویکلز نشان میدهد اثر چندمتغیری معناداری بین گروهها (گروه آموزش و گروه کنترل) وجود دارد (49/52=F
2،25و 0/001 و 0/80=V).
باتوجهبه اینکه آموزش اثربخشی معنیداری داشته است به بررسی نتایج تکمتغیری و یا بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای مقابلهای بر ناگویی هیجانی و تابآوری مراقبت کنندگان بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر به طور مستقل پرداخته شد.
نتایج جدول شماره 4 تفاوت بین میانگین گروه آموزش و کنترل را در متغیرهای وابستههای ناگویی هیجانی و تابآوری نشان میدهد.

همانطور که نتایج نشان میدهد تفاوت معنیداری بین میانگین ناگویی هیجانی گروه آزمایش و کنترل وجود دارد (59/97=F2،42 و 0/001<p و 0/70=V). همچنین تفاوت معنیداری بین میانگین تابآوری گروه آزمایش و کنترل وجود دارد (31/72= F2،42 و 0/001<p و 0/55=V).
بحث
پس از تجزیهوتحلیل اطلاعات، نتایج آزمون ویکلز نشان داد اثر چندمتغیری معناداری برای گروهها (گروه آموزش و گروه کنترل) وجود دارد؛ بنابراین آموزش راهبردهای مقابلهای بر متغیرهای ناگویی هیجانی و تابآوری در مراقبتکنندگان بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر اثربخش بوده است. نتایج این پژوهش با نتایج پژوهش صدیقی و همکاران درمورد اثربخشی شفقتدرمانی بر افسردگی مراقبان سالمندان آلزایمری و نتایج پژوهش قدمپور و همکاران با هدف اثربخشی شفقتدرمانی بر تابآوری مراقبان سالمندان همسو است [16، 32]. باتوجهبه نتایج، آموزش راهبردهای مقابلهای بر ناگویی هیجانی 70 درصد و بر تابآوری 55 درصد اثربخش بوده است. پژوهشها نشان میدهد مراقبان سالمندان مبتلا به آلزایمر در مقایسه با افراد گروه کنترل، بیشتر دچار آشفتگیهای هیجانی، ازجمله اضطراب و افسردگی میشوند [33].
در تبیین این نتایج میتوان گفت بسیاری از افراد سالمند به دلیل سیاستهایی، مانند مشکلات مالی دولتها در تأمین مالی سیستم مراقبتهای بهداشت عمومی و بالا بودن هزینههای خدمات خصوصی، مذهب، ساختارهای اجتماعی و سنتهای فرهنگی در خانهها توسط مراقبین خانوادگی تحت مراقبت قرار میگیرند [7]. مراقب خانوادگی، مسئول رسیدگی و نظارت بر نیازهای روزانه، پشتیبانی جسمی، عاطفی و اغلب اوقات مالی شخص دیگری است که به دلیل بیماری، آسیبدیدگی یا ناتوانی قادر به مراقبت از خود نیست. مراقب خانوادگی گاهی اوقات با عنوان «مراقب غیررسمی» توسط متخصصان برای توصیف اعضای خانواده یا دوستانی که در خانه بهطور معمول بدون حقوق به کار مراقبت میپردازند استفاده میشود. مراقبت از سالمندان توسط خانواده شکل سنتی مراقبت از سالمندان است. تا به امروز، این مدل اصلی مراقبت از سالمندان باقی مانده است. بااینحال در سالهای اخیر، با تحرک جمعیت، تغییر در ساختار خانواده، کوچک شدن اندازه خانوارها، شهرنشینی و افزایش فشارهای کاری، تضعیف تدریجی عملکردهای مراقبت از سالمندان خانواده رخ داده است. برخی مراقبین در قبال سالمند، احساس فشار زیادی دارند، درحالیکه برخی دیگر با وجود مسئولیتها و پاسخگویی زیاد، سازگاری و انعطاف بیشتری دارند. مطالعات، چنین تفاوتهایی را به برخی ویژگیها، همچون تابآوری نسبت میدهند. دلیل تجربه بهتر افراد تابآور ازآنروست که میتوانند با کاهش میزان فشار، سلامت جسمی و روانی خود را بهبود دهند. تابآوری این امکان را به مراقبین بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر میدهد تا به درک بهتری برسند و واکنشهای مناسبی را در شرایط چالشبرانگیز داشته باشند و سیستمهای بهداشتی میتوانند با مورد توجه قرار دادن راهکارهای آموزشی جهت ارتقای سازگاری مراقبین خانوادگی سالمندان آلزایمری موجب عملکرد بهتر آنان شوند که نتایج مفیدی را به همراه دارد [34]. مراقبین زمانی میتوانند بر استرس مراقبت از بیمار مبتلا به اختلال روانی غلبه کنند و سلامت خود و خانواده را حفظ کنند که تابآور باشند [35]. نتایج مطالعه احمدی و شریفی درمندی (1392) نشان داد مراقبین با توان تابآوری کمتر نسبت به افراد دارای تابآوری بیشتر، به دلیل مشکلات جسمی، مراجعات بیشتری به پزشک دارند [29]. تابآوری موجب افزایش خودمراقبتی مراقبین شده و میتواند منجر به تغییرات مطلوب در عادات و سبک زندگی شده و توان فرد را برای مقابله با استرسهای مربوط به مراقبت از سالمند افزایش و احتمال بروز مشکلات جسمانی را کاهش میدهد. بهعلاوه افراد تابآورتر، روابط اجتماعی بهتری با دیگران دارند و در فعالیتهای اجتماعی خود موفقتر عمل میکنند [34]. باورهای افراد درباره تواناییهایشان در اینکه آنها در موقعیتهای تهدیدکننده چه مقدار تنیدگی و افسردگی را تجربه کنند، تأثیر بسزایی دارند. درواقع بهواسطه تفکر ناکارآمد، افراد احساس استیصال و درماندگی کرده و سطح اضطراب و افسردگی در آنها افزایش مییابد. برایناساس مراقبین سالمندان، با افزایش تابآوری در اثر آموزش راهبردهای مقابلهای، میتوانند نسبت به چگونگی پردازش روانشناختی و هیجانی خود احساس توانمندی کنند و برنامهریزی سازمانیافتهتری را برای زندگی خود ترسیم کرده و برایناساس تابآوری بهتری را نیز در زندگی تجربه کنند [36].
همچنین مراقبین سالمندان درصورتیکه دچار ناگویی هیجانی باشند در مراقبت از سالمندان با مشکلاتی روبهرو هستند؛ زیرا ناگویی هیجانی نوعی نقص و نارسایی خلقی است که باعث ناتوانی در پردازش شناختی اطلاعات هیجانی و تنظیم هیجانها میشود [22]. براساس نتایج مطالعات، برنامههای آموزشی مداخلهای برای مراقبین بیماران تأثیر مثبتی بر کاهش بار مراقبتی آنها دارد [1]. ناگویی هیجانی میتواند به افزایش انزوای عاطفی، کاهش توانایی مقابله با استرس و تشدید مشکلات روانشناختی، همچون افسردگی منجر شود. علاوهبراین ناگویی هیجانی ممکن است تعاملات اجتماعی مراقبان را مختل کرده و بر روابط خانوادگی آنها تأثیر منفی بگذارد. مطالعات نشان دادهاند مراقبانی که از ناگویی هیجانی رنج میبرند، در مقایسه با دیگران بیشتر دچار افسردگی و اضطراب میشوند و بهطورکلی کیفیت زندگی پایینتری دارند [32].
پژوهشها گزارش کردهاند افسردگی در ارتباط بین ناگویی هیجانی و جسمانیسازی نقش واسطهای ایفا میکند. پژوهشگران نشان دادهاند ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به اختلالهای اضطرابی بیشتر است و بین اضطراب با ابعاد دشواری در شناسایی و توصیف احساسات ارتباط مثبت وجود دارد. ناگویی هیجانی، آسیبپذیری فرد آسیبپذیر نسبت به بیماریهای جسمانی را تشدید میکند [32]. ناگویی هیجانی، با شاخصهای سلامت بهطورکلی و مشکلات جسمانی، مانند مسائل مرتبط با فشار خون اساسی، ابعاد مربوط به درد و ناراحتی جسمانی ارتباط دارد. مراقبین اغلب به دلیل تمرکز شدید بر نیازهای بیمار، از توانایی شناسایی و ابراز احساسات خود غافل میمانند. آموزش راهبردهای مقابلهای با ارتقای آگاهی هیجانی و آموزش تکنیکهایی برای بیان احساسات، توانسته است ناگویی هیجانی مراقبین را کاهش دهد. آموزش راهبردهای مقابلهای، با تقویت تواناییهای مقابلهای و کاهش انتظارات غیرواقعی، بار روانی مراقبین را کاهش میدهد و آگاهی و بیان هیجانات را در مراقبین بهبود میبخشد. ناگویی هیجانی که به دلیل سرکوب احساسات در طولانیمدت رخ میدهد، در میان مراقبین بسیار شایع است. این درمان با آموزش تکنیکهای خودآگاهی و پذیرش هیجانات، به بهبود مهارتهای تنظیم هیجانی کمک کرده است [16].
مجموعه این عوامل مشخص میکند مراقبین خانوادگی این بیماران نیازمند آموزش، حمایت، پشتیبانی و راهبردهای مقابلهای هستند. راهبردهای مقابلهای نقش مهمی در مدیریت موقعیتهای تنشزا و کاهش تنش ایفا میکنند و به سازگاری بیشتر در فرد منجر میشوند؛ بنابراین میتوان با استفاده از آموزش، راهبردهای مقابلهای تابآوری و ناگویی هیجانی در مراقبین سالمندان را بهبود بخشید [37]. طبق نظر دنت راهبردهای سازگارانه از ویژگیهای افراد تابآور است. آموزش راهبردهای مقابلهای سازگارانه به افراد توانایی حل مسئله و مهارت حل تعارض میدهد. این افراد انعطافپذیرتر میشوند. همچنین در آموزش راهبردهای مقابلهای چگونگی ارزیابی مراقبان از فشار مراقبتی بیشتر مورد توجه است؛ زیرا این مداخله نهتنها به تغییر عوامل استرسزا در محیط مربوط میشود، بلکه به این نکته نیز مربوط میشود که چگونه مراقبان بهطور ذهنی آن مشکلات را ارزیابی میکنند و این امر بر سلامت روان آنان تأثیر میگذارد. همچنین تمرین آموزش راهبردهای مقابلهای میتواند به مراقبان کمک کند تا از افکار منفی خود دور شوند؛ درنتیجه از فشار روانی مراقبتی کاسته شود. در آموزش راهبردهای مقابلهای، شخص میآموزد با تکنیکهایی که مربوط به تجربه کردن لحظه حال است، بهطور موقت از نگرش و باورهای خود که ریشه در گذشته دارد و متأثر از ترسها و نگرانیهای آینده است رها شود [38]. بدینترتیب کاهش نگرانی درمورد مراقبت از بیماران میتواند از فشار مراقبتی مراقبین بکاهد.
از محدودیتهای پژوهش حاضر باتوجهبه روش و نوع طرح بهکاررفته میتوان به کنش متقابل میان گزینش و بلوغ در روایی بیرونی و اثر پیشآزمون بر متغیر مستقل، در روایی درونی اشاره کرد. محدودیت دیگر پژوهش عبارت است از اینکه یافتهها مربوط به مراقبان خانوادگی در شهر اراک است؛ بنابراین در تعمیم نتایج به مراقبان رسمی باید احتیاط کرد. باتوجهبه اهمیت حضور و جایگاه مراقبین در مراقبت از بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر و نتایج مطالعه حال حاضر، به مربیان پرستاری و مدیران مؤسسههای نگهداری از سالمند پیشنهاد میشود آموزش راهبردهای مقابلهای بهصورت جزوه یا کتابچه در اختیار پرستاران بالینی سالمندان قراربگیرد تا بتواند بهعنوان راهنمایی در جهت کمک و آموزش به خانوادهها و مراقبین بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر استفاده شود. همچنین یافتههای این پژوهش میتواند بهعنوان رهنمودی برای مسئولین آموزش پرستاری سالمندی باشد تا روشهای غیردارویی و غیرتهاجمی که بر زندگی مراقبین مؤثر است، شناسایی شود و مد نظر قرار بگیرد. در این بین باید آموزشهای روانشناختی و بهخصوص راهبردهای مقابلهای که طیف وسیعی از آموزشها را دربر میگیرد در برنامه آموزشی گنجانده شود. مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای مقابلهای بر ناگویی هیجانی و تابآوری مراقبان رسمی و غیررسمی سالمندان آلزایمر، ازجمله پیشنهادهای پژوهشی است.
نتیجهگیری نهایی
باتوجهبه اهمیت و نقش آموزش مهارتهای مقابلهای در کاهش ناگویی هیجانی و افزایش تابآوری مراقبین بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر و اهمیت نقش مددکاران اجتماعی و روانشناسان در آموزش این مهارتها به خانواده و مراقبین بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر، یافتههای این پژوهش در سطوح بالینی، آموزشی و مدیریتی کاربرد دارد.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
پژوهش حاضر دارای تأییدیه کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک با کد اخلاق (IR.IAU.ARAK.REC.1403.251) است.
حامی مالی
این مقاله برگرفته از پایاننامه کیمیاسادات ایمانی ملایری دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمین است و هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان بهطور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها، تفسیر نتایج و تهیه پیشنویس مقاله مشارکت داشتند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از انجمن آلزایمر اراک و مراقبان خانوادگی که در این مطالعه شرکت کردند، به خاطر همکاری و صرف وقتشان تشکر میکنند.