مقدمه
بیماریهای قلبیعروقی 31 درصد از مرگومیر و عوارض جهانی شامل آسیب کلیوی، کبدی، مشکلات دریچه قلب و سکته را تشکیل میدهند و این عوارض علت اصلی مرگ زودرس و ناتوانی بیماران مبتلا به نارساریی قلبی در سراسر جهان است [1]. اکثر مرگومیرهای مرتبط با بیماریهای قلبیعروقی به بیماری ایسکمیک قلب و سکته مغزی نسبت داده میشوند [2]. در حال حاضر، بیش از 23 میلیون نفر در سراسر جهان به نارسایی احتقانی قلب مبتلا هستند [3] و پیشبینی میشود این بیماری تا سال 2030 دلیل بیش از 23 میلیون مرگ در سراسر جهان باشد [4، 5]. درحالیکه میزان مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبیعروقی در کشورهای توسعهیافته کاهش یافته است، اما در کشورهای درحالتوسعه همچنان رو به افزایش است [6]. در ایران، بیش از 1 میلیون نفر از نارسایی قلبی رنج میبرند [7]. علیرغم پیشرفت در رویکردهای درمانی، ماهیت پیشرونده بیماری و عدم وجود درمان قطعی، به میزان بالای مرگومیر و ناتوانی منجر میشود [8]. نارسایی احتقانی قلب یکی از علل اصلی بستری شدن در بیمارستان است و میتواند منجر به مشکلات مختلفی، مانند کاهش کیفیت زندگی، مشکلات اجتماعیاقتصادی و اختلالات روانی شود [3، 9]. بیماران بستریشده مبتلا به بیماری قلبی اغلب ترس از مرگ، ترس از عود بیماری، انزوای اجتماعی از خانواده و جامعه، چالشهای شغلی و بار مالی را تجربه میکنند که میتواند منجر به اضطراب و ناامیدی شود و پیشرفت درمان و بهبودی را به تأخیر بیندازد [10، 11].
عوامل روانیاجتماعی نقش مهمی در مدیریت بیماریهای مزمن، مانند نارسایی احتقانی قلب و سازگاری با بیماری دارند. اضطراب شایعترین واکنش روانی در بین این بیماران است و اگر کنترل نشود، میتواند منجر به عوارض قلبی شود [3، 12]. اضطراب در بسیاری از بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب شایع است و میتواند در بستری شدن در بیمارستان نقش داشته باشد [8]. اضطراب و افسردگی سالانه تریلیونها دلار هزینه به بار میآورد و بیماران را در معرض خطر حوادث قلبی قرار میدهد [13]. عدم تشخیص اضطراب در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی به عدم تمایل بیماران به ابراز احساسات خود و تمرکز بیشازحد ارائهدهندگان خدمات درمانی بر درمان فیزیکی و علائم بیماری نسبت داده میشود؛ بنابراین تشخیص و درمان علائم روانی میتواند پیشآگهی بیماری و کیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشد [14، 15].
یکی دیگر از عوامل مهم در بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب، امید به زندگی است؛ زیرا میتواند وضعیت جسمی را بهبود بخشد و توانایی و تحمل بیماران را در طول فرایند درمان افزایش دهد [7]. نارسایی احتقانی قلب بر تمام جنبههای زندگی روزمره بیماران تأثیر میگذارد و بسیاری از بیماران به دلیل احساس ناامیدی، با تیم مراقبتهای بهداشتی همکاری نمیکنند و در بهبود کیفیت زندگی خود شکست میخورند [8]. امید اثرات بیولوژیکی دارد که به کنترل درد و مدیریت ناتوانی جسمی کمک میکند. بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب که امید دارند، اغلب پیشآگهی بهتری دارند [16].
روشهای مختلفی برای کاهش اضطراب و افزایش سطح امید در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی، ازجمله آموزش بیمار، پیگیری تلفنی و نظارت پس از ترخیص، مورد مطالعه قرار گرفته است [17، 18]. خودمدیریتی راهکاری است که بر کنترل بیماری، پیشگیری از عوارض و ایجاد تغییرات مثبت در سبک زندگی تمرکز دارد. این امر بیمار را قادر میکند تا وضعیت سلامتی خود را بهبود بخشد، بیماری را با موفقیت مدیریت کند و بهطور فعال در فرایند بهبودی شرکت کند [19]. خودمدیریتی جزء حیاتی مراقبت از بیماریهای مزمن قلبیعروقی است؛ زیرا کیفیت زندگی را بهبود میبخشد، تعداد دفعات مراجعه به بیمارستان و بستری شدن در بیمارستان را کاهش میدهد و هزینههای مراقبتهای بهداشتی را پایین میآورد [19]. یافتههای یک مطالعه نشان داد وقتی مداخله مربیگری سلامت به رهبری پرستار متناسب با نیازهای بیماران انجام شود، روندی به سمت بهبود مهارتهای مدیریت مراقبت از خود و کیفیت زندگی بیمار وجود دارد [20]. بسیاری از بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب به دلیل عدم وجود درمان قطعی و ماهیت پیشرونده بیماری، سطح پایین امید و اضطراب بالایی را تجربه میکنند که میتوان ازطریق برنامههای خودمدیریتی به این مشکلات رسیدگی کرد و بیماران را قادر ساخت تا بیماری خود را کنترل کنند [21]. خودمدیریتی، آگاهی بیماران را از بیماریشان افزایش میدهد و به جلوگیری از عوارض بیشتر کمک میکند و پیشرفت بیماری را به تأخیر میاندازد [8]. باتوجهبه اهمیت اضطراب و امید در کنترل بیماری و پایبندی به درمان در بین این بیماران، این مطالعه با هدف طراحی، اجرا و ارزیابی برنامه خودمدیریتی مجازی بر سطح امید و اضطراب در بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب انجام شد.
روش مطالعه
مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی است که بر روی بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب انجام شد. این بیماران در سال 2024 به بیمارستانهای منتخب وابسته به دانشگاه علومپزشکی شهید بهشتی در تهران، مراجعه کرده بودند. درمجموع 100 شرکتکننده با استفاده از روش نمونهگیری دردسترس و با در نظر گرفتن بینشهای حاصل از مطالعات قبلی انتخاب شدند.
فرمول شماره 1 چگونگی محاسبه حجم نمونه را نشان میدهد:
1. که در آن

باتوجهبه
فرمول شماره 1 تعداد نمونه در هر گروه 43 به دست آمد که باتوجهبه در نظر گرفتن ریزش 50 نمونه در هر گروه تعیین شد.
شرکتکنندگان بهصورت تصادفی با استفاده از توالی اعداد تصادفی تولیدشده توسط کامپیوتر به گروه آزمایش یا کنترل اختصاص داده شدند. این روش تخصیص تصادفی برای اطمینان از تخصیص بیطرفانه گروهها و به حداقل رساندن هرگونه سوگیری احتمالی در انتخاب، به کار گرفته شد. اطلاعات جمعیتشناختی شرکتکنندگان، شامل سن، جنس، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، وضعیت اشتغال، زمان تشخیص نارسایی قلبی، بیماریهای همراه، داروها، درآمد ماهانه، سابقه خانوادگی بیماری قلبی و سایر عوامل مرتبط، با استفاده از یک چکلیست جمعآوری شد. متغیرهای مطالعه شامل مستقل (برنامه خودمدیریتی)، وابسته (امید و اضطراب)، زمینهای (سن و جنس و غیره) و به 2 صورت کمی (پیوسته و گسسته) و کیفی (اسمی و رتبهای) ارائه شدند. معیارهای ورود به مطالعه شامل افراد 18 تا 80 ساله، توانایی استفاده از پلتفرمهای پیامرسان مجازی، عدم شرکت در کلاسهای برنامه خودمدیریتی و طبقهبندی به عنوان کلاس 2 یا 3 نارسایی قلبی براساس سوابق پزشکی بود. معیارهای خروج شامل وخامت شدید بیماری، بروز عوارض جسمی، موارد اورژانسی منجر به انتقال به بخش مراقبتهای ویژه، اختلالات روانی حاد (سایکوز و افسردگی اساسی)، عدم تمایل به شرکت در مطالعه و عدم وجود وقایع استرسزای قابلتوجه در 6 ماه گذشته بود (
تصویر شماره 1).
گروه آزمایش علاوهبر مراقبتهای استاندارد، یک برنامه خودمدیریتی مجازی مبتنی بر مدل آموزشی کرن را در 6 مرحله دریافت کردند. درحالیکه گروه کنترل فقط مراقبتهای استاندارد را بدون برنامه دریافت کردند. این مدل شامل 6 مرحله است، مرحله اول شناسایی و توصیف مشکل، مرحله دوم ارزیابی نیازهای فراگیران هدف، مرحله سوم تعیین اهداف و مقاصد، مرحله چهارم تعیین راهحلهای آموزشی، مرحله پنجم اجرای برنامه درسی و مرحله ششم ارزیابی و بازخورد.
مرحله اول: شناسایی مشکل و ارزیابی نیازهای عمومی
پس از دریافت معرفینامه از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علومپزشکی شهید بهشتی و اخذ رضایتنامه کتبی از مراکز مربوطه، از بیماران نیز رضایتنامه کتبی برای جمعآوری دادهها اخذ شد. پس از اخذ مجوز از کمیته اخلاق و اخذ کد تأیید کارآزمایی بالینی، ارائه معرفینامه به مسئولین محیط پژوهش در بیمارستان منتخب و اخذ مجوزهای لازم، با مراجعه به محیط پژوهش، شرکتکنندگان واجد شرایط پس از معرفی خود، توضیح هدف از مطالعه و اخذ رضایتنامه کتبی از آنها، با استفاده از روش نمونهگیری آسان (دردسترس) انتخاب شدند؛ بنابراین ابتدا موارد آموزشی با پرسیدن سؤالاتی از بیماران مبتلا به نارسایی قلبی درمورد رژیم غذایی، داروها، ماهیت بیماری و پیشآگهی آن، کنترل وزن و فعالیت بدنی، مقابله با مشکلات و نگرانیهای زندگی و غیره، برای شناسایی موارد لازم برای برنامه اجرا شد. سپس یک برنامه خودمدیریتی طراحی شد.
مرحله دوم: ارزیابی نیازهای هدفمند
سؤالات کلی درمورد خودمدیریتی از بیماران نارسایی قلبی پرسیده شد. اکثر بیماران اطلاعات ناکافی یا ناقص داشتند. بهعنوان مثال، آنها اغلب به علائم افزایش وزن و ادم توجه نمیکردند، اطلاعات کمی درمورد داروها داشتند، درمورد میزان فعالیت پاسخ صحیحی نمیدادند و اطلاعات کمی درمورد رژیم غذایی مناسب داشتند. بهعنوان مثال، وقتی از بیماران درمورد میزان فعالیت بدنی سؤال میشد، اغلب فکر میکردند که دیگر نباید کار کنند و همیشه باید برای انجام کارهایشان به دیگران وابسته باشند. همچنین برخی از بیماران فکر میکردند که استفاده از غذاهای کنسروی برایشان ممنوع نیست.
مرحله سوم: اهداف و مقاصد
این تحقیق با هدف توسعه و اجرای برنامه خودمدیریتی مجازی و ارزیابی تأثیر آن سطح امید و اضطراب در بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب انجام شد.
روش اجرا
محقق ضمن معرفی خود به واحدهای پژوهش، اهداف مطالعه را توضیح داد و سؤالات و ابهامات موجود را برطرف کرد. سپس با استفاده از پرسشنامه اضطراب قلبی ایفرت (Efirt) و مقیاس امید میلر، اضطراب و امید ارزیابی شد. پرسشنامه اضطراب قلبی Efirt که در سال 1992 تهیه شده است، شامل 18 سؤال است و سطح اضطراب را در 3 زیرمقیاس ترس، اجتناب و توجه اندازهگیری میکند. هر سؤال در مقیاس لیکرت 5 درجهای امتیازدهی میشود [22]. مقیاس امید میلر که در سال 1988 طراحی شده است، شامل 48 سؤال است و سطح امید را ارزیابی میکند. شرکتکنندگان هر سؤال را در مقیاس لیکرت 5 درجهای امتیازدهی میکنند که نشاندهنده میزان توافق است [23]. هر دو پرسشنامه بهطور گسترده مورد استفاده قرار گرفتهاند و روایی و پایایی آنها در مطالعات قبلی تأیید شده است [22، 24]. برای تایید روایی از نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) و استفاده شد که در تمامی بخشها نمره قابلقبول حاصل شد. بهمنظور اعتبارسنجی محتوای فرمها و چکلیستهای ذکرشده، پرسشنامهها در اختیار تعدادی از اساتید راهنما و اعضای هیئتعلمی دانشکده پرستاری قرار گرفت و اعتبار محتوایی آنها بهصورت کیفی و کمی بررسی شد. پایایی این ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تعیین شد و برای استانداردسازی از آن استفاده شد. در 22 نمونه، ضریب آلفای کرونباخ در یک مطالعه آزمایشی اندازهگیری شد که در مطالعه حاضر برای پرسشنامه امید میلر 0/882 و برای پرسشنامه اضطراب قلبی 0/865 بود. برنامه خودمدیریتی موضوعات مختلفی، ازجمله درک نارسایی قلبی، علل و علائم آن، گزینههای درمانی، مدیریت دارو، اصلاح سبک زندگی، مقابله با چالشها و مدیریت استرس را پوشش میداد. این برنامه، ازطریق جلسات گروهی مجازی طی یک دوره 6 هفتهای ارائه شد که هر جلسه حداکثر 60 دقیقه طول میکشید (
جدول شماره 1).

شرکتکنندگان بهطور فعال در بحثها شرکت کردند، نگرانیهای خود را به اشتراک گذاشتند و مهارتهای حل مسئله را آموختند. پشتیبانی و پیگیری فردی ازطریق تماسهای تلفنی و پیامها ارائه شد. فیلمهای آموزشی مرتبط با برنامه نیز با شرکتکنندگان به اشتراک گذاشته شد. در مطالعه حاضر، از مدل کرن (2016) برای برنامه خودمدیریتی مجازی بر سطح امید و اضطراب در بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب استفاده شد.
راهبردهای آموزشی
پس از تأیید اعتبار محتوای آموزشی توسط متخصصان قلب، شامل پرستاران و پزشکان، برنامه خودمدیریتی طی 6 هفته با ایجاد گروهی در واتساپ و اطمینان از استفاده صحیح بیماران از برنامه با پرسش مستقیم از آنها اجرا شد. مدتزمان هر جلسه حداکثر 60 دقیقه بود. در هر جلسه، مطالب و آموزشهای لازم به زبانی ساده و قابلفهم برای اعضای گروه توضیح داده شد. بیماران بهطور فعال مشکلات خود را مطرح کرده و از فرایند حل مسئله بهرهمند شدند. همچنین عملکرد آنها با ذکر مثالهایی از وضعیت خود یا مشکلات مشابه دیگران مورد بحث و بررسی قرار گرفت. محقق آنها را تشویق کرد تا تجربیات مثبت و منفی خود را دررابطهبا هریک از مباحث مطرحشده ارائه دهند. سپس در پایان جلسه، به سؤالات و مطالبی که برای اعضا مبهم بود، مجدداً پاسخ داده شد. بیماران بهطور مداوم ازطریق تماس تلفنی و پیام بهصورت انفرادی تحت نظر و پیگیری قرار گرفتند. برنامه آموزشی تا زمان برگزاری جلسه آموزشی بعدی تکمیل نشد و فیلمهای آموزشی مناسب تا زمان برگزاری جلسه آموزشی بعدی در گروه قرار داده شد. شماره محقق نیز برای اطلاعات بیشتر در اختیار بیماران قرار گرفت.
ارزیابی و بازخورد
پس از 6 هفته، سطح اضطراب و امید به ترتیب با استفاده از پرسشنامه اضطراب قلب Efirt و پرسشنامه امید میلر اندازهگیری و با گروه کنترل مقایسه شد. پس از مداخله، برای رعایت مسائل اخلاقی، برنامه خودمدیریتی نیز به گروه کنترل ارائه شد.
تحلیل دادهها
پرسشنامهها قبل و بعد از مداخله برای ارزیابی تغییرات در سطح اضطراب و امید به شرکتکنندگان ارائه شد. دادههای جمعآوریشده برای تجزیهوتحلیل آماری وارد نرمافزار SPSS نسخه 19 شدند. آزمونهای تی زوجی، تی مستقل، کایاسکوئر و آزمون دقیق فیشر برای تجزیهوتحلیل دادهها و تعیین تأثیر برنامه خودمدیریتی بر نمرات اضطراب و امید انجام شد.
یافتهها
نتایج مطالعه حاضر نشان داد میانگین سنی گروه کنترل 17/8±68/55 سال بود؛ درحالیکه گروه آزمایش میانگین سنی 40/8±59/55 سال داشت (p=0/959). توزیع جنسیت در دو گروه نشان داد 63/6 درصد از گروه آزمایش و 55/3 درصد از گروه کنترل زن بودند (p=0/277). از نظر وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، درآمد، سابقه خانوادگی مثبت، بیماریهای همراه و مصرف دارو، تفاوت آماری معنیداری بین 2 گروه وجود نداشت. شیوع سابقه سکته قلبی 4/8 درصد بود و توزیع آن تفاوت آماری معنیداری بین 2 گروه نشان نداد. در گروههای کنترل و آزمایش، 51/1 و 45.5 درصد به ترتیب زمان، تشخیص نارسایی قلبی را 5 تا 10 سال گزارش کردند (p=0/795) (
جدول شماره 2).

طبق آزمون تی زوجی، تفاوت معنیداری در میانگین نمرات اضطراب قلبی گروه کنترل بین پیشآزمون و پسآزمون وجود نداشت (0/486=p)، اما پس از مداخله تفاوت معنیداری مشاهده شد (2/25±5/19) که نشاندهنده کاهش سطح اضطراب در گروه آزمایش است. بهطور مشابه، میانگین نمرات امید گروه کنترل بین پیشآزمون و پسآزمون تفاوت معنیداری نشان نداد (p=0/468)، اما در گروه آزمایش، تفاوت معنیداری در سطح نمرات امید بین پیشآزمون و پسآزمون وجود داشت (0/16±12/89) که با افزایش میانگین نمره در پسآزمون همراه بود (
جدول شماره 3).
جدول شماره 4 نتایج آزمون تی مستقل را در مقایسه 2 گروه ازنظر تأثیر برنامه خودمدیریتی مجازی بر سطح امید و اضطراب ارائه میدهد.

قبل از مداخله، تفاوت آماری معنیداری در میانگین نمرات اضطراب بین گروههای کنترل و آزمایش وجود نداشت (p=0/439)، اما پس از مداخله، تفاوت معنیداری بین 2 گروه وجود داشت؛ بهطوریکه گروه آزمایش سطح اضطراب کمتری را نشان داد (p=0/004). علاوهبراین میانگین نمرات امید بین 2 گروه قبل از مداخله تفاوت معنیداری نداشت (0/976=p)، اما در پسآزمون، تفاوت آماری معنیداری بین گروههای آزامایش و کنترل مشاهده شد (p=0/021) و گروه آزمایش میانگین نمره بالاتری داشت (
جدول شماره 4).
بحث
امروزه هر فرد نقش حیاتی در حفظ و ارتقای سلامت خود و همچنین مدیریت و سازگاری با بیماریهای مزمن، مانند نارسایی قلبی ایفا میکند، مفهومی که بهعنوان خودمدیریتی شناخته میشود. اجرای خودمدیریتی و تعهد به آن برای دستیابی به نتایج مطلوب در کنترل نارسایی قلبی ضروری است [25]. نتایج مطالعه حاضر نشان داد برنامه خودمدیریتی مجازی بر سطح امید و اضطراب در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی تأثیر داشته است، بهطوریکه پس از مداخله، کاهش قابلتوجهی در نمرات اضطراب قلبی و افزایش قابلتوجهی در نمرات امید مشاهده شد. این یافتهها با نتایج مطالعه کمالپور و همکاران مطابقت دارد که نشان داد گروه آزمایش پس از دریافت آموزش مراقبت از خود بهصورت حضوری، نمرات امید بالاتری داشتند [16]. در مطالعهای که توسط یینگ جیانگ و همکاران، در سنگاپور انجام شد، مشخص شد گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، کیفیت زندگی بالاتر و کاهش بیشتری در افسردگی داشتند؛ بنابراین اجرای مداخلات خودمدیریتی بهعنوان یک رویکرد مؤثر در مدیریت بیماران مبتلا به نارسایی قلبی در نظر گرفته شده است [26].
مطالعهای توسط میتجا لوسترک و همکاران، یک سیستم سلامت شخصی برای مراقبت از خود در بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب را بررسی کرد. در این مطالعه، از یک دستگاه الکترونیکی و هوش مصنوعی به نام HeartMan برای ارزیابی تأثیر خودمدیریتی بر ابعاد جسمی و روانی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی استفاده شد. نتایج نشان داد در گروه آزمایش، علاوه بر بهبود رفتارهای خودمراقبتی، کیفیت مدیریت بیماری براساس شاخص خودمراقبتی برای نارسایی قلبی بهطور قابلتوجهی بهبود یافته است. از نظر ابعاد روانشناختی، گروه آزمایش همچنین کاهش سطح افسردگی و اضطراب را تجربه کرد، اما هیچ تأثیر آماری معنیداری بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت نداشت [27].
علاوهبراین، مطالعهای توسط مون و همکاران، در کره جنوبی، تأثیرات یک برنامه آموزشی خودمدیریتی مبتنی بر تلفن را بر رفتار خودمراقبتی، عملکرد قلبی و افسردگی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی بررسی کرد. نتایج این مطالعه نشان داد پس از مداخله، گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، کاهش بیشتری در نمرات افسردگی داشت [28]. این یافتهها با نتایج مطالعه حاضر مطابقت دارد، اگرچه تفاوتهایی در حجم نمونه، روشهای اجرای مداخله و ابعاد و معیارهای اندازهگیری در بین مطالعات مختلف وجود دارد. بیماران یاد میگیرند که چگونه از خود مراقبت کنند و به تواناییهای خود برای مدیریت موفقیتآمیز بیماری خود اعتماد کنند. هرچه موفقیت در مدیریت بیماری بیشتر باشد، از پیامدهایی مانند بستری مجدد در بیمارستان، هزینههای اقتصادی مرتبط با استفاده از مراقبتهای بهداشتی، تضاد نقش در خانوادهها و جامعه و غیره بیشتر جلوگیری میشود و همچنین عوامل روانشناختی، مانند کاهش استرس، کاهش افسردگی، کاهش اضطراب، افزایش امید، نگرش مثبت نسبت به بیماری، مدیریت بهتر مشکلات را بهبود مییابد و منجر به بهبود ابعاد کیفیت زندگی و افزایش رفتارهای خودکارآمدی میشود.
دیتویگ و همکاران در سال2010 [29] و تانگ و همکاران در سال2013 [30] دادهاند اجرای صحیح خودمدیریتی منجر به پایبندی به رژیمهای دارویی، رژیمهای غذایی، بهبود کیفیت زندگی بیماران، کاهش علائم بالینی بیماری، کاهش بستری مجدد در بیمارستان و درنهایت کاهش هزینههای درمان در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی میشود. در این مطالعه، پس از اجرای برنامه خودمدیریتی، بیماران از بیماری خود آگاهی پیدا کردند و متوجه شدند میتوانند علیرغم داشتن بیماری مزمن، مستقل زندگی کنند، به آینده خود امیدوارتر باشند، شرایط خود را مدیریت کنند و اضطراب خود را کاهش دهند. اکثر برنامههای آموزشی که شامل خودمراقبتی و خودمدیریتی برای بیماران مبتلا به نارسایی قلبی هستند، بر ابعاد جسمی این بیماری مزمن تمرکز دارند و به ابعاد روانی مانند اضطراب و امید توجه کافی ندارند [31].
در مطالعهای توسط دمیرچلیک و همکاران در ترکیه که با هدف بررسی تأثیر آموزش پرستاری چندرسانهای بر افسردگی و اضطراب در بیماران کرونری انجام شد، نتایج نشان داد کاهش نمرات افسردگی و اضطراب در بیمارانی که آموزش پرستاری چندرسانهای دریافت کرده بودند، در مقایسه با بیمارانی که آن را دریافت نکرده بودند، بهطور قابلتوجهی بیشتر بود؛ بنابراین آموزش میتواند سلامت روانشناختی و عاطفی بیماران را بهبود بخشد و کیفیت زندگی آنها را افزایش دهد [32]. بهطور مشابه، مطالعه مون و همکاران نشان داد پس از مداخله، گروه خودمدیریتی، خودمدیریتی بهتر و پایبندی بهتری به رژیمهای درمانی داشتند. گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، کاهش بیشتری در نمرات افسردگی و افزایش بیشتری در نمرات رفتارهای خودمراقبتی داشت [28]. مطالعه مولوس و همکاران با اجرای برنامه حمایتی نشان داد شرکتکنندگانی که سطوح بالاتری از اضطراب داشتند، با پایبندی به برنامه مراقبتی اضطراب را بهطور قابلتوجهی کمتر نشان دادند [20].
مطالعه آقاخانی و همکاران نشان داد بسته آموزشیحمایتی خودمدیریتی میتواند اضطراب و افسردگی را در بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد کاهش داده و روند بهبودی آنها را تسریع کند؛ بهطوریکه کاهش نمرات اضطراب و افسردگی در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهطور قابلتوجهی بیشتر بود که با نتایج مطالعه حاضر همسو است [10]. به نظر میرسد عواملی، مانند عدم آگاهی، ترس از مرگ، کاهش استقلال و وابستگی به دیگران در افسردگی و افزایش اضطراب نقش دارند که میتوان ازطریق آموزش آنها را کاهش داد. علاوه بر تأثیر بیماریهای قلبیعروقی بر سلامت روان و عاطفی، سطح اضطراب و امید بیماران [16]، عوامل روانشناختی نیز بر شروع و پیشرفت بیماریهای قلبی تأثیر میگذارند [33].
در مطالعه میرشاهی و همکاران نشان داده شد مداخله مراقبتی در بیماران نارسایی قلبی، براساس پرسشنامه مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی (HADS) هیچ بهبود قابلتوجهی در اضطراب و افسردگی بیماران بین شروع مطالعه و هفته دوازدهم را نشان نداد، اما بهطور معناداری کیفیت زندگی آنها را ارتقا داد [34]؛ بنابراین تأثیر مثبت اجرای برنامههای خودمدیریتی بر سطح اضطراب و امید در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی نهتنها عملکرد روانی و اجتماعی آنها را بهبود میبخشد، بلکه تأثیر قابلتوجهی در جلوگیری از پیشرفت بعد جسمی بیماری در آنها دارد. این تحلیل میتواند موضوعی برای تحقیقات آینده در این زمینه باشد. چالشهای آموزش برنامههای خودمدیریتی برای بیماران شامل تفاوت در نیازهای آموزشی، نحوه ارائه دستورالعملها توسط متخصصان مراقبتهای بهداشتی و سطح درک بیماران از دستورالعملهاست.
پیشنهاداتی برای تحقیقات آینده
ازآنجاییکه اکثر برنامههای خودمدیریتی برای نارسایی قلبی پس از ترخیص بیماران از مراکز درمانی انجام میشوند، مطالعات آینده باید بر شفافسازی تفسیر و درک بیماران از علائم بیماری و استراتژیهای پیشنهادی در برنامههای خودمدیریتی تمرکز کنند.
محدودیتها
هنگام تفسیر نتایج این مطالعه باید چندین محدودیت در نظر گرفته شود. مدت کوتاه برنامه خودمدیریتی مجازی 6 هفتهای و دوره ارزیابی بعدی ممکن است درک اثرات بلندمدت را محدود کند. تحقیقات بیشتر با دورههای پیگیری طولانیتر برای ارزیابی جامع پایداری مداخله و تأثیر بلندمدت آن بر سطح امید و اضطراب نیاز است. علاوهبراین، تکیه بر پرسشنامههای خودگزارشی، سوگیریهای بالقوه پاسخ، ازجمله مطلوبیت اجتماعی و سوگیری یادآوری را ایجاد میکند که میتواند بر دقت و ثبات دادهها تأثیر بگذارد. این مطالعه بهصراحت عوامل خارجی، مانند درمانهای همزمان یا حمایت روانیاجتماعی را که بهطور بالقوه بر نتایج تأثیر میگذارند و باعث تغییرپذیری نتایج میشوند، کنترل نکرده است. این محدودیتها بر اهمیت تفسیر محتاطانه تأکید و نیاز به تحقیقات آینده برای رسیدگی و افزایش شواهد را برجسته میکنند.
نتیجهگیری نهایی
یافتههای این مطالعه تأثیر قابلتوجه اجرای برنامه خودمدیریتی بر سطح اضطراب و امید در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی را برجسته میکند. کاهش مشاهدهشده در اضطراب و افزایش امیدواری، پیامدهای مهمی برای رفاه روانی و اجتماعی بیماران دارد. علاوهبراین باتوجهبه ماهیت بیماریهای قلبی، این برنامه همچنین میتواند به جلوگیری از پیشرفت بیماری و افزایش سازگاری بیماران با شرایطشان کمک کند. بیمارانی که سطوح بالاتری از مهارتهای خودمدیریتی دارند، قادر به پذیرش مسئولیت مراقبت از خود هستند که منجر به بهبود همکاری با تیم مراقبتهای بهداشتی، خدمات مراقبتهای بهداشتی با کیفیت بالاتر، بهبود وضعیت کلی سلامت و درنهایت، افزایش کیفیت زندگی میشود.
براساس نتایج، توسعه، اجرا و ارزیابی برنامه خودمدیریتی مجازی میتواند بر سطح امید و اضطراب در بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب تأثیر بگذارد. درمجموع، میتوان اظهار کرد اساس تأثیر آموزش خودمدیریتی، افزایش دانش بیماران است و درنهایت منجر به بهبود ابعاد کیفیت زندگی و افزایش رفتارهای خودکارآمدی میشود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
پروتکل مطالعه در کمیته اخلاق واحد توسعه بالینی بیمارستان لقمان حکیم، دانشگاه علومپزشکی شهید بهشتی تهران با کد اخلاق (IR.SBMU.RETECH.REC.1403.101) تأیید و همچنین کد تأیید کارآزمایی بالینی (IRCT20200727048221N1) از مرکز ثبت کارآزماییهای بالنی ایران دریافت شد. این مطالعه مطابق با اصول اخلاقی بیانیه هلسینکی انجام شد.
حامی مالی
این تحقیق هیچ کمک مالی خاصی از سازمانهای تأمین مالی در بخشهای دولتی، تجاری یا غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی، روششناسی، نظارت و نگارش پیشنویس اولیه: مرضیه پازکیان؛ مفهومسازی: مهسا بوذری؛ جمعآوری دادهها و نگارش پیشنویس اولیه: هانیه مولایی؛ تحلیل رسمی و نگارش پیشنویس اولیه: ملیحه نصیری؛ بررسی و ویرایش نسخه خطی: فاطمه صالح؛ نگارش نسخه خطی و خوانش نسخه نهایی: همه نویسندگان.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از واحد توسعه تحقیقات بالینی بیمارستان لقمان حکیم، دانشگاه علومپزشکی شهید بهشتی تهران به خاطر حمایت و همکاریشان در طول مطالعه سپاسگزاری میکنند.