مقدمه
سالمندی یکی از مهمترین و پیچیدهترین دورههای زندگی انسان است که از سن 60 سالگی به بعد آغاز میشود و بهطور طبیعی با مجموعهای از تغییرات فیزیولوژیک، روانشناختی و کارکردی همراه است. این تغییرات میتوانند ظرفیت فرد برای انجام مؤثر فعالیتهای روزمره را کاهش دهند و بر ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی زندگی وی اثرگذار باشند [1، 2]. بررسیهای سازمان ملل متحد نشان میدهد نسبت جمعیت سالمندان در جهان از 12/3 درصد در سال 2015 به حدود 21/5 درصد در سال 2050 افزایش خواهد یافت و پیشبینیهای داخلی نیز حاکی از آن است که جمعیت سالمندان ایران در همین بازه زمانی به حدود 28/7 میلیون نفر (31/2 درصد کل جمعیت) خواهد رسید [3، 4]. این تحولات، از مهمترین چالشهای اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی قرن بیستویکم محسوب میشوند و پیامدهای گستردهای برای نظامهای سلامت ایجاد خواهد کرد؛ امری که لزوم تمرکز ویژه بر بهداشت روان و کیفیت زندگی سالمندان را پررنگتر میکند [5].
در دوران سالمندی، بروز اختلالات شناختی، کاهش کیفیت زندگی، اضطراب و افسردگی بسیار شایع است. عملکرد شناختی مطلوب بهعنوان زیرساخت سلامت روان، عاملی کلیدی برای حفظ استقلال فردی و ایفای نقشهای اجتماعی به شمار میرود؛ اما تغییرات ناشی از افزایش سن در ساختار و عملکرد مغز به افت مهارتهایی نظیر حافظه کاری، توجه، سرعت پردازش دیداری و عملکردهای اجرایی منجر میشود [6]. برآوردها نشان میدهند میزان مشکلات شناختی در سالمندان 60 ساله حدود 5 درصد و در افراد بالای 80 سال بیش از 40 درصد است [7]. این افت کارکرد شناختی ممکن است از مرحله اختلال خفیف ِشناختی آغاز شود و در صورت بیتوجهی به مراحل شدیدتر پیشرفت کند [8].
کیفیت زندگی نیز بهعنوان شاخصی چندبُعدی از رفاه جسمی، روانی، اجتماعی و محیطی، در دوران سالمندی اهمیت دوچندان دارد [6، 8]. کیفیت زندگی پایین در سالمندان میتواند پیامد مشکلات مزمن جسمی، محدودیت حرکتی، انزوای اجتماعی و ناتوانی در انجام فعالیتهای روزمره باشد. طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، کیفیت زندگی شامل برداشت فرد از موقعیت خود در زندگی، در چارچوب فرهنگ، نظام ارزشی، اهداف، انتظارات و اولویتهایش است. سیاستگذاران سلامت با سنجش و پایش کیفیت زندگی سالمندان میتوانند برنامهریزیهای بهینهتری برای ارتقای رفاه این گروه انجام دهند [9].
علاوهبراین اضطراب و افسردگی از اختلالات روانی شایع دوره سالمندی هستند که میتوانند بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بر سلامت جسمی و عملکرد اجتماعی تأثیر بگذارند. اضطراب در سالمندان معمولاً ریشه در عواملی همچون کاهش اعتمادبهنفس، محدودیت فعالیت بدنی، از دست دادن شبکههای حمایتی، وابستگی مادی و جسمانی، ابتلا به بیماریهای مزمن و ترس از مرگ دارد [4]. مطالعات مختلف، شیوع اضطراب در این گروه سنی را تا 13 درصد گزارش کردهاند [10]. افسردگی سالمندی نیز شیوع بالاتری نسبت به میانگین جمعیت دارد و تخمین زده میشود بین 25 تا 50 درصد سالمندان درجاتی از افسردگی را تجربه کنند [11]. این اختلال با علائمی همچون بیلذتی، کنارهگیری اجتماعی، شکایات جسمی و اختلال خواب همراه است و اغلب پیامد انباشت عوامل استرسزای مزمن، فقدانها، انزوای اجتماعی و نگرانیهای سلامت است [11].
در سالهای اخیر، رویکردهای غیردارویی و کمهزینه برای کاهش این مشکلات روانشناختی مورد توجه قرار گرفتهاند که یکی از آنها «تمرینات نوروبیک» است. تمرینات نوروبیک، واژهای برگرفته از «Neuro» و «Aerobic»، برای نخستینبار توسط کاتز و روبین معرفی شد و به مجموعهای از فعالیتهای ذهنی اطلاق میشود که با ایجاد تجربههای حسی و شناختی غیرمعمول، شبکههای عصبی را فعال و انعطافپذیری مغز را افزایش میدهند [12]. این تمرینات با درگیر کردن همزمان حواس پنجگانه (بینایی، بویایی، شنوایی، چشایی و لامسه) و ساختارهای عاطفی، مسیرهای عصبی جدید را میسازند و ارتباطات بینناحیهای مغز را تقویت میکنند [13]. مطالعات نشان دادهاند این نوع تمرینات میتواند باعث بهبود حافظه کوتاهمدت و بلندمدت، ارتقای توجه و تمرکز، کاهش افسردگی و اضطراب و افزایش کیفیت زندگی سالمندان شود [14-16].
شواهد بینالمللی در تأیید اثربخشی تمرینات نوروبیک گسترده است. بهعنوان نمونه، سانگواچانگ و همکاران تأثیر این تمرینات را بر عملکرد حافظه سالمندان مبتلا به اختلال شناختی خفیف تأیید کردند [13]، پتانی بهبود معنادار عملکرد شناختی و کیفیت زندگی را پس از سکته مغزی گزارش کرد [17] و راج و همکاران کاهش قابلتوجه افسردگی سالمندان را پس از اجرای مداخلات نوروبیک نشان دادند [12]. با وجود این، در ایران تعداد مطالعات انجامشده در این زمینه محدود است و اغلب به جای تمرکز بر مجموعهای از شاخصهای چندبُعدی مرتبط با سلامت سالمندان بر یک متغیر متمرکز بودهاند.
ازآنجاکه سالمندی در ایران با ویژگیهای جمعیتی، فرهنگی و اجتماعی خاصی همراه است، دادههای حاصل از مطالعات بینالمللی بهتنهایی برای تدوین راهکارهای بومی کافی نیست. نبود شواهد محلی درباره اثربخشی تمرینات نوروبیک موجب شده تصمیمگیریهای بالینی و سیاستگذاری در حوزه سلامت سالمندان فاقد پشتوانه دقیق بومی باشد. این پژوهش با ارزیابی همزمان اثر نوروبیک بر کارکردهای شناختی، کیفیت زندگی، اضطراب و افسردگی در سالمندان شهرستان سیرجان، شکاف موجود را پر کرده و مبنای علمی لازم برای تدوین مداخلات کارآمد و متناسب با شرایط ایران را فراهم میآورد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه تمرینات نوروبیک بر بهبود کارکردهای شناختی، کیفیتِ زندگی، اضطراب و افسردگی سالمندان شهرستان سیرجان بود.
روش مطالعه
این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان و مردان سالمند 60 تا 74 ساله مراجعهکننده به مراکز بهداشتی شهرستان سیرجان و متقاضی دریافت خدمات روانشناختی طی سالهای 1402-1403 بود. از بین این افراد 40 نفر بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی با استفاده از قرعهکشی در گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. پس از این مرحله جلسات توجیهی درمورد هدف و روند پژوهش برای این افراد برگزار شد و فرم رضایت شرکت در گروهدرمانی در اختیار آنها قرار گرفت. سپس اعضای هر دو گروه با استفاده از مقیاس افسردگی و اضطراب سالمندان و آزمون مختصر وضعیت شناختی و مقیاس کیفیت زندگی مورد پیشآزمون قرار گرفتند (
تصویر شماره 1).
ملاکهای ورود به مطالعه شرکتکنندگان
ابراز تمایل و رضایت آگاهانه برای شرکت در پژوهش، محدوده سنی 60 تا 74 سال، دارا بودن حداقل تحصیلات سیکل، دارا بودن علائم اضطراب و افسردگی، عدم مصرف داروهای ضدافسردگی یا دریافت هر نوع رواندرمانی در مدت شرکت در پژوهش، تشخیص اختلال شناختی خفیف (نمره 21 تا 26 از آزمون مختصر وضعیت شناختی)، کیفیتِ زندگی پایین (براساس نمره مقیاس کیفیت زندگی) و فقدان اختلالات نورولوژیک دیگر (بیماری آلزایمر، پارکینسون و اماس) به تشخیص پزشک. ملاکهای خروج از مطالعه : غیبت بیش از 2 جلسه، عدم همکاری با درمانگر و سایر اعضای گروه و انصراف از ادامه پژوهش.
ابزار گردآوری دادهها
آزمون مختصر وضعیت شناختی
برای غربالگری و ارزیابی وضعیت شناختی سالمندان در پژوهش حاضر، از آزمون مختصر وضعیت شناختی استفاده شد. این آزمون را فولستاین در سال 1975 ساخته است و بهطور وسیع در کلینیک و پژوهشها برای سنجش آسیبهای شناختی و غربالگری دمانس و تعیین شدت و تخمین میزان پیشرفت نقایص شناختی مورد استفاده قرار میگیرد [8]. این آزمون 30 سؤالی کارکردهای شناختیای چون جهتیابی (10 نمره)، حافظه فوری (3 نمره)، توجه و محاسبه (5 نمره)، یادآوری (3 نمره)، مهارتهای زبانی (8 نمره) و تفکر دیداریفضایی (1 نمره) را میسنجد. حداکثر امتیاز این آزمون 30 نمره است و نمرات پایینتر نشاندهنده مشکلات شناختی شدیدتر است. نمرهگذاری این آزمون بهصورت صفر تا 10 (اختلال شناختی شدید)، 11 تا 20 (اختلال شناختی متوسط)، 21 تا 26 (اختلال شناختی خفیف) و 27 تا 30 (شناخت طبیعی) است. فولستاین و همکاران در سال 1975، پایایی این ابزار را 0/88 محاسبه کردند [16]. معصومی و همکاران در سال 1392، پایایی این ابزار را 0/98 به دست آورند [18]. پایایی این ابزار در مطالعه حاضر با استفاده از روش آلفای کرونباخ 0/83 به دست آمد.
مقیاس کیفیت زندگی لیپاد
پرسشنامه کیفیت زندگی لیپاد برگرفته ازپرسشنامه کیفیت زندگی سالمندان لیپاد بود. این پرسشنامه تحت حمایتهای سازمان بهداشت جهانی گسترش یافته است و توسط دی لئو و همکاران در شهرهای پادوآ و برشا در ایتالیا، لیدن در هلند و هلسینکی فنلاند مورد پژوهش قرار گرفته است [19]. کاربرد آن نسبتاً سریع است و به سهولت توسط سالمندان با تحصیلات پایین قابلفهم بوده و نیاز به پرسنل آموزشدیده ندارد. این پرسشنامه کیفیت زندگی سالمند را در 7 بعد عملکرد جسمی (5 سؤال)، مراقبت از خود (6 سؤال)، افسردگی و اضطراب (4 سؤال)، عملکرد ذهنی (5 سؤال)، عملکرد اجتماعی (3 سؤال)، عملکرد جنسی (2 سؤال) و رضایت از زندگی (6 سؤال) بررسی می کند. این بخش پرسشنامه بهصورت لیکرتی طراحی شده و هر پرسش دارای 4 گزینه است که از صفر (بدترین حالت) تا 3 (بهترین حالت) امتیازبندی شده و درمجموع دارای 31 سؤال است (که دارای حداقل صفر امتیاز و و حداکثر 93 امتیاز است) است [19]. پایایی این پرسشنامه در پژوهش حسامزاده و همکاران مورد تأیید قرار گرفت (0/83=α) [20]. پایایی این ابزار در مطالعه حاضر با استفاده از روش آلفای کرونباخ (0/79=α) به دست آمد.
مقیاس اضطراب سالمندان (GAS-10)
فرم کوتاه این مقیاس را مولر و همکاران در سال 2015 تدوین کردهاند. در این مقیاس از شرکتکنندگان خواسته میشود تا علائم اضطراب یا استرس را ارزیابی کنند. این کار با نشان دادن اینکه آنها هر علامت را در طول هفته گذشته تجربه کردهاند یا نه، در یک مقیاس لیکرت در محدوده صفر (هیچوقت) تا 3 (همیشه) انجام میشود. دامنه نمرات ممکن بین (0 تا 30) متغیر است و کسب نمرات بالاتر نشاندهنده وجود اضطراب شدیدتر است. نسخه کوتاه این مقیاس از همسانی درونی عالی برخوردار است (آلفای کرونباخ= 0/89) و همچنین دارای رابطه مثبت معناداری با نمره کل مقیاس (96/r=0 و 0/001>P) و خردهمقیاسهای شناختی (r=0/92 و 0/001>P) عاطفی (r=0/89 و 0/001>P) و جسمی (r=0/82 و 0/001>P) بود [21].
مقیاس افسردگی سالمندان
مقیاس افسردگی سالمندان توسط یساویچ برای ارزیابی افسردگی سالمندان طراحی و در سال 1986 فرم کوتاه 15 سؤالی آن ساخته شد که این فرم برای تشخیص علاپم افسردگی سالمندان دارای ویژگی 90 و حساسیت 80 درصد است. این فرم افراد تحت بررسی را به 3 گروه دارای افسردگی متوسط (5 تا 10)، افسردگی شدید (10 تا 15) و فرد سالم تقسیم میکند. در ایران ملکوتی و همکاران این آزمون را هنجاریابی کردهاند و آلفای کرونباخ 0/90، تنصیف 0/89 و آزمونبازآزمون 0/58 به دست آمده است. نقطه برش 8 برای این فرم با حساسیت 90 درصد و ویژگی 84 درصد محاسبه شد [14]. پایایی این پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ در این پژوهش 0/74 به دست آمد.
پروتکل پژوهش
پروتکل پژوهش برگرفته از پروتکل نوروبیک بهکاررفته در پژوهش سانگواچانگ و همکاران بود [13]. نتایج یک مطالعه مقدماتی نشان داد مداخله نوروبیک در افراد مسن قابلاجرا و قابلقبول است؛ برنامه نوروبیک با ترکیبات متنوعی از حواس فیزیکی و عاطفی شامل 6 جلسه با تأکید بر تحریک حواس پنجگانه بینایی، بویایی، شنوایی، چشایی و لامسه ازطریق یکسری فعالیتها و همچنین ادغام چندحسی برای کاربرد در زندگی روزانه بود [13]. پروتکل مورداستفاده در این پژوهش در تحقیقات قبلی بهکرات بر روی حافظه و اختلالات شناختی خفیف سالمندان [13، 17، 22] و همچنین حافظه و افسردگی سالمندان [12] مورد استفاده قرار گرفته و مورد تأیید بود. همچنین اعتبار محتوای مداخله توسط تعدادی از اساتید متخصص در حوزه روانشناسی بالینی مورد تأیید قرار گرفت (تأیید توسط متخصصان). پروتکل درمان و شرح جلسات در
جدول شماره 1 آورده شده است.
روش اجرا
پس از غربالگری و ارزیابی اولیه و تعیین جامعه آماری، اندازهگیری متغیرهای وابسته (کارکردهای شناختی، کیفیتِ زندگی، اضطراب و افسردگی سالمندان) برای هر دو گروه در شرایط یکسان و در 2 روز متوالی انجام شد. قبل از اجرای پژوهش، یک جلسه توجیهی با حضور سالمندان برگزار شد و شرکتکنندگان رضایتنامه شرکت در پژوهش را تکمیل کردند. سپس پیشآزمون با استفاده از ابزار پژوهش برای هر دو گروه (گروه آزمایش و گروه کنترل) اجرا شد. پس از اجرای پیشآزمون و جایگزینی تصادفی شرکتکنندگان در گروه آزمایش و کنترل، اعضای گروه آزمایش تعداد 6 جلسه تمرینات نوروبیک را بهصورت هفتهای 2 بار و هر جلسه بهمدت 60 دقیقه دریافت کردند.ضمن اینکه گروه کنترل فقط به پرسشنامه پاسخ دادند و تا پایان مدت پیگیری (بهمدت 3 ماه) در لیست انتظار قرار گرفتند. پژوهش توسط پژوهشگر (دکتری تخصصی روانشناسی) و با کمک یک دستیار (روانشناس) انجام شد. محل اجرای پژوهش سالن اجتماعات بهداشت دکتر شمسالدینی در شهرستان سیرجان بود. در طول اجرای پژوهش، پژوهشگر دقت لازم را به عمل آورد که اعضای گروه آزمایش و کنترل با یکدیگر تبادل ارتباطی و اطلاعاتی نداشته باشند. پس از اتمام 6 جلسه آموزشی در مرحله پسآزمون مجدداً هر دو گروه در شرایط یکسان و در 2 روز متوالی ابزار پژوهش (مقیاس افسردگی سالمندان ، آزمون مختصر وضعیت شناختی، مقیاس اضطراب سالمندان و مقیاس کیفیت زندگی) را تکمیل کردند. جهت پیگیری اثرات مداخله آموزشی بر متغیر پژوهش 3 ماه پس از اتمام جلسات مجدداً 2 گروه در شرایط یکسان با ابزار آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت رعایت اخلاق پژوهش، گروه کنترل که در لیست انتظار بود بعد از اتمام پیگیری 3 ماهه چندین جلسه آموزشی مشابه دریافت کرد.
یافتهها
تجزیهوتحلیل دادهها
یافتههای حاصل از دادههای جمعیتشناختی نشان داد سالمندان حاضر در پژوهش دارای دامنه سنی 60 تا 71 سال بودند که در گروه آزمایش میانگین و انحراف استاندارد سن سالمندان 2/04±62/94 و در گروه کنترل 3/12±64/16 بود. از نظر جنسیت 19 نفر (51/4 درصد) زن و 17 نفر (45/9) مرد بودند. در خصوص وضعیت تحصیلات هم 15 نفر (40/5 درصد) زیر دیپلم، 16 نفر (43/2 درصد) دیپلم و 5 نفر (13/5 درصد) فوق دیپلم بودند. تجزیهوتحلیل دادههای این پژوهش با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 24 و روشهای آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکووا) و تکمتغیری (آنکووا) انجام شد.
نتایج
جدول شماره 2 حاکی از آن است که وضعیت شناختی و کیفیتِ زندگی سالمندانی که که در گروه آزمایش حضور داشته و برنامه تمرینات نوروبیک را دریافت کردهاند، نسبت به گروه کنترل افزایش و میزان متغیرهای اضطراب و افسردگی در این گروه از افراد (گروه آزمایش) کاهش یافته است که در ادامه، معناداری آن با استفاده از آمار استنباطی مورد بررسی قرار میگیرد.

برای بررسی اثربخشی مداخله، از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکووا) استفاده شد. بدین منظور قبل از تحلیل کوواریانس چندمتغیری برای اطمینان از اینکه دادههای پژوهش مفروضههای زیربنایی تحلیل کوواریانس را برآورده میکنند بهنجار بودن توزیع نمرهها، همگنی واریانسها و همگنی شیبهای رگرسیون بررسی شد که نتایج به تفکیک ارائه شده است.
همچنین نتایج آزمون شاپیرو ویلک برای بررسی نرمال بودن داده ها نشان داد فرض نرمال بودن توزیع نمرات در متغیرهای وضعیت شناختی، کیفیت زندگی، اضطراب و افسردگی در گروهها در مراحل سهگانه آزمایش تأیید میشود (p˃0/05).
نتایج آزمون همگنی واریانسهای لون در مراحل پسآزمون برای متغیر وضعیت شناختی (p=0/66 و F=3/77)، کیفیتِ زندگی (p=0/071 و F=3/46)، اضطراب (p=0/239 و F=1/43) و افسردگی (p=0/21 و F=5/99) حاکی از تأیید این پیشفرض است. فرض شیب خط رگرسیون نشان داد آزمون تعامل گروه و پیشآزمون در مرحله پسآزمون در متغیرها حاکی از تأیید این پیش فرض است. نتایج آزمون اِمباکس برای بررسی همسانی ماتریسهای واریانسکوواریانس نمرات در مرحله پسآزمون (Box’s M=76/89 و 0/14=p و 1/58=F) تأیید میشوند. باتوجهبه رعایت پیشفرضها و مساوی بودن تعداد افراد دو گروه، جهت تعیین اثربخشی مداخله پژوهش از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکووا) استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری در
جدول شماره 3 آمده است.

نتایج
جدول شماره 3 نشان میدهد آموزش تمرینات نوروبیک بر ترکیب خطی از متغیرهای وابسته (وضعیت شناختی، کیفیتِ زندگی، اضطراب و افسردگی) بهطور معنیدار اثرگذار بوده است. میزان ضریب تأثیر مداخله برابر با 0/96 و F=75/23 بود. p<0/001 نشانه معنیداری بود. برای اینکه روشن شود مداخله انجامشده (تمرینات نوروبیک) چگونه تکتک متغیرهای وابسته را تحت تأثیر قرار داده است، از تحلیل کوواریانس تکمتغیری استفاده شده است که نتایج آن در
جدول شماره 4 آمده است.

نتایج
جدول شماره 4 بیانگر آن است که در مراحل پسآزمون و پیگیری بین گروه آزمایش و گروه کنترل از نظر متغیرهای وابسته (وضعیت شناختی، کیفیتِ زندگی، اضطراب و افسردگی) تفاوت معنیداری دیده میشود که براساس مجذور اتا، اندازه اثر مداخله بر متغیرهای وابسته نشان میدهد تفاوت ایجادشده بین 2 گروه به مداخله پژوهش مربوط میشود.
بحث
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی برنامه تمرینات نوروبیک بر بهبود وضعیت شناختی، کیفیتِ زندگی، اضطراب و افسردگی سالمندان شهرستان سیرجان بود. نتایج این پژوهش نشان داد مداخله تمرینات نوروبیک منجر به بهبود وضعیت شناختی و کیفیتِ زندگی و همچنین کاهش اضطراب و افسردگی سالمندان شرکتکننده در گروه آزمایش در مراحل پسآزمون و پیگیری شده است. همسو با نتایج مطالعه حاضر، سانگواچانگ و همکاران در یک کارآزمایی بالینی متقاطع تصادفیشده نشان دادند تمرینات نوروبیک بر بهبود عملکرد شناختی و حافظه سالمندان مؤثر است [13]. پتانی و همکاران نیز گزارش کردند تمرینات نوروبیک میتواند منجر به بهبود وضعیت شناختی و کیفیت زندگی پس از سکته مغزی شود [17]. این محققان گزارش کردند تمرینات نوروبیک ازطریق چند روش کلیدی عملکرد حافظه و وضعیت شناختی سالمندان را بهبود میبخشند: یکی از این موارد استفاده از حواس مختلف است؛ تمرینات نوروبیک با تحریک حواس جسمانی (بینایی، بویایی، شنوایی، چشایی و لامسه) به تقویت ارتباطات عصبی کمک کرده و بدین ترتیب باعث بهبود عملکرد مغز میشوند. همچنین تمرینات نوروبیک با ایجاد و تقویت اتصالات بین نورونی به بهبود کارایی مغز و حفظ و بهبود عملکرد حافظه کمک میکنند. یکی دیگر از دلایل تأثیرگذاری تمرینات نوروبیک بر بهبود عملکرد حافظه، شکستن روالهای عادی (روتین) زندگی با انجام فعالیتهای غیرروتین است؛ انجام فعالیتهای غیرروتین و غیرمعمولی با تحریک مغز میتواند به تولید نوروتروفینها (موادی که به رشد و بقای نورونها کمک میکنند) کمک کرده و درنتیجه حافظه را تقویت کند [23].
از دلایل دیگر اثرگذاری نوروبیک بر بهبود وضعیت شناختی سالمندان این است که در تمرینات نوروبیک ترکیب حواس پنجگانه با حس عاطفی منجر به تحریک هیپوتالاموس میشود؛ ازآنجاکه هیپوتالاموس هیجان را تنظیم و حافظه را رمزگذاری میکند میتواند از این طریق عملکرد شناختی را بهبود بخشد و ارتقا دهد [13، 23]. درمجموع یافتههای پژوهش نشان میدهند تمرینات نوروبیک میتواند ترکیبی منحصربهفرد از حواس پنجگانه فیزیکی را به همراه حس عاطفی ایجاد کند و با تغییر منظم روالهای روزانه، تأثیر مثبتی بر عملکرد مغز بگذارد. این فعالیتها سیستم عصبی را فعال کرده و جریان خون به مغز را افزایش میدهند. این تمرینات بهطور مستقیم با قشر مغز و هیپوکامپوس واقع در لوب تمپورال میانی درگیر هستند که بهعنوان انبار موقت اطلاعات عمل میکنند تا حافظه را بهبود بخشند. نوروبیکها به تحریک سلولهای عصبی کمک میکنند تا مواد مغذی طبیعی مغز به نام نوروتروفینها تولید شوند که اندازه و پیچیدگی دندریتها را افزایش میدهند و به این ترتیب، سلولها جوانتر و قویتر باقی میمانند و توانایی حفظ حافظه را بهبود میبخشند [17].
یافته دیگر مطالعه حاضر، بهبود و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان پس از انجام تمرینات نوروبیک بود. پژوهشی که بهصورت مستقیم تأثیر تمرینات نوروبیک را بر بهبود کیفیتِ زندگی نشان دهد، یافت نشد. اما بهطور ضمنی در مطالعه پتانی و همکاران به ارتقای کیفیتِ زندگی پس از بهبود عملکرد شناختی ازطریق تمرینات نوروبیک اشاره شده است. در این راستا گزارش شده است که تمرینات نوروبیک شامل تجارب غیرروتین یا غیرمنتظره است که از ترکیبهای مختلف حواس فیزیکی استفاده میکند و این رویکرد به مغز کمک میکند تا به روشهای جدید و متفاوت به اطلاعات پاسخ دهد و ضمن تقویت یادگیری و حافظه، کیفیت زندگی را بهبود میبخشد [17]. درواقع تأثیر تمرینات نوروبیک بر کیفیت زندگی ازطریق تأثیر بر تقویت حافظه است.
یافته دیگر این پژوهش تأثیر تمرینات نوروبیک بر اضطراب دوره سالمندی بود. همسو با نتایج این پژوهش جهناوی و همکاران [24] در پژوهشی تأثیر تمرینات نوروبیک را بر دیسترس روانشناختی سالمندان (اضطراب، افسردگی و استرس) نشان دادند. در این راستا گزارش شده است که تمرینات نوروبیک در افزایش سطح نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و نوروتروفین مؤثر هستند و میتوانند ضمن بهبود عملکردهای حافظه، علائمی مانند افسردگی و اضطراب را کاهش دهند [24]. همسو با نتایج این مطالعه کری و لو [25] به تأثیر عامل (BDNF) بر افزایش سطح سروتونین و تأثیر آن بر اختلالات خلقی (اضطراب و افسردگی) تأکید کردهاند. با استناد به یافته پژوهش ذکرشده که بیان میکند BDNF تأثیرات مثبتی بر سیستم سروتونرژیک دارد و میتواند به افزایش تولید و ترشح سروتونین کمک کند و درنهایت به بهبود عملکرد گیرندههای سروتونین منجر شود و در بهبود علائم افسردگی و اضطراب، که به عدم تعادل در سیستم سروتونین مربوط میشوند، مؤثر باشد، میتوان علت تأثیرگذاری تمرینات نوروبیک بر اضطراب را تأثیر آن بر افزایش سطح نوروتروفیک مشتق از مغز و تأثیر بر سروتونین و درنهایت بهبود اضطراب دانست.
از دیگر نتایج مطالعه حاضر کاهش معنادار افسردگی سالمندان پس از انجام تمرینات نوروبیک بود. همسو با این نتایج، راج و همکاران [12] در پژوهشی اثربخشی تمرینات نوروبیک را بر حافظه و افسردگی سالمندان بررسی کردند. در راستای تأثیر تمرینات نوروبیک بر افسردگی سالمندان همانطور که کاتز و روبین بیان میکنند نوروبیک یک سیستم متفاوت جدید از فعالیتهای مغزی است که توسط آخرین یافتههای علمی در توانایی مغز در تولید نوتروفینها پشتیبانی میشود نوتروفینها با اثرات ذهنی (روانی) سالمندی مبارزه میکنند [26، 27]. علاوهبراین شواهدی وجود دارد که نقش فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز را بهعنوان یک نوروتروفین در پاتوفیزیولوژی افسردگی تأیید می کند [27]. فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز یکی از نشانگرهای زیستی است که در بیماران دارای افسردگی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است؛ این پروتئین متعلق به خانواده نروتروفینها بوده و گستردهترین نروتروفین در سیستم اعصاب مرکزی است. محققان نشان دادهاند در افراد افسرده سطوح نوروتروفیک مشتق از مغز نسبت به افراد غیرافسرده پایینتر است و یک ارتباط معنیدار بین نوروتروفیک مشتق از مغز و شدت علائم افسردگی وجود دارد و با افزایش سطح نوروتروفیک مشتق از مغز از شدت افسردگی کاسته شده و افسردگی بهبود مییابد. بنابراین از علل تأثیرگذاری تمرینات نوروبیک بر بهبود افسردگی سالمندان کمک به آزادسازی نوروتروفیک مشتق از مغز است [28].
از طرفی مقدار نوروتروفین تولیدشده توسط سلولهای عصبی و اینکه چگونه سلولهای عصبی به نوروتروفین سایر سلولهای عصبی پاسخ بدهند بستگی به میزان فعال بودن این سلولهای عصبی دارد؛ بهعبارتدیگر هرچه سلولهای مغزی فعالتر باشند، مولکولهای تحریککننده رشدِ بیشتری تولید میکنند و پاسخ بهتری میدهند [26]. تمرینات نوروبیک ازطریق انواع ویژهای از تحریکات غیرروتین و الگوهای فعالیت نوینی که در جریان سلولی بهوجود میآورد، میتوانند مقدار بیشتری از این سلولهای تحریککننده رشد را تولید کنند و از این طریق در افسردگی دخالت دارند [26]. همچنین در تبیین اثربخشی نوروبیک بر افسردگی ازطریق تولید نوروتروفینها میتوان گفت تمرینات نوروبیک با بهرهگیری از ادغام حسی و تجارب غیرروتین الگوی فعالیتهای عصبی را تحریک میکنند و باعث ایجاد ارتباط بیشتر بین مناطق مختلف مغز میشوند و همچنین سلولهای عصبی را وادار به تولید مواد مغذی مغزی به نام نوروتروفین میکنند و از این طریق به بهبود افسردگی کمک میکنند [26].
این پژوهش با محدودیتهایی همراه بود که ازجمله آنها میتوان به این موارد اشاره کرد: در این روش برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده و از مشاهده و مصاحبه استفاده نشده است که این نکته میتواند سوگیری یافتهها را تحتتأثیر قرار دهد. همچنین این پژوهش بر روی سالمندان اجرا شد و یافتههای آن قابلتعمیم به سایر گروههای سنی نیست؛ بنابراین پیشنهاد میشود در کنار پرسشنامه از روشهای دیگری ازجمله مصاحبه استفاده شود و همچنین این پروتکل بر روی گروههای سنی دیگر نیز اجرا شود. همچنین پیشنهاد میشود دورههای آموزشی و کارگاهی در خصوص تمرینات نوروبیک برای روانشناسان برگزار شود تا از این طریق بتوانند از این رویکرد در کاهش مشکلات روانشناختی؛ بهویژه مشکلات شناختی سالمندان استفاده کنند.
نتیجهگیری نهایی
نتایج این پژوهش نشان داد برنامه تمرینات نوروبیک میتواند به ارتقای وضعیتِ شناختی وکیفیت زندگی و همچنین بهبود اضطراب و افسردگی سالمندان کمک کند؛ بنابراین میتوان این مداخله را درمورد مشکلات روانشناختی سالمندان مورد استفاده قرار داد. درمجموع باتوجهبه افزایش جمعیت سالمندی و مشکلات روانشناختی سالمندان که تبعاتی برای جامعه دارد، آموزش رویکردهایی که بتواند در کاهش مشکلات روانشناختی سالمندان به آنها کمک کند میتواند مثمرِثمر باشد. تمرینات نوروبیک کمک میکنند که مغز چالاکتر و منعطفتر عمل کند و بتواند هر چالش ذهنی را پشت سر بگذارد؛ خواه این چالش مربوط به حافظه باشد یا انجام وظیفه یا خلاقیت. همچنین تمرینات نوروبیک با استفاده از تحریک حواس جسمی و عاطفی با تولید مواد مغذی، ازجمله نوروتروفینها به بهبود افسردگی و اضطراب کمک کرده و میتوانند در کنار بهبود وضعیت شناختی سالمندان، کیفیت زندگی آنها را بهبود بخشند.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه شهید چمران اهواز این پژوهش را با کد اخلاق (IR.SCU.REC.1403.047) تأیید کرده و در سایت کارآزمایی بالینی ایران با شماره (IRCT20230228057557N2) ثبت شده است. قبل از اجرای برنامه شرکتکنندگان درمورد روند اجرای پژوهش توجیه شدند و فرم رضایت برای شرکت در پژوهش را تکمیل کردند. تمام اطلاعات شرکتکنندگان در پژوهش نیز محرمانه ماند. علاوهبراین شرکتکنندگان اجازه داشتند هر زمان که مایل بودند از پژوهش خارج شوند.
حامی مالی
این پژوهش هیچگونه کمک مالی از سازمانهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
طراحی، جمعآوری دادهها، تحلیل دادهها، مدیریت پروژه، ویرایش و بررسی: مریم کورکی؛ اجرای مداخله: مریم کورکی و سید اسماعیل هاشمی؛ نظارت، جمعآوری دادهها و تحلیل دادهها: سید اسماعیل هاشمی.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع وجود ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان صمیمانه از همه سالمندان شرکتکننده در مطالعه و همچنین کارکنان مراکز خدمات جامع سلامت که در جمعآوری نمونهها با تیم تحقیق همکاری کردند، تشکر و قدردانی میکنند.